افتضاح
تجربه کاری مهندس ابزار دقیق در سایبر صنعت
امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۵ تا تیر ۱۴۰۵).
هیچ خبری از تغییر در شرکت نسبت به گذشته نیست مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره دیکتاتور مآب مهارت و کاری که در این شرکت انجام میدهید اهمیتی ندارد هرچه بیشتر بله قربان بگویید به درجات رفیع تری نائل خواهید شد. سرتاسر شرکت دوربین نصب شده است فقط کافی است لحظه ای سر خود را بخارانید تا ببینید به شما تذکر میدهند که چرا کار نمیکنید از نظر اطلاعات و داده در حد زیر صفر هستند مستند سازی در حد زیر صفر قراردادی که با کارگر منعقد میشود را در اختیارش نمیگذارند تا هر وقت خواستند اخراجش کنند آدم های چاپلوس، بی سواد و کارنابلد کرسی های مدیریتی شرکت را تصاحب کرده اند که فقط با بله قربان گفتن میتوانید در این شرکت باقی بمانید . پروژه ها را انجام نمیدهند و تمامی کارفرما ها ناراضی هستند از آنها . پول ها را پیشخور میکنند و صرف کارهایی غیر از پروژه میشود روابط بسیار صمیمی تر از رابطه کاری به صورت گسترده بین کارکنان شرکت در جریان است حتی میان مدیران ارشد و نیز افراد دارای تعهد در زندگی شخصیشان که از نظر من بسیار زننده و آزاردهنده است . حقوق ها دیر پرداخت میشوند بین ۳ تا ۶ ماه بعد . انتظار معجزه از شما دارند اگر در مدت زمان کوتاه معجزه نکنید برایشان حذف میشوید .
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تعهد داده بودم که پروژه کنترل رو از دو مرحله عبور کنم و واقعا هم همین طور شد. اول کار باید تقریبا پنج فرم پر میکردم که شامل تست هوش، ارزیابی شخصیت به صورت آنلاین و یک امتحان کتبی مرتبط با تخصصم میشد. برای آمادگی، به نظر میرسید کار نسبتا دشوار است و حدود چهل دقیقه طول میکشید. در ادامه یک مصاحبه حضوری با مسئول مستقیم انجام دادم. اگر از این مرحله هم عبور میکردم، در روزی دیگر با مدیر و معاونان شرکت جلسه داشتم تا سوالات تخصصیتری مطرح شود. در مجموع، تجربه پر از جزییات بود و پرس وجوها دقیق و گاه طولانی بودند.
من تجربهای از یک مصاحبه کارشناس ارشد اداری و منابع انسانی در سایبر صنعت دارم. شروع مصاحبه با تاخیر یک ساعت و چهل دقیقهای بود و قبل از ورود مجبور شدم فرم سه صفحهای پر کنم، سپس یک تست هوش با شصت سوال را در ده دقیقه پاسخ دادم. بعد از آن آزمون روی لپتاپ گرفته شد و در ادامه پنج سوال تشریحی روی کاغذ به من داده شد تا پاسخ بدهم و در نهایت مصاحبه آغاز شد. نکتهای که وجود داشت این است که این آزمونها منسوخ شدهاند و چون در شرایط استرس و فشار بودم، فکر میکنم این آزمونها هیچگاه مناسب نیستند. بعد از اینکه یک ساعت و چهل دقیقه وصل رفتن به اتاق، نهایتا تنها ده دقیقه برای مصاحبه اختصاص داده شد و واقعا برای من توهینآمیز بود. در اتاق مصاحبه یک خانم و یک آقا حضور داشتند، خانم هیچ سوالی ننشست و تنها آقا سوال میپرسیدند. در کل توصیه میکنم برای مصاحبه نروید، چون احساس میکنم چنین فرایندی برای داوطلبان آزاردهنده است.
