واقعیتش، خودم هم فکر نمیکردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر میکرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخشهای مختلف، همه طوری رفتار میکردن که انگار من سالهاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدمهایی بود که حرف میزدن، بحث میکردن، و چیزی رو خلق میکردن. چیزی که من رو شگفتزده کرد، این بود که اینجا کسی از ایدههای جدید نمیترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچوقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بستهست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاقهای جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع میکردی، با ساختارها آشنا میشدی، و همزمان کار رو هم تحویل میدادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازهی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که میشه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه میشه با مدیرعامل دربارهی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم دربارهی نوع نگاهمون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکتها، که روابطشون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دورههای آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش میکشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئلهی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدمها رو بر اساس کارشون قضاوت میکنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش میدن، به ایدههام فکر میکنن، و گاهی بهم مسئولیتی میدن که خیلی بزرگتر از جایگاه رسمیم بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزهبخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار میمونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زندهست که توی رفتار آدمهاش دیده میشه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش میکنن: بهتر کردن تجربهی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه میکنم، میبینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام میدم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در دلتا، صنعت املاک و مستغلات، تهران: بر اساس ۲ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲٫۸ از ۵؛ ۵۰٪ از کاربران دلتا را به دیگران توصیه میکنند. ۲ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
دلتا در تجربههای ثبتشده به عنوان محیطی با چالشهای مدیریتی و فضای رقابتی داخلی معرفی میشود. از دید برخی کاربران، مدیریت سست و تفاوت بین تصمیمگیری و بینظمی با رفتارهای کمالگرا و پشتپردهسازی همراه بوده است و این فضا به ایجاد فشار روانی و بیاعتمادی میان اعضا منجر میشد. همچنین برخی تجربهها به وجود رفتارهای بازیگونه و نزاعهای داخلی بهعنوان عناصر کلیدی فرهنگ سازمانی اشاره میکنند که میتواند رشد حرفهای را با موانعی مواجه کند. با وجود این، برخی از مزایا همچون وعدههای کوتاهمدت یا تغذیه در روزهای اولیه هم در خاطر کارمندان مانده است، هرچند معلوم نیست در حال حاضر این مزیتها همچنان پابرجا باشد. برخی شرکتکنندگان نسبت به ثبات و شیوههای مدیریتی و همچنین شفافیت فرایندهای استخدامی و ارزیابیها ابراز نگرانی کردهاند. درباره روند مصاحبه، تجربهها نشان میدهد که فرایندها میتواند طولانی و بدون توضیح کافی باشد و فضای مصاحبه نیز بهنظر برخی از شرکتکنندگان خشک و جدی است. با وجود این، در میان نقدها برخی به امکان یادگیری از تجربههای منفی و استفاده از بازخوردها برای رشد فردی اشاره کردهاند. در کل، ترکیبی از چالشهای مدیریت داخلی و پارهای جنبههای مثبت کوتاهمدت در تجربههای کار در دلتا دیده میشود که نشاندهندهٔ تنوع و عدم قطعیت در فرهنگ سازمانی است. این نکتهها میتواند برای کارجویان، بهویژه در جستوجوی تجربههای کار در حوزه املاک و مستغلات با نگاه به مدیریت و محیط کار، مفید باشد. برخی از کاربران همچنین به نگرانیهای حقوق و مزایا و فشارهای محیطی اشاره کردهاند که به عنوان فاکتورهای تصمیمگیری در محیطهای مشابه قابل مدنظر است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
دلم میخواست این تجربه را با صداقتی بیشتر تعریف کنم، چرا که پیش آمدهای آن سال تأثیر زیادی روی من گذاشت. در Delta، مدیریت آن قدر سست بود که گاهی میشد تفاوت بین تصمیمگیری و بینظمی را به وضوح دید. در آن تیم، چند نفر از همکاران دختر وجود داشتند که با رفتارهای خاص و پنهانکاریها میخواستند جایگاهی برای خود بسازند. بهقول معلمها، بعضیها میفهمیدند چطور از موقعیت استفاده میکنند و پشتسر هم راهی برای شانه خالی کردن پیدا میکردند، اما به نظر من آنجا اصولی برای کار تیمی وجود نداشت و فضای مدیریتی براساس نزاعهای داخلی شکل میگرفت. اگر بخواهم درباره وضعیت ج.ا صحبت کنم، باید گفت که برای فهمیدن شرایطش فقط کافی است سری به Delta بزنید. شرکتی که با وجود داراییهای متنوع، به نظر میرسید ثروت آفرینیای که میگویند دارد، تا چه اندازه از منابع دیگر کشور بهره میبرد و این منابع چگونه حفظ میشوند. من تجربهام نشان داد که Delta هم در نهایت به نحوی باقی مانده است، دقیقا مانند بسیاری از شرکتهایی که با ابزارهای مشابه از وضعیت ثروت محافظت میکنند. اگر زبان نرم و شیوههای متقاعدکننده را دوست دارید، ممکن است اینجا جایگاهی برایتان باشد تا به جای کار جدی، به سمت بازیهای مدیریتی حرکت کنید. اما اگر تحمل فشارها و پشت هماندازیهای زیرآبزنی را ندارید یا از سبک بازیهای روانی خوشتان نمیآید، اینجا چندان جای امنی برای رشد و آرامش نیست. از مزایا هم یادم میآید که ناهار میدادند و شاید الان دیگری این مزیت را نداشته باشد؛ زمانهای قدیم چنین امتیازی وجود داشت اما اکنون دقیقا نمیدانم وضعیت تغییر کرده است یا نه. راهنماییای که باید به خود بدهید این است که بخشی از حقوق را برای آینده نگه دارید تا بتوانید به رواندرمانیهای بعد از تجربه در چنین محیطی فکر کنید، اگر بتوانید با این تجربه کنار بیایید و از آن برای خودشناسی بهره بگیرید. در غیر این صورت، فشارها و بازیهای تیمی میتواند شما را تحت تأثیر قرار دهد و آرامش کاریتان را از بین ببرد. ممکن است با برخی اختلالها و حالات روانی مانند اضطراب یا استرس مزمن روبهرو شوید که در چنین فضایی فرصت مناسب برای بهبود فراهم نباشد.
