مصاحبه توسعه دهنده بکند
تجربه کاری مصاحبه توسعه دهنده بکند در سحاب
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در ذهنم هنوز آن تجربه حضور در مصاحبه برای کارآموزی در سحاب میچرخد و هر بار که به آن فکر میکنم، از خودم میپرسم چرا به آن جلسه رفتم. کارشناس فنی در سه سوالی که مطرح کرد دو تا از آنها را کاملا نادرست و پایهای غلط میدانست و روی درست بودن پاسخهای خودش پافشاری میکرد، آنقدری که حتی افراد با تجربه هم متوجه مسئله میشدند که سوالها جنبهای درآوردی دارند تا به هدف رد کردن مصاحبه برسند. همانطور که از رفتار حرفهای او برمیآمد، خیلی مغرور و از خودراضی به نظر میرسید، فقط از طرف کارشناس فنی قضیه بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من دو مرحله مصاحبه برای مدیر محصول داشتم. ابتدا برای مطمئن شدن از قصد تغییر شغل، گفتن که هنوز تمایلم به ترک شرکت فعلیم پابرجاست و سپس زمانی را برای مصاحبه تلفنی هماهنگ کردند. پس از مصاحبه تلفنی، جلسهای با یکی ازSVPهای شرکت و مدیر منابع انسانی به طور همزمان برگزار شد که سختی قابل توجهی داشت و سوالات هم تخصصی بود و هم با تمرکز روی حل مسئله، نحوه نگاه به مسائل و چگونگی شکست سوالات و یافتن راهحلها برای آنها مطرح میشد. این نشست حدود دو ساعت طول کشید. پس از آن اعلام شد که در جلسه گروهی بهروز خواهند شد و نتیجه ظرف یک هفته اعلام میشود. در نهایت خبر پذیرش اعلام شد و جلسه مصاحبه بعدی به ارائه پیشنهاد همکاری و آشنایی با فرهنگ سازمانی سحاب و تیمها اختصاص یافت. به چه صورت باید باشید: خودتان باشید. اکثر افرادی که در شرکت کار میکنند در نقش خود جزو лучших هستند و دارای سطحی از سینیوریتی هستند؛ بنابراین اگر بیش از واقعیت نشان دهید، مصاحبهگر بهراحتی تشخیص میدهد. ممکن است توانمندی ذاتی شما بیشتر از نمایش شما به پذیرش کمک کند تا اینکه خودتان را بیش از اندازه نشان دهید، در این صورت مصاحبهگر احتمالا شما را به چالش میکشد و نتیجه مطلوبی حاصل نمیشود. ویژگیهای مورد توجه آنها عبارت بودند از: از نظر شخصیتی، تمایل به افراد سماجتدار و سختکوش برای حل مسائل وجود دارد که بتوانند بهطور مداوم از پس چالشها برآمده و راهحلهای مفید ارائه دهند. در مورد مسائل مذهبی و عقیدتی سوالی مطرح نشد.
بعد از این تجربه فهمیدم که محیط شرکت چه وضعیتی داره و تصمیم گرفتم به کاری فکر کنم که واقعا با توانهام همسو باشه. در دو جلسه مصاحبه DevOps engineer شرکت سحاب، از پذیرش Take home خبری نبود و این برای من عجیب باقی ماند. دفعه اول درباره پایتون، داکر و ساختمان داده صحبت کردیم و در جلسه دوم به مسائلی مثل سینگلتون، بررسی یک قطعه کد و رجکس رسیدیم. برخی سوالها نزدیک به الگوریتم نبودند و بیشتر درباره ساختمان دادههایی مانند AVL tree و TreeSet صحبت شدیم؛ فکر میکنم اکثر پاسخهایم خوب بود، اما یک سری نکتههای دقیق مثل generator در پایتون یا استفاده از regex را خیلی خوب به یاد نیاوردم. با این حال مصاحبهکننده گفت اوکی است و تصور میکردم وضعیت خوب پیش میرود، اما اصولا بحثهای فنی و مواردی که انتظار داشتم مطرح نشدند. به عنوان مثال گفته بودند که این پوزیشن بین مهندس نرمافزار و دوآپس است، اما حتی سیستم دیزاین یا دیتابیس دیزاین یا کار با داکر هم مطرح نشد. یک فرم سابقه و حقوق قبلی هم فرستاده شد تا پرش کنم، اما بعید میدانم به این موارد مراجعه کرده باشند یا با حقوق درخواستی موافقت کرده باشند. در کل به محیط کار و مکانی که کار میکنم خیلی دقت میکنم و از رد شدنم ناراحت نیستم. میتوانم درباره شرکتهایی که خدمات فیلترینگ ارائه میدهند در توییتر یا جاهای دیگر گشت و گذاری کنم و با آنها مقایسه کنم تا تصمیم به کار کردن در چنین شرکتهایی بگیرم یا نه. اگر آن مرحله کمیته جذب که همان جلسه هفتگی بود هم پاس میشد، باهم درباره خدماتی که بررسی عمیق پکتها ارائه میدهند بحث میکردم و دیدم که به چه جنبههایی توجه میشود.
