بانکدار
تجربه کاری بانکدار در بانک ملت
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
هدف من از تجربهی کاری در بانک ملت این بود که محیطی با فرصتهای برابر و شفاف را شاهد باشم، اما واقعیت برای من متفاوت بود. فهمیدم که شبکهی دوستی و رابطههای داخلی تأثیر زیادی روی همکاریها دارد و بهخصوص افراد نزدیک به مدیران معمولا در فرایند جذب و ارتقاء جایگاه بهتری میگیرند. بعد از گذشت چند سال، قراردادها به صورت مداوم تمدید میشد و برخی همگروهها پستهای بالاتری دریافت میکردند بدون اینکه از مهارتهای مشخصی برخوردار باشند. ساعات کار در برخی روزها فراتر از مقررات تعیینشده بود اما اضافهکاری به من پرداخت نمیشد. فشار کاری بالا بود و رئیس و معاون شعبه همچنان دیدگاههای متفاوت و گاه پر توقعی داشتند. این فشار با وجود فاکتورهای استرسزا، انگیزهی زیادی برای سازگاری و پیشرفت ایجاد نمیکرد. در نهایت، مزایای شغلی پاسخگوی این سطح از فشار و تنش نبود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
پس از شش بار مصاحبه در بانک ملت طی نه ماه، بالاخره موفق نشدم. بار آخر گفتند که رد شدهام و دلیلش را هم توضیح دادند: حجاب من را نمیتونستند اثبات کنند. گفتند برای پیگیری به دیوان عدالت اداری شکایت کنم، در حالی که من با…
من با بانک ملت تجربه کردم و در جلسه گزینش عقیدتی مشکل پیش اومد. فکر کردم نتیجهاش رد شده، اما بعد از پیگیریهای چندماهه گفتن که بالاخره رد شدهام و باید برم نامه برای بانک مرکزی بگیرم؛ نمیدونم برای بانک مرکزی دقیقا…
من با وجود واریزیهای اخیر بانک ملت احساس میکنم برداشتها و تفاوتهای بین حقوق و مزایا با سود سپرده سنواتی به شدت اثرگذار است. در جریان ولادت حضرت زهرا و ولادت حضرت علی و عید مبعث، این واریزها برای اقشار مختلف پرسنل…
من تجربهام را این طور توصیف میکنم که دوستی صمیمی من که کارمند بانک ملت است و قرارداد دارد، همیشه با من درباره وضعیت شغلی در بانک صحبت میکند. آنچه برخی نوشتهاند را قبول ندارم و باور دارم اعداد و توضیحات مطرحشده اغلب…
به خاطر فشار کاری و حقوقی که میگیرم، احساس میکنم وضع کار در بانک ملت خیلی نابسامان است. ساعات کار بیش از حد است و توقعات بالا است. به کارمندها فشار زیادی وارد میشود و وقت و انرژی زیادی تلف میشود. اضافهکاریهای زیاد…
در یک محیط کاری سرد و بیروح، حس میکنم تفاوتهای فاحش بین نیروهای قراردادی و رسمی به شدت فشار میآورد و اخذ مرخصی نیز دشوار است؛ این چیزها من را به فکر فرصتهای جدید میاندازد.