کارشناس
تجربه کاری کارشناس در خدمات انفورماتیک
امتیاز ۳.۰ از ۵.
من در این شرکت قبول شدم .ولی شک دارم که جابه جا بشم یا نه . محل کاری قبلی که الان هستم خوبه ولی حقوق و مزایای کمتیر دارد ولی امنیت شغلی و محیط بسیار خوبی دارد . سوالی که من دارم این هست که امنیت شغلی در این شرکت به چه شکل است؟ با توجه به اینکه قرارداد هایشان یک ساله است
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
امروز مسئله اصلی در سطح رؤسا گروه مطرح است. تعدادی از این افراد سالهاست در یک جایگاه ثابت ماندهاند؛ تجربه دارند، اما اغلب این تجربه به نوآوری، تغییر شیوه کار یا ارتقای خروجی تبدیل نشده است. نتیجه این وضع این است که در برخی واحدها بیشتر به حفظ وضع موجود فکر میشود تا توسعهمحور بودن در مدیریت. نکته مهم این است که گاهی وقتی خطا یا ضعف در تصمیمگیری بهوجود میآید، بهجای اینکه مسئولیت در سطح مدیریتی باقی بماند، فشار به شکل غیرشفاف به کارشناسان منتقل میشود. این مساله باعث میشود آنها همواره با احتیاط کار کنند و طبیعی است که فضای روانی تیم آسیب ببیند. در صنعت پرداخت که پویا و به شدت وابسته به تغییرات بازار و مقررات بانک مرکزی است، این مدل کارکرد پایدار ندارد. رئیس گروه باید فقط عنوان و سابقه نباشد؛ واقعا باید از جنس این صنعت باشد، با فضای شرکت و مقررات آشنا باشد، بازار را بشناسد و توان هدایت تیم را داشته باشد. به نظر میرسد این سطح مدیریتی نیاز به بازنگری جدی دارد؛ هم از حیث شایستگی و هم از لحاظ عملکرد. در این میان، بهکارگیری افراد متخصص و شناختهشده در حوزه پرداخت، که تجربه عملی در همین فضا دارند، میتواند به بهبود کیفیت تصمیمگیری و کاهش فشار روی کارشناسان کمک کند.
من سالهاست اینجا هستم و بهعنوان کارشناس، واقعیتها را بدون اغراق توضیح میدهم: پیشرفتی که انتظار داشتم نصیبم نشده است. برای تازهواردها صریحا بگویم که بدون ارتباطات و پارتی کارها بهکندی پیش میرود. گروهها روابط خودشان را ساختهاند و اگر زیرآبزن نباشی، دیده نمیشوی؛ متأسفانه هرچهقدر تلاش میکنی، به چشم نمیآیی. در برابر، برخی یا به وبگردی و کارهای شخصی میپردازند یا به دنبال کارهای دانشگاهیاند و با چاپلوسی و زیرآبزنی، افراد پرتلاش را کنار میگذارند. چون به رگ خواب رییس گروهها آشنایی دارند، از همهچیز مطمئناند. مشکل اصلی این است که خیلی از رییس گروهها جایگاه واقعیشان را بالاتر از حد میبینند. بسیاری از آنها از دورهای که با نجفی آغاز شد بهخاطر رابطه خانوادگی یا آشنایی سالها در همانجا ماندهاند. از ایشان خواهش میکنم یک مشاور حرفهای خارج از مجموعه بیارید که هم دانش فنی را بشناسد و هم جنبه کسبوکار را بفهمد. مصاحبه با رییس گروهها باید از بیرون انجام بشود تا رودربایستی داخلی حل نشود و نتیجه همانی باشد که باید باشد. اگر چند نفر از بیرون بیاورید، روشن میشود کی واقعا تلاش میکند و کی فقط ظاهر میسازد. البته من همواره صریح هستم و باید بگویم بعضی از همکاران خانم هم اینجا رفتارهایی دارند که مناسب نیست و کسی هم جلویش را نمیگیرد. از آقای دکتر ب.د.ر میخواهم که از حقخوری جلوگیری کنند، چون پیامدهایی دارد.
