کارشناس
تجربه کاری کارشناس در بهسازان ملت
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
بزرگترین پروژه آی تی کشور ینی کارت سوخت رو که زمان مدیرای قبلیش با کلی هزینه احرا شده بود با مدیریت فاجعه بار مدیرای جدیدش به آتیش کشیدن. فاجعه سواد فنی در لایه مدیریت. اونی که گفته ۱۰ ساله اونجاست ینی دانشش ۱۰ ساله جا مونده . ینی یه بی سواده طبق دانش روز آی تی . ینی فقط بلده صبح بره سره مار با ظرف غذا. دمپایی بپوشه . بره تو سف توالت . با همکارا چرت بگه بخنده . ظهر غذاشو بزنه . مثلا جلسه ای بره. بعدم بره خونه. هر اول ماه دیزاستر دارن. کی پی آی معنی نداره . از بیکاری برای گروههای عملیاتی کار جور میکنن تا بیکار نباشن. جدیدا قیافه مدرنکرفتن تولد تبریکمیگن . به زور بگن ما خوشحالیم. ولی شیفت شب نباشه حقوق کارشناساش با رفته گر یکیه . از رو پارتی هم سمت میدن . پسر خاله و خواهر زاده بازی موج میزنه. اغلب مدیراش هم کچلن. خلاصه فاجعه کاریه نرید پیر میشید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در یک فضای آشفته از نظر ارتقای شغلی مواجه بودم؛ به نظر من سازوکار روشن و عادلانهای برای پیشرفت وجود ندارد و مسیر ارتقا برای برخی همکاران به سلیقه مدیران داده میشود. از طرفی، معاون گروه بیشتر به منافع خودش توجه دارد و…
روز مصاحبه برای موقعیت دیتابیس، بیشتر به سوالات شخصی گذشت تا فنی و من هم توضیحاتم را دربارهی سابقهام بخشیدم. پس از پایان جلسه، فرم طولانی از اطلاعات شخصیام را پر کردم و گفتند که خیلی زود با من تماس میگیرند، اما تا…
در جلسه مصاحبه، سوالاتی درباره کار و تفاوت بینJOINها، ایندکسها و تفاوت بین استورج پروسیجرها و فانکشنها مطرح شد و در پایان فرم نسبتا طولانیای برای تکمیل قوانین شرکت ارائه شد. گفته شد فرایند استخدام احتمالا بین یک تا…
من از فضای شرکت تجربهای ناخوشایند دارم که با وجود تلاشهای فراوان برای حل مشکلات، همواره با بیکفایتی مدیریتی و تنشهای درون سازمانی مواجه بودم. سرمایه انسانی در مجموعه به شکلی سمی و ناکارآمد عمل میکرد و هیچوقت به حل…
امروز فهمیدم که در زمان ورودم به بهسازان ملت، فشار روانی زیادی تحمل کردم و الان هم پشت سر گذاشتن این مدت از نظر روانی تأثیر زیادی بر من گذاشته است. در طول این سالها که هشت سال است در همین مجموعه هستم، تجربههای روحی و…
بسیار بی نظم و همه چی قاطی بر قاطی هست اتوماسیون ۱ هفته قطع بود و مسئولین کاری نمی کردن چون اصلا براشون مهم نبود که بهو ۱۰۰ تا نامه بمونه و با هم بیاد هر کی هم مینداخت گردن اون یکی، دبیرخانه گردن ادمین گام ،ادمین گردن…