تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در میهمان شو
امتیاز ۱.۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۸ تا آذر ۱۳۹۹).
اول اینکه از کار کردهام چیزی مشخص نیست اما تجربهای که نوشتی رو به شکل نو و صادقانه تغییر میدم تا هم معنا حفظ بشه هم لحن طبیعی باشه. کارفرما و تیم مدیریت با مشکلات جدی رفتاری مواجه بودند. مدیریتی که کنترل رفتار خودش را هم درست نمیتونست در دست بگیره و من گاهی شاهد بودم که اگر در پیروز بودن یا دعوا با یکی از همکاران پیش میآمد، تمام فشارها به سمت نیروهای زیر دست منتقل میشد. در عمل هیچ استراتژی مشخصی برای کسب و کار وجود نداشت و تصمیمگیریها به صورت روزانه تغییر میکرد. حقوقها گاه با نظر مدیران تعیین میشد و به دلخواه آنها پرداخت میشد؛ مقدار و زمان حقوق به اندازهای نبود که به آن اعتماد دقیق داشت. وقتی صحبت از عقد قرارداد میشد، احتمالا خیلی چیزها به صورت غیرواقعی مطرح میشد و در نهایت عملی نمیشد یا اتفاق نمیافتاد. افرادی که آنجا کار میکردند در برخی مواقع به دلیل صداقت یا رفتار غیرواقعی برخی مدیران، به شدت دروغگویی نشان میدادند. به طور کلی به نظر میرسید که برای کسی که قصد کار در آنجا را دارد، عقلش را کنار بگذارد و وارد محیطی شود که با آن برخورد میشود. اگر به هر دلیل نامی از محل یا موقعیت شما روی سایت یا محتوای کارتان باشد، تهدید یا توهین به زبان ناپسند شنیده میشد که نشان از فضای ناسالم کار بود. در نهایت نتیجه میگیرم که محیط کار چنین ناپایدار و پر از دروغ و تناقضهایی است که برای کسی که به دنبال کار است، توصیه نمیشود. خطراتی در کار وجود داشت و من پیشنهاد میکنم از این نوع جوها دور بمانید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربه کاریم رو اینطور دیدم که وقتی با انتقادهای مطرحشده درباره شرکت مواجه میشدم، پاسخهای خانم ح.ج همواره در توضیح عملکرد تیم و بیتجربگی مدیرعامل جدید به چشم میخورد. او به صراحت تأکید میکرد که اعضای تیم بسیار خوباند و از نظر کیفیت کار جای هیچ شک و تردیدی نیست. با این حال، حرف او بیش از هر چیز نشان میداد که بحرانهای ناشی از تجربه کم مدیران جدید هنوز هم مطرح است و ناظران بهطور مداوم نسبت به آینده شرکت ابراز نگرانی میکنند. من به عنوان کارشناس، مشاهده کردم که برخی از نقدها با پاسخهایی از این دست پاسخ داده میشدند و این تعامل، تصویر واحدی از وضعیت تیم نشان نمیداد. نتیجه این بود که تجربهام از شرکت، ترکیبی از تحسین توان تیم و دغدغههای مداوم پیرامون رهبری جدید بود.
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
در طول سالهای حضورم در شرکت میهمان شو تجربههای متفاوتی پیدا کردم و روزی که مدیریت سابق از کار کنار گذاشته شد، برای بچهها هم مثل عید було بود و جشن بزرگی گرفتیم. با وجود این که خیلیها تماس میگرفتند و میگفتند شرکت نروید، به غیر از چند نفر بیثمر، بقیه حاضر شدند. سامانهی قدیمی بر مبنای چابلوسی و زیراب زدن بود و همتیمیهای لایق به ترک شرکت میافتادند و افراد ناموفق با حقوق بالا باقی میماندند تا اینکه درگیریها به پایان رسید. ماجرای کند شدن کارها و بیتوجهی به ظرفیت نیروها هم وجود داشت؛ اگر با همکاران ارتباط خوبی داشتند، فضا بهتری میگرفت، وگرنه هر روز برای بقیه تیم کابوس بود. خوشبختانه با خروج چند نفر از شرکت، اصول مدیریتی تا حدی رعایت شد و به نیروها حداقل احترام بیشتری میگذاشتند. هنوز راه زیادی برای بهبود باقی است، اما وضعیت گرفتن مرخصی و پاداشها نسبت به گذشته بهتر شده و برای دستیابی به مرخصی که حق هر نیروست، نیازی به رشوه نیست. اگر فضای صمیمی و دوستانه در شرکت وجود نمیداشت، احتمالا شرکت دچار بحران میشد، اما حضور مدیران جدید و پیوستگی بین همکاران به تقویت روابط کمک کرده است.
همیشه دوست دارم با دیدی روشن از اول کارها رو بسنجیم و اتفاقاتی که میافتن رو دقیق به اشتراک بذارم. برخورد با این شرکت برای من خیلی ناامیدکننده بود: شام و نهار من رو نمیدن، در تصورم یک تجربه استخدام اولیه خوب بود اما واقعیت فرق میکرد. نخست با تیم منابع انسانی مصاحبه داشتم و موفق شدم، بعد با مدیر واحد مربوطه دوباره مصاحبه کردم و اون هم تأیید شد. واقعا تمایل داشتم باهاشون همکاری کنم. جلسه حضوری ترتیب دادن، آموزش دادن و فرصت شغلی رو از دست دادم چون بعد از اون هیچ خبری نشد. حتی باهاشون تماس هم گرفتم اما پاسخگو نبودن و به عقب کشیدن. فقط به نظر میرسید وقت من رو میگیرن و در ادامه برای وظایف، چیزهایی رو اضافه یا تغییر میدن. به هیچ وجه نباید فریب نام برخی شرکتها رو خورد. یادمه وقتی نیروهای منابع انسانی داشت با من مصاحبه میکردن، احساس استرس زیادی داشت و کنترل جلسه رو از دست داده بود.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.