وویکی‌تجربهجستجو
فراديد پایش سیستم
تجربه کاری۲ تیر ۱۴۰۳

برنامه نویس

تجربه کاری برنامه نویس در فراديد پایش سیستم

امتیاز ۲.۰ از ۵.

۲.۰· برنامه نویس

به نظر می‌رسید که فرآیندها و هماهنگی تیم توسعه به خوبی شکل نگرفته بود و انتظار از ما برای آماده‌سازی محصول با عملکردی که دقیقا برابر با سطح توقعات نیست، خیلی بالا بود. مدیریت احساس می‌کرد که حقوق‌ها در حداقل مقدار ممکن پرداخت می‌شود و این مسأله به چشم تخلف می‌آمد. در نتیجه، درک از نحوه کار تیم و شیوه‌ی همکاری برای توسعه نرم‌افزار به مقدار قابل توجهی با مشکل روبه‌رو شد.

نقاط قوت

بیمه
پرداخت حقوق به موقع
تیم صمیمی

نقاط ضعف

نداشتن بیمه تکمیلی
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
حقوق ناکافی
دریافت سفته برای قرارداد
مدیریت ضعیف
بد قول

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

فراديد پایش سیستم
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

در تجربه من از این شرکت، با فضای سرد و بی‌روح مواجه بودم و برخوردها با کارمندان به‌طور نامطلوبی کنترل‌گرانه بود. ساعات کاری نیمه‌روز در اکثر روزها افزایش می‌یافت و به‌طور متوسط می‌شد که یک روز کامل اضافه به ماه اضافه شود. پروژه‌ها از سطح پایین آغاز می‌شدند و به‌طور پیوسته از پایه مشکلی داشتند. حقوقی که پرداخت می‌شد، کافی نبود و در حق خود احساس نارضایتی می‌کردم. مدیران شرکت به‌ گونه‌ای رفتار می‌کردند که انگار با دوربین به کارمندان نگاه می‌کنند تا از کم‌کاری جلوگیری کنند، امری که جو روانی نامطلوبی ایجاد می‌کرد.

فراديد پایش سیستم
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۱.۰
تخصص مخفی

خیلی‌ها می‌گن که مدیریت این شرکت به شکل چشمگیری ناکارآمد و سطحی است و این ضعف از رده‌های بالا تا پایین به همه منتقل میشه.

فراديد پایش سیستم
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۱.۰
تخصص مخفی

در یک محیط کاری پرتنش تجربه‌ای داشتم که نشان می‌داد سرمایه انسانی شرکت به عنوان دارایی اصلی در نظر گرفته نمی‌شود. درخواست‌های کاری فراتر از توان فردی بود و با رفتارهای نامناسب مدیریت همراه می‌شد. گاهی شخصیت کارکنان از سوی مدیریت تخریب می‌شد و همکاران به دلیل دخالت در امور غیرمحوله و پروژه‌های شخصی مدیران مجبور به ورود می‌شدند. درخواست انجام کارهایی فراتر از چارچوب تعریف‌شده نیز شنیده می‌شد و نیروی کار به شکل کارگر ساده به کار گرفته می‌شد. در تامین نیازهای اداری و نیروی انسانی ضعف وجود داشت و جلسات معمولا خروجی مشخصی نداشتند. امنیت شغلی پایین بود و ارتقای شغلی یا پیشرفت حرفه‌ای دیده نمی‌شد. گلایه‌های مربوط به افت بهره‌وری به‌طور غیرمستدل به نسبت به کارمندان منتقل می‌شد و گاه کارهای منطقه‌ای یا خانوادگی در سطوح بالا‌تر سازمان ایجاد می‌شد. افزایش فشار برای سرعت بخشیدن به کارها بیش از توان فردی بود و کارهای روزانه به‌طور غیرمنصفانه‌ای از طریق تماشای(seconds) کوتاه مدت دوربین‌ها ارزیابی می‌شد و این مجموعه به جای بررسی کلی ساعات اداری، به نتیجه‌گیری می‌انجامید. حقوق به‌صورت سالیانه کاهش یا حداقل افزایش می‌یافت و نسبت به حقوق کارمندان در مرخصی، وام شرکتی یا تنخواه‌های موردنیاز احترام کمتری رعایت می‌شد. بی‌ثباتی و چندگانگی در شیوه‌های مدیریتی، هماهنگی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها را سخت می‌کرد.