تجربه کاری در دانا پرداز
تجربه کاری در دانا پرداز — امتیاز ۲٫۰ از ۵.
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دستیار هماهنگی جلسه خیلی خوب بود و در نقش کارمند دفتر با من برخورد دوستانهای داشت. قبل از ورود به اتاق مصاحبه، ورقههای فنی را در اختیارم گذاشتند تا پاسخها را آماده کنم. همه چیز از دیتابیس تا مفاهیم فنی در برگهها بود…
با سلام من برای مصاحبه رفته بودم. مصاحبه دوم با مدیرعامل.ی چیزایی توی جلسه دیدم که سعی کردم کمتر حرف بزنم و زودتر فرار کنم. از جمله همین خانم معروف که دوستان شاغل بوده در این مجموعه ازشون تعریف کردن. داشتن ویس من رو ضبط…
داناپرداز بی در و پیکرترین ترین شرکتی که تو عمر کاریم تجربه کردم. یه تعداد آدم بیسواد کم دانش از مدیر عامل هیستریک تا اون خانوم بی اخلاق اعصاب تعطیل همه کاره و هیچ کاره دور هم جمع شدن و مثلا شرکت دانش بنیان تاسیس کردن…
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم…
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و…
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها…