تجربه کاری در دلتا
تجربه کاری در دلتا — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
دلم میخواست این تجربه را با صداقتی بیشتر تعریف کنم، چرا که پیش آمدهای آن سال تأثیر زیادی روی من گذاشت. در Delta، مدیریت آن قدر سست بود که گاهی میشد تفاوت بین تصمیمگیری و بینظمی را به وضوح دید. در آن تیم، چند نفر از همکاران دختر وجود داشتند که با رفتارهای خاص و پنهانکاریها میخواستند جایگاهی برای خود بسازند. بهقول معلمها، بعضیها میفهمیدند چطور از موقعیت استفاده میکنند و پشتسر هم راهی برای شانه خالی کردن پیدا میکردند، اما به نظر من آنجا اصولی برای کار تیمی وجود نداشت و فضای مدیریتی براساس نزاعهای داخلی شکل میگرفت. اگر بخواهم درباره وضعیت ج.ا صحبت کنم، باید گفت که برای فهمیدن شرایطش فقط کافی است سری به Delta بزنید. شرکتی که با وجود داراییهای متنوع، به نظر میرسید ثروت آفرینیای که میگویند دارد، تا چه اندازه از منابع دیگر کشور بهره میبرد و این منابع چگونه حفظ میشوند. من تجربهام نشان داد که Delta هم در نهایت به نحوی باقی مانده است، دقیقا مانند بسیاری از شرکتهایی که با ابزارهای مشابه از وضعیت ثروت محافظت میکنند. اگر زبان نرم و شیوههای متقاعدکننده را دوست دارید، ممکن است اینجا جایگاهی برایتان باشد تا به جای کار جدی، به سمت بازیهای مدیریتی حرکت کنید. اما اگر تحمل فشارها و پشت هماندازیهای زیرآبزنی را ندارید یا از سبک بازیهای روانی خوشتان نمیآید، اینجا چندان جای امنی برای رشد و آرامش نیست. از مزایا هم یادم میآید که ناهار میدادند و شاید الان دیگری این مزیت را نداشته باشد؛ زمانهای قدیم چنین امتیازی وجود داشت اما اکنون دقیقا نمیدانم وضعیت تغییر کرده است یا نه. راهنماییای که باید به خود بدهید این است که بخشی از حقوق را برای آینده نگه دارید تا بتوانید به رواندرمانیهای بعد از تجربه در چنین محیطی فکر کنید، اگر بتوانید با این تجربه کنار بیایید و از آن برای خودشناسی بهره بگیرید. در غیر این صورت، فشارها و بازیهای تیمی میتواند شما را تحت تأثیر قرار دهد و آرامش کاریتان را از بین ببرد. ممکن است با برخی اختلالها و حالات روانی مانند اضطراب یا استرس مزمن روبهرو شوید که در چنین فضایی فرصت مناسب برای بهبود فراهم نباشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
واقعیتش، خودم هم فکر نمیکردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی…
برای مصاحبه باید حدود چهل دقیقه منتظربودم و هیچ توضیحی داده نشد. فضا خیلی جدی و خشک بود و حس میکردم با وجود انتظار طولانی، خبری از روحیه و پویایی تیم نیست. مدیرشان فردی با نامی دکتر تقوی معرفی شده بود که از نظر مدیریتی…