کارمند فروش
تجربه کاری کارمند فروش در انتشارات جنگل
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
شرکت جنگل را در ذهن دارم، تجربه من از اردیبهشت سال ۱۳۹۸ آغاز شد و تقریبا شش ماه طول کشید. در ابتدا دو سه ماهی با آقای کاظمی و مهرداد همراه بودم تا به کار فروش اشراف پیدا کنم، اما پس از مدتها آن دو نفر از کار کنار رفتند و من به طبقه بالا رفتم تا با آقای فضلی کار کنم؛ فردی که به گفتهی همکاران در کنار استخدامهای علمی، رفتارهای غیرمنصفانهای داشت و اخراجهای خودخواستهای انجام میداد. غالبا اطرافیان میگفتند او از روی مخبر بودن ترس و نگرانی ایجاد میکرد و زمانی که خانمش هم حضور داشت، اوضاع کمی پیچیده میشد. پس از مدتی به دلیل اینکه شرکت به بهانه بچهدار شدن تصمیم به تغییراتی گرفت، از شرکت جدا شد و ظاهرا با روابط خانوادگی بین پرسنل مشکل داشت؛ اکنون به نظر میرسد که اعضای خانوادگی جایگاههای اصلی شرکت را در اختیار دارند. حاج سجاد، همسرش و دختر و پسری که با آنها نسبت فامیلی وجود دارد از این گروه محسوب میشوند. مصاحبه برای من اهمیتی نداشت، چون به طور عمومی گفته میشد که خیلی راحت میشود به شرکت وارد شد، اما پس از مدت کوتاهی کار را انجام میدهی و اگر بخواهی نروی هم احتمال اخراج وجود دارد. با این حال فکر میکنم بخش دیجیتال مارکتینگشان نسبتا خوب باشد؛ نام دقیقش را یادم نیست، اما سرپرست آن بخش فردی منصف و با تجربهای است که یک روز همکاری با او در بخششان داشتم، به خاطر جمعه سیاه. تجربه ششماههام میگوید که به هیچ عنوان به این شرکت پا نگذارید. در نهایت، به من سنوات و سایر مبالغ پایان کار اختصاص داده شد و به ادعای خود شرکت، حق و حقوقم پرداخت شد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد…
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت…
شرکت جنگل با وجود زمان کوتاه حضور در مصاحبه، تجربهای کاملا روشن و منصفانه بود. فرد مصاحبهکننده آرامش و وقار خاصی داشت، توضیحاتش را به طور کامل درباره وضعيت شرکت، پروژههای جاری و آینده توضیح میداد و نکات کلیدی را به…
اول خودم همه کارهایی رو کرده بودم توضیح دادم. بعد اونها درباره شرایط کار و نیازهاشون گفتن. نصف مصاحبه به انگلیسی بود. اهل کتاب بودن هم براشون مهم بود. از اونجایی که نیازهاشون با سوابق کاری من همپوشانی زیادی داشت و من…
برای من تجربهای تلخ و ناگوار بود که در طول مدت کوتاه کارکردن در این مجموعه با آن روبهرو شدم. صبحها با رفتن به سالن تولید حس سردی از بیاحترامی و فشار را داشتم. مدیر کارخانه بهطور مداوم فریاد میزد و از کلامی رکیک…
در اینجا تجربهای تلخ از کار در یک مجموعه را تعریف میکنم که بیش از حد انتظارم بد بود. در زمان کوتاهی که در آنجا حضور داشتم، فضای کاری چندان محترمانه نبود و ارتباط بین مدیران و کارکنان به شدت مشکل داشت. مدیر کارخانه…