من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
در زمان مدیریت آقای ب.د.ر، وارد شرکت شد تعداد زیادی مدیر بدون تجربه و منفعتطلب که حتی پاسخگویی به سؤالات ابتدایی حوزه انتصاب را هم بلد نبودند. دیدن این وضعیت واقعا تأسفبار بود. این افراد پست را به دست آوردند، اما من میدانم که خودم هم این کاره نیستم و به زودی نیروهای انتصابی در شرکت ملی کنار گذاشته میشوند؛ از این دلیل که همه به فکر لابی کردن برای پستهای بالاترند. سطوح مدیریتی به قدری پر از افراد کممایه شده که حرفی برای گفتن ندارند. بانک مرکزی هم وضعمان را دیده و حتی اوضاع بدتر است. افراد دارای مشکل در فناوری اطلاعات بانک همیشه بیحال و بیحوصلهاند و به بهترین کارشناسان، برنامهنویسها و تحلیلگرها کارهای نامربوط نسبت میدهند تا آنها را اذیت کنند و کارهایشان را به گردن دیگران بیندازند و خودشان فقط به چرت زدن مشغول باشند. واقعا این وضعیت آزاردهنده است و همه چیز به خاطر مدیران ضعیف در هر دو مجموعه است. با این حال من ناامید نیستم، چون اعتماد دارم که خدا و روزی روزگاری حق باجگیران و بیهنران از بین میرود. در بانک مرکزی هم اوضاع همینطور است؛ تویی که آرزوی اینکه دکتر صدات کنند داری و تا به هر حال پاسخ میدهی، خودت و خانوادت میداندهی، پس من هم سعی میکنم تا جای ممکن از این وضعیت جلوگیری کنم و به کارمندانی که واقعا تلاش میکنند کمک کنم. مدیر عامل جدید، با وجود نزدیک به دو سال گذشتن از حضورش، هنوز همه او را مدیر عامل جدید مینامند چون هیچکس نپذیرفته که او را به عنوان مدیر عامل واقعی بپذیرد. او به نوعی خالهزنک است و یک فایل اکسل دارد که نام آدمهای مختلف را در آن نوشته است. همچنین خبرچین شرکت را شیپورچی مینامند و در حوزه فناوری اطلاعات وجود دارد؛ فردی بیدانش، خسته، طلبکار، عصبانی و شهوتران. مزیتهای خاصی نداریم و هر ماه مدیر عامل همه چیز را حذف میکند. اگر در خدمات کار کنی، تورم روی هزینههای ایاب و ذهاب تأثیرش چندان نیست؛ سالهاست که هزینه ایاب و ذهاب یک میلیون است و این موضوع واقعا مضحک است. بعضیها با ماشین از شرکت استفاده میکنند و خانهای نزدیک شرکت دریافت میکنند، اما برای بقیه هیچ مزیتی وجود ندارد. به پیمانکار ماهی ده میلیون برای غذا میدهند، اما اگر غذای پیمانکار را دوست نداشتی، ماهی سههزار وپانصد تومان به شما میدادند تا بتوانند پروژه را به شکلی خرجی کنند. این کار را دوست دارند. پاداشهایی که در سالهای گذشته پرداخت میشد، اکنون از سوی مدیر عامل برداشته شده و کارکنان به اداره کار شکایت میبرند؛ زیرا پرداختهایی که همیشه وجود داشت قانونی است و قابل تغییر نیست و وظیفه شرکت است. اما آقای ب.د.ر خود را درگیر کوچکترین کارها کرده است؛ از جابهجایی یک میز تا رنگآمیزی یک دیوار. استراتژیهای کلان و چشمانداز آینده هیچ چیزی را نشان نمیدهد زیرا چیزی از آنها سر در نمیآوردم. معاونت بازاریابی هم بهطور بیخاصیت وجود دارد: در زمان آقای نجفی یک عده افراد بیخاصیت وارد این معاونت شدند. واقعا در ده سال اخیر بازاریابی چه کردهاند؟ چه کار کردهاند؟ فقط سرگرمیهای سطحی و بیاخلاقیها.
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از زمان مدیریت عامل آقای نجفی، تصمیماتی گرفته شد که آشکار بود در بلندمدت به مشکلاتی خواهد انجامید. یکی از این تصمیمها، استخدام گسترده نیرو بود که بیشتر به خاطر کاهش سرانه درآمد شرکت صورت گرفت تا نیاز واقعی به نیروی انسانی. نتیجهاش امروز بحرانهایی است که با آن روبهرو هستیم. نیروی مازاد وجود دارد و متأسفانه به درستی نمیتوان از آن برای پروژهها و محصولات جدید بهره برد. این مازاد باعث بالا رفتن هزینههای جاری شده و حقوقها با تورم همخوانی ندارد. با عبور از این موضوع به مدیرعامل وقت، آقای درویش روحانی، میرسیم که واقعا گیرنده استانداردهای لازم برای مدیریت یک شرکت بزرگ در سطح ملی نیست و تنها از روی روابط به جایگاه مدیریتی رسیده است. تغییرات در سازمان زیاد است و انتصابها، بهخصوص آنهایی که از خارج شرکت آمدهاند، متناسب با سمتهایشان نیستند. مراسم بیست و دومین سالگرد تأسیس شرکت که در برج میلاد برگزار شد، بهشدت پاییندست و با شأن و جایگاه پرسنل خدمات انفورماتیک همخوانی ندارد. به طور کلی، آن شکوه و جلالی که شرکت خدمات انفورماتیک بیست یا ده سال پیش داشت، اکنون کمرنگتر شده و سطح رفاه پرسنل روز به روز کاهش مییابد. مدیران ارشد به جای تمرکز روی افزایش درآمد شرکت و بهبود سطح رفاه کارمندان، بیشتر به کاهش هزینهها و صرفهجویی میپردازند؛ اما با این روند، نیروهای با استعداد در بازار که فرصتهای بهتری دارند از شرکت خواهند رفت و تنها کسانی باقی میمانند که دارای دانش کمتر و فرصتهای شغلی بهتر را از دست دادهاند.