مصاحبه برنامه نویس وب
تجربه کاری مصاحبه برنامه نویس وب در بريد سامانه نوين
امتیاز ۱.۰ از ۵.
دوست داشتم فرصت مصاحبهای را برای بررسی تواناییهایم بگذرانم، اما اتفاقات آن روز باعث شد نگاه من به شرکت کمی سرد شود. در آغاز با مدیر منابع انسانی صحبت کردم و فرم نسبتا طولانی حاوی نکات فردی و خصوصیات شخصی را پر کردم. گفتند حقوق را با دو ماه تاخیر پرداخت میکنند و من، علیرغم آگاه بودن از وضعیت، تصمیم گرفتم برای دیدن فرایند مصاحبه فنی هم جلسه را ادامه بدهم. سپس با دو نفر از مدیران فنی شرکت روبهرو شدم که زمان مصاحبه بیش از دو ساعت طول کشید. رویکرد تیم مصاحبه به نظر من خیلی تمرکز بالایی روی جزییات داشت: هر بار پاسخی میدادم، به تک تک کلمات توجه میکردند که چرا همین تعبیر را انتخاب کردهام و چه نتیجهای میتواند داشت. با وجود سطح مطرحشدن سؤالات، روند مصاحبه به نظر من خیلی پیچیده و غیرضروری بود و در آن فضای آرامیه کار نبود. درباره انگیزه من از ترک کار فعلیم، بیش از ده بار پرسیدند. حتی سؤال کردند آیا عضوی در سایت خاصی هستم و من گفتم بله، CodeProject را هم نام بردم؛ گفتند اکانتتان را بگویید تا بررسی کنیم. این رفتار را خیلی غیرملاحظ و غیرحرفهای دیدم. در نهایت فکر میکنم ارزش حضور در این مصاحبه را نداشت. آنچه برایشان اهمیت داشت، روحیه کار تیمی و توانایی حل مسئله بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در زمان حضور من در این شرکت، با مشکلاتی روبهرو شدم که بهوضوح نشان میداد مدیریت سطح بالاتر ضعفهایی دارد. از سوءتفاهمهای مداوم گرفته تا نبودن شفافیت در ارتباطات و کمهماهنگی بین واحدها، شرایط کاری را غیر پایدار کرده بود. این مسائل نه تنها کیفیت کار را تحت تأثیر قرار میداد، بلکه باعث کاهش رضایت شغلی و افزایش فشار کاری بر همتیمیها میشد و در نهایت منجر به تصمیمم برای قطع همکاری شد.
شرکت برید سامانه نوين تجربه من از مصاحبههای کاری به دو بخش تقسیم میشد. در اولین مرحله به سوالات مربوط به منابع انسانی و تیپ شخصیتی پرداخته شد و مرحله دوم، مصاحبه فنی بود که پرسشهای زیادی مطرح میشد و هر چه پاسخ میدادم بیشتر سوال میکردند، گاهی پاسخها با سوالات توهینآمیز همراه میشد. مثلا از تفاوت UML و XML پرسیدند که واقعا سوالی غیرمنتظره بود و به نظر نمیرسید مرتبط با کار باشد. در بخش فنی، سوالات متنوعی در حوزههای مختلف از جمله وبسرویسها، Design Patternها و مفاهیم OOP مطرح میشد. از نظر حقوقی هم باید بگویم حقوق آن شرکت نسبت به مسیر شغلیام مناسب نبود و امکان برنامهریزی بلندمدت برای آینده بهطور قابل توجهی دشوار بود. فضای کاری و محیط شرکت از نظر من جای مناسبی نبود و به نظر نمیرسید فضایی پویا و حمایتی باشد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، سختکوشی، برونگرایی، کمحاشیه بودن و داشتن انتظارات پایین بود.
در مصاحبه کاری برای وبنویس عصرانه با نگاه جدی به زمانبندی، اولویت حضور دقیق در موعد مقرر از من خواستند. اینجا یکی از معدود شرکتهایی است که کارشان را کاملا جدی میبینم و این واقعا برایم ارزش داشت. آغاز روند مصاحبه با تکمیل فرم مشخصات بود که در آن تعدادی سوال درباره شخصیت هم وجود داشت. پس از آن، مدیر منابع انسانی با سوالات کلی از پاسخهای من در فرم، درباره دلیل خروج از شغل قبلی و موارد مشابه پرسید. سپس چهار آزمون از سیستم شرکت گرفتند که سه تای آنها ماهیت شناختی داشت و یکی هم شامل سوالات هوش بود. واقعا برایم جالب بود؛ در حین آزمون از مسئول مربوطه خواستم نتیجه آزمون را به خودم بگوید؛ ابتدا گفتند در صورت انتخاب، نتیجه را از من میخواهند اما پس از آزمون نتیجه را به خودم گفتند و به نظرم دقیق بود. پس از پایان این چهار آزمون، با مدیر فنی جلسهای حدود یک ساعت داشتم که سوالات بیشتر مرتبط با پروژهای بود که قرار است با آنها همکاری کنم. شرکتهایی با این سطح جدیت، به سوالات بیربط پاسخ نمیدهند و این تجربه را بهخوبی نشان میداد. رفتار مدیر فنی و سایر همکاران واقعا محترمانه بود و سوالات حوزه طراحی و شیگرایی و برخی پترنهای طراحی بود. درباره سیستم صف و نکاتی مانند LINQ هم پرسیدند. در جریان بحثهای فنی، به خودم در همان موقع از لحاظ فنی نمرهای حدود ۷۵ از ۱۰۰ دادم. در نهایت نیز قبول شدم. نکته منفی مربوط به رزومهام هم مطرح شد، اما هیچکس با رفتاری تحقیرآمیز صحبت نکرد؛ رفتارشان حرفهای بود. توصیه اصلی: بهموقع بودن را دست کم نگیرید. نشان ویژگی زمانشناسی برایشان خیلی مهم است.
