حسابدار
تجربه کاری حسابدار در ارم نوش (آکوافینا)
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من حدود دو سال در انجا حسابدار بودم مدیر عامل بسیار برخورد بد با کارمندان داشت و همه را نوکر خود میدانست اصلا امنیت شغلی نداری و سنوات و مرخصی و اضافه کاری نمیداد و حق همه رو میخورد و اگر یک روز مرخصی میخواستی نمیداد من در دو سال که اونجا بودم مرخصی نرفتم و اگر دو سال اونجا دوام اوردم بخاطر بدست اوردن تجربه حسابداری بود شرکت بسیار بدی بود و هر روز استرس داشتی لطفا از تجربیات من استفاده کنید و طرف شرکت نروید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در شرکت ارم نوش (آکوافینا) تجربهای کارگاهی به عنوان کارگر تولید دارم. اوایل با وجود مدیرانی که جدی بودن کار زیاد به چشم نمیآمد و جو حاکم، من در محیطی کار میکردم که پرسنل افغان بدون مدرک، جایگزین پرسنل ایرانی میشدند و حقوقهای کمتری پرداخت میشد. عیدی با تاخیر در پایان سال به من داده میشد و فشار کاری زیادی بود؛ هر کس باید صبح زودتر بیدار میافتاد تا کار را شروع کند و نظارت از حراست تا نگهبانی و بازرسی کیف پرسنل هم وجود داشت. مرخصیها به دلیل نبود سرویس مناسب سخت بود و اگر مشکلی پیش میآمد یا تعطیل میشد، مرخصی آن روز از کم میشد. اضافهکاری و کار جمعه اصولا وجود نداشت و گاهی با تاخیرهایی روبهرو بودم. در زمان استخدام، از ارائه شناسنامه یا سفته صحبت میشد و اگر به هر دلیلی شناسنامه خواسته میشد، دو تا شناسنامه میگرفتند تا شناسنامه خودت را بدهی. ادعا میکردند جای پارکینگ وجود دارد اما دروغ بود و ماشینها بارها توسط پلیس جریمه میشدند. غذای شرکت نیز شامل تخممرغ و سیبزمینی بود و وعدههای دیگر مانند پوره سیبزمینی، فلافل بندری و ماکارونی نیز در فهرست بود؛ اما مزایایی در کار نبود و آذوقه وقتی استخدام میکردند، دروغ بود. تنها چیزی که میدانم این است که در مجموعهای از مدیران و پرسنل با رفتارهای نامتعادل و تجهیزات کهنه روبهرو بودم.
من تجربهای ناخوشایند از کار در شرکت ارم نوش (آکوافینا) دارم که در فضای پشتیبانی شکل گرفت. در این مدت، عمرم را صرف زمانهایی کردم که نتیجهای جز سردرگمی و اتلاف وقت نداشت و با افرادی روبهرو شدم که رفتارهای غیرمنصفانه و گاه روانناشمار داشتند. با وجود تلاش برای یادگیری، با موقعیتهایی رو به رو شدم که اطلاعات دیگران بهطور غیرمجاز از سیستمها خارج میشد و این تجربه، من را با روشهای غیرقانونی فروش و سوءاستفاده آشنا کرد. همچنین با ترفندهایی برای غیبت و تهمت در میان همکاران مواجه شدم و مشاهده کردم که برخی افراد از وکلای ناایمن و شیوههای ناامن برای فرار از مسئولیتهای کاری استفاده میکنند. در طول دوره کاری، از ارز و دلار با مدارک پرسنلی شرکت برداشت میشد، که این موضوع من را به شدت نگران کرد. در نهایت با حضور افرادی که بهرهبرداری از موقعیت شغلی و جیب بری را تبدیل به روال کار میکردند، روبهرو شدم و تجربهای شد که به نظر میرسید پایههای اخلاقی در شرکت رعایت نمیشد. همچنین آگاهی یافتم از وجود همکاریهای مخفیانه و پرداختهای پنهانی که به کارمندان تعلق میگرفت یا از دست میرفت. این مجموعه تجربهها برای من روشن کرد که در چنین فضایی نمیتوان به تعهدات حرفهای پایبند بود و شیوههای رفتاری غالب، به توسعه حرفهای من آسیب میرساند.
به نظرم هر کار با هر موقعیتی بهتر از اینجا است؛ حتی پیدا کردن شغل دیگری هم شرف دارد. اینجا فضای کار خیلی توأم با تشبیه و تحقیر است و از هر حرکت ساده هم به چشم نقص نگاه میشود. وقتی قدم میگذاری یا با همکاران حرف میزنی، به آرامی شخصیتت توسط فضایی ناسالم خرد میشود و دیدگاه مدیران نسبت به کارکنان بیشتر به نگاه اقتصادی و ابزارگونه میماند تا انسان. نتیجه اینکه تجربه کار در این شرکت برای من به سختی قابل تحمل بود و احساس میکردم بیانگیزه و بدون احترام بودن بخش جداییناپذیر محیط است.
من به عنوان کارمند فروش با وجود تمام مشکلات، تجربهای تلخ از این شرکت دارم که همچنان به خاطر آن پشیمانم. منابع حقوق و مزایا به شکل نامشخصی مطرح میشد و به روشهای مختلف برای دسترسی به مدارک هویتی، با فشار یا نیاز به پیگیریهای طولانی روبهرو میشدم. گاهی برای پیگیری آنها باید با التماس یا مراجعه به مراجع مختلف اقدام میکردم و نتیجهای قطعی به دست نمیآوردیم. به هیچوجه توصیه نمیکنم حتی یک روز هم برای این شرکت کار کنید؛ قطعا تجربهای منفی و با پیامدهای دیرپایی خواهد بود.
در حین استخدام، برای من شناسنامه، چک و سفته گرفته شد و وقتی قصد خروج از کار را داشتم مدارکم را خواستند اما رسید را به من ندادند و فهمیدم که با افراد دیگری در ارتباط است تا مدارک را به من بدهد. آنجا کسی بیش از یک هفته دوام نمیآورد چون مدیریت بسیار بد و بیاخلاقی دارد.
با این شرکت هیچ تجربه واقعیای از یادگیری نصیبم نشد و حس میکردم که مسیر رشد ندارم. سالهای کاری من با پاک شدن دادهها و پرداختهای مالیاتی به دولت همراه بود و این وضعیت به نظر میرسید که به صورت سیستماتیک انجام میشود. قیمتگذاری محصول نیز بدون مدارک و به شکل بیهدف بالا و پایین میشد و این روند بیانگیزه به نظر میرسید. حقوق و مزایای پرسنل به طرزی نامشخص و با دخالتهای مستقیم زیر سوال میرفت و به نظر میرسید که این مسائل به وساطت فردی به نام دکتر ابرقویی مدیریت میشود. تیمی از پرسنل بیتجربه و بیاطلاع و بدون جهت مشخص جمع شده بودند که در شرکتهای دیگر جایگاهی نمییافتند. اسناد هویتی مانند شناسنامه، چک و سفته به شکلی غیر قانونی از کارکنان اخذ میشد و به نظر میرسید که این کار به برخوردهای خارج از روال منجر میشود. برای خروج از این محیط یا وضعیت، باید به دفترخانه در میرداماد مراجعه میکردی و تعهدی میدادی مبنی بر این که تمام حقوق پرداخت شده تا مدارک و اسناد به تو داده میشود. امیدوارم که حقوق پرسنل که به هر نحوی خورده میشود، از طریق اقدامات لازم پیگیری و حفاظت شود.