برای مصاحبه باید حدود چهل دقیقه منتظربودم و هیچ توضیحی داده نشد. فضا خیلی جدی و خشک بود و حس میکردم با وجود انتظار طولانی، خبری از روحیه و پویایی تیم نیست. مدیرشان فردی با نامی دکتر تقوی معرفی شده بود که از نظر مدیریتی ضعف زیادی دارد و به نظر نمیرسید دانش کافی در حوزهی دادهها داشته باشد؛ بهنظر میرسید به تجربههای خودش تکیه میکند و چندان به نظرات دیگران اهمیت نمیدهد. سن بالای ایشان هم میتواند نشان بدهد که رویکردی قدیمی یا مقاوم در برابر تغییر دارد. در برخی موارد با عباراتی خشک و جدی با همکاران صحبت میکرد و گاهی به صورت سلیقهای عمل میکرد. گاهی تختهاطلاعاتی که از آنجا دیدم، لیستی از تعدادی از افراد جریمهشده را نمایش میداد که این رفتار به محیط کار فشار میداد و حس آرامش را از بین میبرد. به نظر من رفتار حرفهای و رفتار مدیریتیشان با انتظارات من مطابقت نداشت.
استخدام در دلتا
از مجموع ۳ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۵۰٪ از کاربران دلتا را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲٫۵ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۳٫۰ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲٫۵ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی دلتا مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره دلتا
آیا دلتا در حال استخدام است؟
ویکیتجربه آگهی استخدام منتشر نمیکند و از وضعیت فعلی استخدام دلتا خبر ندارد. تا امروز ۱ تجربه مصاحبه از این شرکت ثبت شده که روند استخدام را از نگاه داوطلبان نشان میدهد. فرصتهای شغلی فعلی را در وبسایت رسمی شرکت ببینید.
تجربه کاری در دلتا چگونه است؟
بر اساس ۲ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲٫۸ از ۵ است؛ ۵۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در دلتا چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در دلتا از نگاه ۲ کارمند: ۲٫۵ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در دلتا چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است که روند مصاحبه را شرح میدهند؛ در بخشی از آنها نتیجه و سختی مصاحبه هم ثبت شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کن.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در املاک و مستغلات
بدترین جایی که در 20 سال سابقه کار تجربه کردم. این شرکت که متعلق به علی.الف هست را به هیچ کس پیشنهاد نمیکنم. مخصوصا به خانم ها مدیر شرکت خودش را بسیار مودب و تحصیل کرده نشان می دهد و همه به ایشان آقای دکتر می گویند در…
منTen سال توی این شرکت کار کردم و اوایل فضای کار نسبتاً خوب بود؛ اما با بزرگتر شدن شرکت، کارمندان بیشتر بیارزش تلقی شدند و سوددهی برای مدیران اهمیت بیشتری نسبت به افراد پیدا کرد. در این مدت افراد زیادی ترک کردند و…
برای رسیدن به یه محیط کار باحال و خوب بود اما واقعاً فضاش کمتر از حد انتظار من بود و به نظر میرسید که سرویس رفتوآمد تهران به شرق و غرب و شمال، کار ما رو راحت میکنه. جو کلی خوبه اما محیطش بهطور کامل اوپنآفیسه و…
خیلی محیط خوبی بود. اول در اتاق انتظار یه فرمیدرباره خودم پر کردم. با مدیر مستقیم دیجیتال مارکتینگ صحبت کردم و ایشون با احترام ازم سوالاشون رو پرسیدن. بعد به دیدار مدیرعامل رفتیم تا ایشون هم تایید کنن. بعد از اون…
شرکت کیش دکور برای من تجربهای بود که با وجود برخی ناهمگونیها، نکات مثبتی هم داشت. وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولان انبار را از دست دادهاند، واقعاً حس بینظیری داشتم. با وجود اینکه در جاهای مختلف تجربه کار داشتم…
در آغاز کار وارد این مجموعه شدم و بهعنوان کارآموز فرصت حضور پیدا کردم. فرآیند مصاحبه آرام و دوستانه بود و کسی که با من گفتوگو کرد، برخوردی گرم و بدون استرس داشت. در طول سهماهه اول به تیم بازاریابی ملحق شدم؛ تیمی که…