تجربه کاری در دانا پرداز
تجربه کاری در دانا پرداز — امتیاز ۳٫۰ از ۵.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دستیار هماهنگی جلسه خیلی خوب بود و در نقش کارمند دفتر با من برخورد دوستانهای داشت. قبل از ورود به اتاق مصاحبه، ورقههای فنی را در اختیارم گذاشتند تا پاسخها را آماده کنم. همه چیز از دیتابیس تا مفاهیم فنی در برگهها بود…
با سلام من برای مصاحبه رفته بودم. مصاحبه دوم با مدیرعامل.ی چیزایی توی جلسه دیدم که سعی کردم کمتر حرف بزنم و زودتر فرار کنم. از جمله همین خانم معروف که دوستان شاغل بوده در این مجموعه ازشون تعریف کردن. داشتن ویس من رو ضبط…
داناپرداز بی در و پیکرترین ترین شرکتی که تو عمر کاریم تجربه کردم. یه تعداد آدم بیسواد کم دانش از مدیر عامل هیستریک تا اون خانوم بی اخلاق اعصاب تعطیل همه کاره و هیچ کاره دور هم جمع شدن و مثلا شرکت دانش بنیان تاسیس کردن…
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم…
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و…
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها…