مهندس نرم افزار
تجربه کاری مهندس نرم افزار در سانا گستر سبز
امتیاز ۴.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۷).
من تجربهای کوتاه از همکاری با سانا گستر سبز دارم که در تیم مهندسی نرمافزار اتفاق افتاده است. این شرکت چند محصول دارد و دورهی کوتاهی را با یکی از تیمهای مرتبط تجربه کردم؛ بخشهای مربوط به پردازش داده و سایر حوزههای مرتبط با کار من بیشتر به چشم میخورد. فضای تیمی خیلی دوستانه و صمیمی بود و مدیر فنی شرکت، حسام که از بنیانگذاران هم هست، فردی خوشبرخورد و با انرژی بود. هر نفر مسئولیت خودش را میدانست و با شدت وظیفهشان را انجام میدادند و همهی اعضا برای رسیدن به هدف مشترک در تلاش بودند. از آن تجربه هم پشتوانههای مثبتی دارم و یکی از regrets من این است که به دلیل مسائل شخصی ناچار به ترک شرکت شدم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
اولین تجربه برای من در این مجموعه با مصاحبه ورود سه نفره آغاز شد و به نظر میرسید سطح حرفهای بودن آن چندان بالا نیست. بعد از进入 به کار، جو پرتنش و ابهامآلودی در مجموعه حاکم میشود؛ از مدیریت تا خدمات، همه چیز تحت تأثیر این فضاست. ساختار سازمانی به شکل سلسلهمراتبی است و تعداد مدیران بالا است. جایگاه افراد بر پایه قابلیت و تواناییهای فردی تعیین نمیشود؛ بهجای آن، مسیری شخصی برای سرگروه یا بخش مشخص میشود که آنها هم بیشتر وقتشان را درگیر جلسات درونشرکتی بینتیجه و خارج از کار میگذرانند. اضافهکاریهای اجباری فراوان است و بازخواستها به دلیل تأخیرهای نسبتا کوتاه، به شکل عجیبی انجام میشود، در حالی که در روز اول گفته میشد که نیمساعت آغاز کار برای کارمندان شناور است. تنها نکته مثبت اینجا است که فشار کاری نسبتا کم است و به سرعت احساس راحتی میکنید، شاید بهخاطر میانگین سنی پایین همکاران.
وقتی به اونجا رسیدم، حس خوبی داشتم و از کار کردن در شرکت رضایت داشتم؛ بهخصوص از مدیر فنی فوقالعادهشون، حسام، تعریف میکردم. با این حال در کل، مدیریت مجموعه چندان کارآمد نبود و گاهی اتفاقهای ناخوشایند و تاریک پیش میآمد. در نهایت با انباشته شدن مسائل، ما با تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو شدیم؛ پرداخت حقوق هم با تاخیرهای چندین ماهه مواجه میشد که خیلی اذیتم کرد.
من نزدیک هشت ماه تو این شرکت کار کردم و فضای کاریش مثل همهجا خیلی بینظم بود و جوش بیشتر شبیه خانوادهگیهای پرحاشیه بود. هر روز در جلسات مدیران با سخره و کنایههای تهدیدآمیز میگفتند که ممکنه اخراج بشم. احساس امنیت شغلیم صفر بود و فشار کار بالا بود؛ حقوق هم به نسبت کارمندای قدیمی اضافهحقوقی بود و برای من که تازه وارد بودم، اوضاع فرق میکرد. زمانی که وارد شدیم، سفته سفید امضا میگرفتن و بدترین تیم منابع انسانی رو داشتم که مجبور میکردن اضافهکاری رو انجام بدیم و به مدت سه ماه حقوقمو پرداخت نکردن. بعد از سه ماه پیگیری، حقوقم پرداخت شد اما اضافهکارها بهطور دقیق پرداخت نمیشدن و هیچ فیش حقوقی بهت پاسخ نمیداد تا بفهمم دقیقا چی از حقوقم کم شده یا چرا اضافهکارهای اجباری تأیید نشده.
شرکتی با نام سانا گستر سبز را تجربه کردم که از نظر ارزشی و فرهنگی واقعا ناامیدکننده بود. با آغاز جذب سرمایه از همراه اول و استخدامهای گسترده، من هم وارد تیم شدم؛ منابع انسانی ضعیف، کدها بهشدت بیکیفیت و رفتارهای نامناسب مدیریتی باعث شد یکی از بدترین دورههای کاری زندگیام رقم بخورد. کمتر از هشت ماه طول کشید تا منابع مالی شرکت تمام شود و اعلام کردند برای اوبار هزینهای ندارند. اکنون پس از بیش از یک سال هنوز دستمزدمان را پرداخت نکردهاند و پیگیر شکایت هستم. نکتهای که باید بگویم این است که در آغاز با برخوردی دوستانه رو به رو میشویم و قرارداد اولیه یک ماهه بسته میشود، سپس پس از سه ماه قرارداد سهماهه جایگزین میشود و فرض بر این است که اکثرا به میل خود از شرکت جدا شدهاند. اما به همان شیوه، روزی که قرارداد سهماهه به پایان میرسد، بهطور ناگهانی از ما دل میکندند و میگویند کار تمام است و باید برویم. بدترین بخش ماجرا وقتی است که حقوق توافقی را به دو قسمت تقسیم میکنند. معمولا بخش بخش از حقوق را ۷۰-۳۰ میخوانند که آن ۳۰ درصد را با عنوان کارانه یا اضافهکاری نام میگذارند. اما در عمل روشن است که هر ماه به هر بهانهای این ۳۰ درصد را کامل نمیدهند یا اصولا پرداخت نمیشود. قرارداد هم طوری تنظیم میشود که امکان ادعای حق وجود ندارد.