در جلسه مصاحبه برای شغل متخصص دیجیتال مارکتینگ با سوالهای تخصصی و غیرتخصصی بسیاری روبهرو شدم. به نظر میرسید که راهی دشوار در پیش دارم، اما از آن رضایت داشتم که اعتماد شد و کار مهمی به من سپرده شده بود. عجیبترین نکته برایم این بود که شرکت روی اهمیت بیان واقعیتها تأکید داشت و ترجیح میدادند حقیقت همانطور که هست بهنمایش درآید، بدون اغراق. این رویکرد معمولا در اکثر شرکتهای بازاریابی وجود ندارد و اغلب حقیقت را تا حدی تغییر میدهند.
تو مصاحبهای با شرکت سحاب برای نقش ری اکت داشتیم. اوایل با تماس تلفنی کار را آغاز کرد و گفتند که اوضاع خوب است و به مرحله بعد میرویم. در مرحله بعدی با حضور سه نفر روی اسکایپ مصاحبه کردم که دو نفرشان فنی بودند و یکی هم مدیر تیم بود. آنها از نظر فنی از سطح انتظار پایینتری برخوردار بودند و در موضوعی که حتی یک تازهکار هم میداند، دچار اشتباه شده بودند؛ هر دو نفر با وجود تلاش برای اثبات دانششان، زیر فشار شانه به شانه نمیرفتند. من با مراجعه به مستندات گوگل دولوپر و موزیلا دولوپر توضیحاتم را ارائه دادم و آنها را قانع کردم، اما به نظر میرسید ماجرا برایشان رضایتبخش نبود و دیگر خبری ازشان نشد. مدیر بخش به صحبتهای خوب و بااخلاق بود، اما سایر نیروهای فنی نگاه بالا به پایین داشتند و رفتارشان به من خوشایند نبود. رفتن به محیطهایی که انعطافپذیری کمی دارند و پذیرش اشتباه در آنها سخت است، کار را دشوار میکند و خیلی هم شبیه جنگ اعصاب میشود.
در یکی از معتبرترین محیطهای کاری که میتوان به آن افتخار کرد مشغول به کارم و با تمام وجود مدت سه تا پنج سال است که در سحاب پرداز حضور دارم.
به نظر میرسید فرصت مصاحبه به کندی پیش میرفت و زمانبندی دو مرحلهای، با تأخیر اولیه، تفاوت ایجاد میکرد. منابع انسانی از طریق ایمیل ارتباطات را انجام میدادند و روند اطلاعرسانی نسبتا منظم بود. بحث درباره سوالات نسبتا مرتبط با سطح کار نبود و ظاهرا تیمی که دنبالشون بودند بیشتر به تخصصهای بازاریابی، مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ تمایل داشت. در مجموع احساس رضایت زیادی از فرآیند تجربه نکردم و در تمام مدت مصاحبه تنها انتظار داشتم که پایان یابد. فضای شرکت به گونهای بود که حس شبیه به محیطهای مذهبی یا اداری دولتی را داشت و ظاهرا اغلب پرسنل آقا بودند.