تازگی قرار بود مدیری حرفهای بیاید تا این شرکت را از وضعیتی که بهش گرفتار شده رها کند، اما او هم پس از یک روز فهمید چه وضعی پیش آمده و تصمیم گرفت کنار بکشد. سایبر بیش از هر چیزی به نظر میرسد محفل مافیایی باشد و من به صورت روشن میگویم که اگر از گرسنگی بمیرند، بهتر است تا اینکه یک روز در این دنیای پر از دروغ و فساد عمرشان را به هدر بدهند. زوج مدیران این شرکت از نفرتانگیزترین و پستترین موجوداتی هستند که تا به حال دیدهام.
حدود دو سال در سایبر صنعت مشغول کار بودم و یکی از بزرگترین نقاط ضعف این شرکت را در راستای رفتارهای غیرشفاف و بازیهای پشتپرده دیدم. وقتی بهرهوری شما برایشان اهمیت دارد، تا وقتی که شما مفیدید کنار میکشند و به محض اینکه احساس کنند دیگر لازم نیستید، به سرعت تصمیم میگیرند شما را کنار بگذارند. از منظر تجربه من، فردی در مجموعه وجود دارد که همه پستها و عنوانها را در اختیار دارد؛ مدیر مالی، مدیر منابع انسانی، مدیر حقوقی، جانشین مدیر عملیات و همچنین مدیر اجرایی را به عهده گرفته است. این وضعیت غیرمعمول به نظر میرسد و سوالات زیادی ایجاد میکند که آیا چنین ترکیبی از مسئولیتها واقعا کارآمد است یا خیر.
در این شرکت با وضعیت مالی و مدیریتی پرتنش روبهرو شدم؛ به نظر میرسید نظم وجود ندارد و فیش حقوقی به شکل منظم ارائه نمیشد. قرارداد به صورت دو بخشی بود که یکی از قسمتها به عنوان کارانه محسوب میشد و پرداخت بیمه فقط پایه حقوق انجام میگرفت. برخورد مدیران زباندهن و گاهی تحقیرآمیز بود و از ارزش قائل شدن برای کارمندان خبری نبود. احساس میکردم که پرسنل به نوعی رفتار بردهوار تجربه میکنند و هیچکس حق اعتراض ندارد.
شرکت سایبر صنعت، تجربه من به عنوان کارشناس کنترل پروژه را اینگونه توصیف میکنم که تغییری در شرکت نسبت به گذشته احساس نمیشود و مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره به شیوهای مستبدانه رفتار میکنند. اینکه مهارت من چه نقشی دارد اهمیتی ندارد و هرچه بیشتر به حرف مدیران گوش بدهی، احتمال ارتقای رتبهها بالاتر میرود. در سراسر شرکت دوربینهای نظارتی به وفور نصب شدهاند و اگر لحظهای به روی خود دست بکشید شاید تذکر بگیرید که چرا کارتان را انجام نمیدهید. از نظر دستاوردها و دادهها وضعیتی در سطح پایینی است و مستندسازی هم در سطح ضعفی قرار دارد. قراردادهای کارگران را به آنها ارائه نمیدهند تا هر زمان که بخواهند بتوانند آنها را اخراج کنند. کسانی که در شرکت هستند معمولا چاپلوس و بیسوادند و جایگاههای مدیریتی را به دست میگیرند که تنها با گفتن بله بر خانهشان مینشینند. پروژهها به درستی انجام نمیشوند و کارفرمایان ناراضیاند. وجوه پرداختی به صورت پیشگیرانه مصرف میشود و برای پروژهها صرف نمیگردد. روابط بین کارکنان تا سطحی صمیمیتر از روابط کاری امتداد مییابد، حتی بین مدیران ارشد و افرادی که مسئولیتهای شخصی دارند، امری که از نظر من غیرقابل قبول و ناگوار است. حقوق به موقع پرداخت نمیشود و معمولا سه تا شش ماه به تأخیر میافتد. از ما انتظار معجزه دارند و اگر در بازه زمانی کوتاه، معجزهای ارائه ندهیم، به نحوی از شرکت کنار گذاشته میشویم.