تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در موسسه ملاصدرا
امتیاز ۳.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۳۹۸ تا اردیبهشت ۱۳۹۹).
برای این شرکت تجربهای که دیدم خیلی فراتر از انتظار بود و باورم دشوار است که همچنان دوام آوردن در چنین فضایی را تصدیق کنم. من قصد داشتم با یک محیط کاملا شفاف روبهرو شوم اما واقعیت این نبود. مهمترین نکتهای که از این کار فهمیدم، تمرکز شدید روی پول و امنیت شغلی بود که محرمانه بودن اطلاعات مشتریان را چندان جدی نمیگرفتند. اگر همکار همکار دیگر به مشتریان تماس میگرفت، من حق نداشتم از این موضوع ناراحت شوم. حقوقی که وعده داده بودند واقعا با آنچه اجرا میشد تفاوت زیادی داشت؛ اگر فروش بالایی نداشتیم یا به مقدار وعده دست پیدا نمیکردیم، پاداش و پورسانت بهطور مطلوبی پرداخت نمیشد. مدیر قرارداد با مشاوران قبلی به دوستی و رفاقت با افراد خاصی میبالید و در نتیجه برخی قراردادها به شکایتی منتهی نمیشدند. حتی از ساعات کاری هم رژیمهای سختی داشتند؛ باید از ساعات آغاز کار را رعایت میکردیم و اگر مدت مکالمات ما به عدد مشخصی نمیرسید، طولانیتری در شرکت میماندیم. این در حالی بود که سود فروشها هم ممکن بود بهطور قابل توجهی با تاخیر پرداخت شود. بعد از استخدام، برخی از افراد مسئول کارگزینی حرفهای جلسه را زیر سؤال میبردند و پیگیری را توصیه نمیکردند. استفاده از نام مستعار برای کار در آنجا به نظر معمول بود تا برای مشتریان شناخته نشویم و شماره تماسمان در دسترسشان قرار نگیرد. بر خلاف اصول اخلاقی، برای جذب مشتری به دروغ گفتن را وظیفه میدانستند و احساس گناهی احساس نمیکردم. صداقت در این کار بهنظرشان معنای زیادی نداشت و حتی به من گفتند که قراردادها و تعهدات به نوعی بدون هزینه بودن هستند. سفتههایی که در روز امضای قرارداد داده میشد، پس از شش ماه پرداخت میشد و این هم ادامه دروغهای کارگزینی را تقویت میکرد. زمان استراحت و میانوعدهها محدود بود و تاخیر در ورود یا دیر رسیدن به آغاز کار میتوانست جریمه به همراه داشته باشد. همچنین به طور مداوم با دوربین کنترل میشدیم و باید مراقب رفتارها و تصاویر بودیم تا مشکلی پیش نیاید. در نهایت تجربه من نشان داد که فضا بیشتر به سمت فشارهای مالی و کنترل کامل میرود تا یک محیط حرفهای و اخلاقی.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در شعبه توانیر کار میکردم و فضای کار بسیار دوستانه و حمایتی بود؛ ارتباط همکاران عالی بود و همگی برای کمک به همدیگه تلاش میکردن. به دلیل غیرحضوری شدن تحصیل در دانشگاه، نتونستم اونجا بمونم و مجبور شدم خوابگاه رو تحویل بدم و به تهران برگردم، اما با مسئول استخدام شرکت صحبت کردم و گفتن در صورتی که فرصت استخدامی وجود داشته باشه، میتونم دوباره به کار برگردم. امیدوارم دانشگاهها از مهر حضوری بشن تا بتونم دوباره به تهران بیام و به کارم ادامه بدم.
به نظر میرسد اینجا جایی بود که با بیرحمی و بیاحترامی روبهرو شدم و از اصول اولیهی کار با فساد اخلاقی و مالی در هلدینگ ملاصدرا روبهرو شدم. سه ماه زمان گذشت و در نهایت نه فقط حقوقی دریافت نکردم، بلکه اعتماد به نفس و انگیزهام هم از بین رفت. احساس کردم فشارها و بیاحترامیها روزبهروز اوج میگرفت و ناچار شدم به فکر تلافی بیافتم؛ در همان حال فکر میکردم شاید بهتر باشد از تجربهای که داشتم، برای جستوجوی فرصتهای بهتری استفاده کنم. از این تجربه فقط این را میدانم که رفتن به جایی با چنین رفتارهایی را نمیپسندم و ترجیح میدهم در محیطی با احترام متقابل و انصاف کار کنم.