برای من تجربهای بود که طرز برگزاری مصاحبه شرکت بريد سامانه نوين را بهطور کامل تغییر داد؛ بهدليل کرونا بهصورت آنلاین برگزار شد و قرار شد تماس صبح باشد و امکان تعویق به بعد ظهر وجود داشت. سه نفر حضور داشتند: دو نفر از تیم فنی و یک نفر منابع انسانی. در ابتدای مصاحبه درباره رزومهام سوال شد و از همان ابتدا برخی سوالات بسیار ناگوار و بیربط مطرح شد؛ پرسیدن دلیل خروج از شرکت ده سال پیش یا اینکه آیا با آشناها رفتیم یا نه. متوجه شدم هدفشان تخریب است؛ هر بار سوال فنی را که میپرسیدند، من را گیج میکردند و گاهی میگفتند پاسخ من اشتباه است. بعد از چند سوال و توضیح مفاهیم، عصبی شدم و با آنها بحث کردم که این نوع مصاحبه حرفهای نیست؛ علاوهبر این که گفتند سینتکس و روشهای جنریک یا نحوه نوشتن یک کوئری را از ابتدای کار بخواهند، و توضیح دادند که بهصورت دقیق چه چیزی را میخواهند. در نهایت به نظرشان رسید که پاسخ من ناقص است و از ادامه گفتوگو منصرف شدم. همچنین از تلفظ واژههایی مثل virtual نیز بهزعم خودشان اشکال میگرفتند و به رخ کشیدن دانششان را نشان میدادند که خیلی بیاحترامی بود و نیاز نبود. در کل فقط ده دقیقه مصاحبه را ادامه دادم و تصمیم گرفتم ادامه ندهم چون تجربهای بود که بههیچ وجه استاندارد و حرفهای نبود و احساس کردم ادامه دادن به آن بیفایده است. به آنها هم گفتم که چنین مصاحبههایی را توصیه نمیکنم و بهتر است در چنین شرایطی آرامش حفظ شود و بهجای برخوردهای تخریبگر، به معیارهای حرفهای توجه شود. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود، برای من واضح نبود؛ هیچ کدام را بهعنوان نکته مثبت مطرح نکردند.
سالها کارم را در برید سامانه نوین آغاز کردم و نخستین بار برای مصاحبه به این شرکت رفتم. سال نود و دو و دوباره در نود و نه برای تست و ارزیابی آمدم؛ سال نود و نه به خاطر ناچار شدن بود و میدانستم اوضاع شرکت نسبتا نامناسب است. در همان جلسه گفتند که پرداخت حقوق با تاخیر انجام میشود. به قطعیت میگویم که مصاحبهکننده رفتاری بیتمدن و غیرحرفهای داشت. آقای صادقی از سالها قبل در برید حضور داشت و در مصاحبههای قبلی هم با ایشان دیداری داشتم. در آن گفتگوی خالی از رفاقت، فردی با عقده و خودبرتربینی به من گفت که مسیر پیشرفت من طی سالهای کارکردم صعودی بوده، ولی میتوانست وضعیت بهتری داشته باشد. به او گفتم آیا واقعا از سال ۹۲ تا امروز کسی مثل من را چنین تحلیل میکند که اتوماسیون شرکت فقط یک وصله و پینه است و پیشرفتم را نقد میکند؟ تمایل داشتم به او بگویم که آیا واقعا از سال ۹۲ تا حالا اینجا هستی تا روند پیشرفت من را ارزیابی کنی؟ یکی از همکاران آخرین بار پرسید آیا میشود کار را بسساز و قابلقبول کرد؟ پاسخ این بود که میشود، ولی هنوز هم وقتی میخواهم از شرکت جدا شوم، میخواهم بدانم دلیل اصلی این قانع نبودن چیست و چه چیزی میتواند مرا ترغیب کند؟