IT Manager
تجربه کاری IT Manager در دانا پرداز
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
بزارین خیلی ساده براتون محیط این شرکت رو شرح بدم: یک محیط کاری بسیار سمی از هر نظر، حقوق و مزایا رو تا اونجایی که بتونن با شما پایین میبندن و برای خود من این رقم تقریبا 5 تا 6 میلیون تومان از اون چیزی که میتونستم دریافت کنم پایین تر بود و با توجه به اینکه نیازمند فوری کار بودم کار رو قبول کردم و سال دوم قرارداد رو با رقم مد نظرم بستم. از نظر کاری هم خود مدیر عامل شخص خوبی هست ولی استرس داره به شدت و مدلش اینه که سخت اعتماد میکنه به عملکرد همه نیروها. در خصوص خود من یه خانومی هست که اون موقع مدیر مارکتینگ بود و من سال اول زیر نظر این آدم که در حد عشایر از شبکه میدونست کارکردم. الان مدیر پشتیبانیه و این آدم به شدت سمه از این نظر که بخوای مرخصی بری باید هفت تا جد و آبادت بیاد جلو چشت که کجا میخوای بری و فقط یه روز برو و هزار تا چیز دیگه. خدا رو شکر سال دوم زیر نظر مدیر عامل بودم و این آدم دیگه مدیر من نبود بس که بیسواده. از نظر دانش فنی هم میتونم بگم که هیچ مدیری تو این شرکت نیست که دانش فنی درستی تو جایگاهی که هست داشته باشه. و نکته جالب در مورد این شرکت اینه که مدیر مالی شرکت خواهر رئیس شرکته و تا اونجایی که بتونن از همه چیز میزنن تو خرج کردن برای نیروها و وضعیتشون. از همه نیروها موقع ورود سفته میگیرن و جالب اینه که سفته منو گم کردن. البته یکسال بعد تسویه سفتتو میدن. کلا اگه خانوم هستین نرین اونجا چون دوتا پسر تو فروش هستن که قطعا بهتون پیشنهاد میدن. اگر آقا هستین و سربازی نرفتین تجربه خوبیه برای تداعی شدن محیط جنگ اعصاب و کاهش اعتماد به نفس. خلاصه که دنیای سمیه این شرکت. برین تو پرخاشگر میاین بیرون یا دیوونه میشین با استرس و اضطراب زیاد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دستیار هماهنگی جلسه خیلی خوب بود و در نقش کارمند دفتر با من برخورد دوستانهای داشت. قبل از ورود به اتاق مصاحبه، ورقههای فنی را در اختیارم گذاشتند تا پاسخها را آماده کنم. همه چیز از دیتابیس تا مفاهیم فنی در برگهها بود…
با سلام من برای مصاحبه رفته بودم. مصاحبه دوم با مدیرعامل.ی چیزایی توی جلسه دیدم که سعی کردم کمتر حرف بزنم و زودتر فرار کنم. از جمله همین خانم معروف که دوستان شاغل بوده در این مجموعه ازشون تعریف کردن. داشتن ویس من رو ضبط…
داناپرداز بی در و پیکرترین ترین شرکتی که تو عمر کاریم تجربه کردم. یه تعداد آدم بیسواد کم دانش از مدیر عامل هیستریک تا اون خانوم بی اخلاق اعصاب تعطیل همه کاره و هیچ کاره دور هم جمع شدن و مثلا شرکت دانش بنیان تاسیس کردن…
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم…
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و…
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها…