جهنم خوش بر و رو
تجربه کاری سرپرست محتوا در مرکز خرید گالریا
امتیاز ۱٫۲ از ۵ (۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵).
گالریا جهنمیه که از بیرون یه جای شیک و بی نقص به نظر میاد، اما از درون هم واحدهای تجاریش مینالن و هم کارمندای اداریش دارن از بین میرن. و اگر گالریا جهنم باشه، عمیق ترین طبقه ش روابط عمومی و مارکتینگشه. جایی که اینقدر بی ثباته که تا الان 10 تا مدیر عوض کرده. عمر مفید مدیران روابط عمومی گالریا به یکسال نمیرسه. تنها نکته ی مثبت اینجا، پرداخت به موقع و دقیق حقوقتونه، همونی که بسته و ثبت شده. در باقی موارد، هر آن چیزی که از یه محیط کار سمی میشناسید، اینجا در انتظارتونه. 1-مهم ترینش دوربینه، که بیشتر از این که مراقب اموال مشتریای مرکز خرید باشه، مراقب تمام حرکات کارمندای اداریه. یعنی مثلا اگر در حین کار تو طبقات مرکز خرید دستشویی تون بگیره، و برید دستشویی مشتریان جریمه میشید، اگر در حین کار برای چند دقیقه متوالی به مانیتور نگاه کنید، حتی دارید فکر میکنید به طراحی تون، جریمه میشید اگر حتی به عنوان نیروی محتوا که کارش ممکنه با تلفن باشه، چند دقیقه با تلفن کار کنید، جریمه میشید اگر از آسانسورهای اصلی استفاده کنید، جریمیه میشید، باید از آسانسور های پرت مجموعه استفاده کنید و اصولا هر کاری بکنید که خوشایند مدیر نباشه، جریمه میشید 2- کلا دست به جریمه مجموعه خوبه، دنبال اینن که همون حقوق دقیقی که میدن بهتون رو یه جوری کم کنن. مثال دیگه ش غذاست. اگر شما غذا رزرو کرده باشی، و به هردلیلی یکدفعه نتونی بیای، همون روز نمیتونی کنسل کنی، و بعدم اگر همون غذای مونده ت رو نخوری، جریمه میشی. غذا رو ببری با خودت هم جریمه میشی. کلا کاریش نمیتونی بکنی. و در مورد کیفیت غذای پرسنل هم بگم که بارها از داخلش سوسک در اوردیم، و به خود آقایون گزارش دادیم، ولی اهمیتی نداشته براشون. و چون مجموعه ای که غذا درست میکنه، یه کارگاهه که زیر نظر خود آقایونه، مجوز بهداشت هم نداره که بخواید به طور قانونی پیگیری کنید. فقط میگن اگر نمیخواید، سفارش ندید. 4- اگر خط ایرانسل دارید، کار کردنتون اینجا با غار فرقی نمیکنه. آنتن خط نخواهید داشت، اینترنت داخل واحد اداری قطعی داره و IT اهمیتی نمیده (در واقع همیشه بهانه این خواهد بود که نمیخرن، پول نمیدن)، و تلفن خود مجموعه هم شنود میشه. 6- و اما واحد روابط عمومی چجور جایی عه؛ جایی که یه نیروی راننده وله رو میارن میذارن فیلمبردار و تدوینگر، و تو با کلی درس و مدرک و تجربه، میدونی طرف هیچی بارش نیست، ولی چون سابقه ش توی مجموعه زیاد بوده، بهت زور هم میگه، تو کارت دخالت هم میکنه، پشت سرت حرف هم میزنه و تو چیزی نمیتونی بگی. و حتی اگر درخواست کنی که سیستمت ضعیفه برای کارای سنگین گرافیکی، سیستم رو ارتقا بدن، یکدفعه میبینی سیستم رو ارتقا دادن، ولی نه برا تو، میدنش به اون که قدرت پاچه خواری و زیرآب زنیش بیشتره. 7- روابط عمومی جایی عه که ممکنه برای ایونت های متوالی از صبح تا 9 یا 10 شب سرکار باشی، تعادل زندگیت بهم بخوره، و وقتی برای روزای دیگه ت بخوای به زندگیت برسی و اضافه کار نمونی، توسط مدیر تهدید به اخراج شی 8- محتوای روابط عمومی جایی عه که حتی در حین جنگ، حتی بعد از اینکه مدیر هم تاب نیاورده و رفته و تو مدیر نداری، بیای و صدت رو بذاری و جای چهار نفر دیگه که همین سیاست های غلط باعث رفتنشون شده، کار کنی، که کار مجموعه زمین نمونه، حتی جای اون نیرو که چیزی بارش نیست هم کار کنی و چیزی از نابلدیش نگی که نونش رو آجر نکنی، ولی آخر سر همون آدم بره پیش مدیر جدید ازت بد بگه، و مدیر نابلد جدید به جای اینکه بیاد با خودت صحبت کنه، بره پیش مدیرعامل حرف تو رو بزنه، و نهایتا مدیرعامل که مستقیما مدتی بالاسرت بوده و دیده جای چند نفر کار کردی، به خاطر طرفداری از مدیر جدید بهت بگه که اگر کار نمیکنی، بهت حقوق ندیم. 9- روابط عمومی جایی عه که ممکنه از دستاوردت با آمار و نمودار پیش مدیر صحبت کنی، و نه تنها فقط یه خسته نباشید خالی دریافت نکنی، بلکه کاری که تو در نبود مسئول اصلیش، حتی بهتر از خودش انجام دادی رو کوچیک بشمرن و بگن چیز خاصی هم نبوده. 10- گالریا جایی عه که فقط مدیرانش ارزشمندن برا خودشون. ولی کارمندای اداریش، میخوای لیسانس باش، فوق لیسانس باش یا دکتری باش، هیچ ارزشی ندارن. ممکنه مدیرت از مجسمه ای که همکارت یادگاری داده بهت خوشش بیاد و بدون اطلاعت برداره. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس و خودت رو ضایع میکنی. بخوای اعتراض کنی، بگن کسی پشتت نیس. و اگر فکر میکنی که مگر این چیزها ممکنه، کافیه یکی از افرادی که قبلا اینجا کار میکردن رو پیدا کنی و بپرسی که اینا واقعیه یا نه. و مطمئن باش که اگر این متن رو خوندی و بازم رفتی گالریا کار کنی، بعد چند ماه میای اینجا و دوباره متن رو میخونی و با خودت میگی راست میگفت، کاش از همون اول نمیومدم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در اصل به عنوان عضوی از تیم باشگاه مشتریان کار میکردم و نتیجه حضورم در آنجا متزلزل است. شرکت به نظر نمیرسید یک بنگاه واقعی باشد و اهداف مالی روشن و پایدار نداشت؛ صاحبانش هم به نظر میرسید صرفا با رویکرد ساخت و ساز و…
برای من کارشناس CRM به کار گرفته شدم اما کارم بیشتر به خدمات شباهت داشت. پشت کانتر پاساژ، وظایفی مثل راهنمایی مشتریان به آسانسور و دستشویی را بر عهده داشتم. در ماه اول بیمهام رد نمیشد و دو هفته بعد گفتند دیگر نیام؛ در…