“Toxic Work place”
تجربه کاری “Toxic Work place” در خدمات ارتباطی یرانسل
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در این شرکت کنار همکارانم مشغول به کارم و سالهاست به صورت تماموقت در ایرانسل فعالیت دارم.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
مصاحبه بسیار تخصصی بود و سوالات سختی مطرح شد. مصاحبهگر پرشور و حرفهای بود و به طور گستردهای درباره شرکت و کسب و کارشان سوال پرسید؛ بنابراین قبل از رفتن به جلسه حتما پژوهش لازم را انجام بدید. توصیه میکنم شرح وظایف را دقیق بخوانید؛ او از من پرسید که در این سمت به چه نوع فردی نیاز دارند. مهارت تحلیل برایش اهمیت بالایی داشت و به تخصص هم توجه خاصی شد. دانش و بهویژه سطح زبان انگلیسی مشخصههای کلیدی ارزیابی بودند.
در مصاحبه برای کارشناس توسعه کسب و کار، گفتم که تجربهی من در این حوزه به شکل عملی و ملموس جلوه میکند. در خلال گفتگوها به برنامههای عملیاتی و نحوهی بهبود فرآیندهای فروش اشاره نمودم و توضیح دادم چگونه میتوانم نقشهراهی برای رشد درآمدترکیبی شرکت طراحی کنم. از پروژههایی نام بردم که با تحلیل بازار و نیازهای مشتریان، فرصتهای جدید را تعیین کرده و به تیم کمک کرد تا اهداف فروش را تحقق بخشد. همچنین به چالشهای موجود اشاره کردم و راهکارهای مبتنی بر داده برای افزایش کارایی و افزایش سهم بازار پیشنهاد دادم. در پایان، بر اهمیت همکاری تیمی و ارتباط مؤثر با واحدهای مختلف سازمان برای پیشبرد استراتژیهای توسعه کسب و کار تأکید کردم.
در اولین برخورد با شرکت، احساس کردم حرف کارشناس استخدام درباره دلیل تماس بیشتر ناشی از تفاوت حقوق درخواستیم با پوزیشن بود تا واقعیت شغل. روز مصاحبه اما از همان ابتدا با تجربهای ناخوشایند روبهرو شدم. در ورودی ساختمان قفل بود و نگهبان با بیحوصلهگی رفتار میکرد، انگار به دنبال تذکر دادن به من بود. از مسیر هم دلسنگی داشتم و وقتی فهمیدم ساختمان درست نزدیک شادآباد است، سردرگمیام بیشتر شد. نگهبان با بیاحترامی در ورودی را با ریموت باز کرد و با تمسخر گفت چرا با این لحن در زدنم. او ازم بهشدت طلب کرد تا سرم را پایین بیندازم تا بتونه اطلاعات ثبت کنم، انگار با یکی از اعضای فامیلش رفتار میکرد. خلاصه وقتی بالاخره وارد ساختمان شدم، حدود بیست دقیقه در اتاق انتظار نشستم تا مدیر هوش مصنوعی بیاید. در طول آن مدت یا با کسی صحبت میکردم یا با خودم حرف میزدم، چون صداش خیلی کم بود و ماسک میگذاشتند تا بلندتر صحبت نکنند. مرا درک نکردند که واقعا صدایشان را نمیشنوم. در جلسه متوجه شدم به دنبال فردی با تجربه از شرکتهای خدماتی آمریکایی هستند که بتواند همزمان همهچی فنی را داشته باشد و سطح انتظارشان از پوزیشن بسیار بالا بود. از من خواسته شد پروپوزالی مرتبط با شرکت قبلیم را بیاورم و ارائه بدهم، که این به معنای دسترسی به اطلاعات محرمانه شرکت قبلی بود و من از پاسخ به چنین پرسشهایی امتناع کردم. ناگهان آخر مصاحبه گفتند ۱۵ دقیقه استراحت بدهند تا از من تست بگیرند، در حالی که قبلا هیچ اطلاعی به من داده نشده بود و این کار را غیرحرفهای دانستم. هیچ توضیحی درباره ساعات کار یا پوزیشن به من ارائه نشد و با بیاحترامی بیشتری از من تقاضای پاسخ برای تست کردند و من از اتاق خارج شدم. این روند من را خیلی شوکه کرد چون در شرکتهای بزرگتری هم بودهام و تجربههای مصاحبه من این گونه نبود. حتی مسئول جذب، اطلاعات لازم درباره این مصاحبه را درست در اختیار نداشت که چه کسی را برای مصاحبه دعوت کند. روز پرتنشی بود و در نهایت هم بعد از مصاحبه، مسئول جذب با من تماس گرفت و گفت که رفتهام برای مصاحبه، اما ناگهان اعلام کردند از حضور در تست امتناع کردهام و محل شرکت را ترک کردهام. برای تجربهام به شما میگویم که گول برند را نخورید؛ این گاهی نقشی در شرایط کاری مناسب یا رفتار پرسنل ندارد. وقتی با کارشناس جذب تماس میگیرید، تأکید کنید رزومهتان به دقت مرور شود تا بفهمند چه سطحی از تجربه دارید و آیا واقعا برای آن موقعیت مناسب هستید یا نه، زیرا این فشار روانی و اعتمادبهنفس را تحتتأثیر قرار میدهد. نتیجه برای من این شد که در همان اولین برخورد متوجه شدم اشتباه کردم و نگاه من نسبت به شرکت کاملا تغییر کرد.
شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل را تجربه کردم و نمیخواهم جزئیات خاصی که مربوط به افراد است فاش شود. در مصاحبهای برای نقش کارشناس مرکز تماس حاضر شدم؛ دو نفر بهعلاوه خانمی که مسئول منابع انسانی بود جلسه را برگزار کردند. رزومهام را از طریق یکی از اعضای فامیل برای شرکت ارسال کردم و وقتی فرم بررسی رزومه را دیدند، توضیح دادند به دلیل ارتباط خویشاوندی من با یکی از کارکنان، امکان استخدام وجود ندارد. مشکلی که پیش آمد این بود که برای این کار باید به شهر دیگری سفر میکردم، چون شهر ما فرصت استخدامی برای این شرکت نداشت. به این موضوع فکر نکرده بودند که من با آشنایی و تجربه در کار، که کار نسبتا دشواری است، برای مصاحبه میآیم. همچنین میتوانستند از همان اول با تماس تلفنی خبر بدهند که به دلیل وجود اقوام نزدیک در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند تا مسیر حضور در مصاحبه طی نشود.
بعد از گذشت مدت کوتاهی با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه آنلاین، در زمانی که به من اعلام شد، حاضر شوم. فضای مصاحبه بهطور عمومی پر رفتوآمد بود و عناوین و سوالات خیلی بهزیستی دنبال نمیشد. مصاحبهکننده، در محیطی شلوغ و با حواسپرتیهای متعدد، تمرکز زیادی نداشت و برخورد او خشک و سرد بود. سه سؤال سطحی بیش نبود و در پایان، خداحافظیای کوتاه شکل گرفت. جو مصاحبه حس ناخوشایندی داشت و انگار زمان محدود بود و آنطور که باید، بررسی و آنالیز نکرد. برای کسانی که در حوزه منابع انسانی فعالیت میکنند، چنین شرایطی را نمیپسندند و من انتظار داشتم با توجه به فعالیتهای گسترده ایرانسل در حوزه منابع انسانی و ادعاهایی که مطرح میکند، تجربه بهتری ارائه شود. بهطور کلی تجربه دوستداشتنی و مثبت نبود.
در مصاحبه فهمیدم که خیلی با توضیحات شغلی قبلی که شرکت فرستاده بود، تفاوت وجود داشت و این موضوع برای من سوال برانگیز شد. به(detail) گفتم چرا این همه تفاوت بین نقش واقعی و آنچه اعلام شده، هست؟ پاسخ واضحی نگرفتند. در جلسه فنی و کارگزینی به طور عمده به تخصص من اشاره نکردند و بیشتر سوالها دربارهی مسائل مالی، پروژههای نرمافزاری و تلکام بود که حس میکردم هدف از مصاحبه هدایت کردن گفتگو به سمت حوزههای غیر تخصصی من است تا نکاتی که مربوط به تخصصم نیست را پررنگ کنند. شنیده بودم در ایرانسل برای پستهای مدیریتی مصاحبهها فرمالیته است و افراد از قبل برای ارتقا انتخاب میشوند. از همه بدتر این که هیچ اطلاعی درباره نتیجه مصاحبه دریافت نکردم؛ نه تأیید، نه رد، حتی یک ایمیل هم ارسال نشد. به نظر میرسد در سالهای اخیر روند جذب و بهکارگیری نیرو در این شرکت افت کرده و آن چه از سابق شنیده بودم با وضعیت کنونی تفاوت زیادی دارد. همچنین از عدم تمدید قراردادها در ماههای اخیر از برخی همکاران بهکرات شنیده میشود.