دو ماه تو هلدینگ ملاصدرا، شعبه سعادتآباد کار کردم و باید بگم محیط کار اینجا خیلی نامطلوب بود. اگر یک دقیقه دیر کنی، از حقوق آخر ماه یکی ـ دو آیتم جریمه کسر میکنن. اضافهکار هیچوقت تعریف نشده و انتظار دارن بعد از ساعت پنج عصر رایگان برایشون کار کنیم. عیدی یا سنواتی برای نیروهاشون وجود نداره و نظم خیلی پایینی دارن؛ هر مدیر انگار جدا چیزی میزند و هماهنگی مشخصی بین مدیران نیست. در ابتدای کار، نیروها بیمه نمیشدن و با لحن گرندهای همون موقع سعی میکردن نظرت رو جلب کنن و این موضوع رو با بیمه توضیح نمیدن. بهوقوع مثل زندانی رفتار میکنن و اجازه نمیدن نفس بکشی. استفاده از گوشی شخصی هم ممنوع بود و کار سه نفر رو میخواستن از یه نفر انجام بده، با این تفاوت که انتظار داشتن عالی کار کنه. از همون ابتدا سفته میگرفتن و میگفتن بنویسید در وجه شرکت تا اگر در اداره کار شکایت کردی برای بیمه و عیدی و سنوات سفتهها اجرا بشه. هیچ احترامی برای نیرو قائل نبودن؛ اول امضا میگرفتن، بعد حقوق و تسویه واریز میشد. در قرارداد هم به نیروها هیچ قراردادی رسمی نمیدادن و متن قرارداد رو با تبصرههای مختلف کلیبندی میکردن تا به نفع خودشون sive.
به عنوان کارشناس فروش مهاجرتی در این موسسه، با هر تماس، شمارههای تصادفی را میگرفتیم و پاسخها معمولا بدون هیچ توضیح مشخصی بود؛ پیشنهادات ما برای مشتریان اغلب بیربط و نامطمئن بود. اکثر سرپرستان و مدیران با رفتاری تند و پر از فشار کار میکردند و فضای کاری به لحاظ اخلاقی چندان سالم نبود. حقوقها خیلی پایین بود و به همین خاطر شاید نتوانیم کسی را متقاعد به مهاجرت کنیم؛ درآمدها در زمانهای قدری نامشخص و با نرخهای نامتعارف بود و ممکن بود در پایان دوره با مشکلاتی روبهرو شویم. در یکی از موارد، دو تا از مشتریان را به دلیل پیشداوری و نبود شفافیت مطمئن نکردم که بیایند؛ بعد از مصاحبه اول، شرایط پایه برای مبلغی متفاوت از آنچه گفته شده بود ارائه شد و با ورود به قرارداد، گاهی احساس میکردم که روند کار منجر به ناسازگاری و فحاشی میشود. در طول مدت کار، مدیر مجموعه به طور مداوم در حال تغییر وضعیت بود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی سود بوده تا مهاجرت اصولی و درست. با وجود این، برخی افراد حرفهای و متخصص هم وجود داشتند که متأسفانه در میان این جو منفی چندان به چشم نمیآمدند و موفقیتهایشان گاهی به دلیل شرایط محیطی کمرنگ میماند.
بیدرنگ مهارتهایم را در موسسه ملاصدرا گسترش میدهم و طی پنج سال اخیر همواره از حضور در اینجا احساس رضایت کردهام. فضای کار حرفهای است اما سرد و یأسآور نیست و برخوردها مودبانه و کارها با دقت پیش میرود. با تیمی کار میکنم که حرفهای و باتجربهاند و از تجربیات آنها بهره میبرم. در کل این محیط برای من بهعنوان مسیری امن و قابل اعتماد برای توسعه حرفهای محسوب میشود و با آرامش میتوانم کار را در پیش ببرم و قدم به قدم مسیر شغلیم را بسازم. ممنونم
به نظر من ملاصدرا واقعا گزینهی خوبی برای کار در حوزه ثبت است. حقوق مناسب و پرداخت بهموقع از محاسن اصلیشه و ساعات کار که منعطف و مناسب است هم مزید بر علت میشه. فضای کار و مدیریت شرکت فوقالعاده است و من با وجود اینکه هنوز جوانم، شش ساله که اینجا کار میکنم و از تجربهها و یادگیریهای زیادی برخوردارم. در هر مراسم هم به کارکنان هدیه داده میشود، مثل روز دختر، روز زن، روز مرد و سایر مناسبتها.