سرپرست شیفت
تجربه کاری سرپرست شیفت در میهمان شو
امتیاز ۱.۰ از ۵.
به عنوان کسی که ۷۰ درصد قوانین شرکت رو نوشت و باعث پیشرفت شرکت شد بهتون میگم اگر روزی محتاج هم بودین سمت این شرکت نرید.تقریبا از اولین سال در شرکت بودم و ۴ سال در شرکت بودم. در تمام این مدت خیلی بیشتر از وظیفه برای اون شرکت کار کردم. مدیریت کال سنتر و مدیر عامل باهم رابطه شخصی داشتند و این موضوع به نحوی شده بود که عملا مدیرعامل هیچ اختیار و اقتداری نداشت. تصمیمات کاملآ بستگی به رابطه این دو نفر داشت . نیروی کار برای این دو نفر ارزشی به مراتب کمتر از برده رو دارند و کاملا با بی احترامی ، پرخاش و حتی توهین با نیرو برخورد می کنند. حتی برای آب خوردن هم دوبار در طول شیفت اجازه بلند شدن از پشت میز کار رو دارید.تمامی سایت ها بجز پنل خودشرکت و سایت خودشرکت ، بسته شدند و با نت شرکت تحت هیچ شرایطی باز نمی شوند. هیچگونه مدیریتی بلد نیستند و شما اگر ۱ درصد توانایی از خودت نشون بدی که مدیر کال سنتر احساس خطر کنه ، نابودت می کنه و کاری می کنه به مرگ خودت راضی بشی به عنوان مثال خودم باشگاه مشتریان و میزبان رو برای شرکت طراحی کردم اما کاری با من شد که از کار خودم پشیمون شدم. در نهایت کار به جایی رسید که از اونجا خارج شدم درصورتی که اون شرکت مثل بچه ی من بود. از نحوه فرایند هم در رابطه کار با میهمان و میزبان هم چیزی نگم خیلی بهتره. باز هم میگم اگر روزی محتاج کار بودین برید دست فروشی ولی سمت این شرکت نرید
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربه کاریم رو اینطور دیدم که وقتی با انتقادهای مطرحشده درباره شرکت مواجه میشدم، پاسخهای خانم ح.ج همواره در توضیح عملکرد تیم و بیتجربگی مدیرعامل جدید به چشم میخورد. او به صراحت تأکید میکرد که اعضای تیم بسیار خوباند و از نظر کیفیت کار جای هیچ شک و تردیدی نیست. با این حال، حرف او بیش از هر چیز نشان میداد که بحرانهای ناشی از تجربه کم مدیران جدید هنوز هم مطرح است و ناظران بهطور مداوم نسبت به آینده شرکت ابراز نگرانی میکنند. من به عنوان کارشناس، مشاهده کردم که برخی از نقدها با پاسخهایی از این دست پاسخ داده میشدند و این تعامل، تصویر واحدی از وضعیت تیم نشان نمیداد. نتیجه این بود که تجربهام از شرکت، ترکیبی از تحسین توان تیم و دغدغههای مداوم پیرامون رهبری جدید بود.
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
در طول سالهای حضورم در شرکت میهمان شو تجربههای متفاوتی پیدا کردم و روزی که مدیریت سابق از کار کنار گذاشته شد، برای بچهها هم مثل عید було بود و جشن بزرگی گرفتیم. با وجود این که خیلیها تماس میگرفتند و میگفتند شرکت نروید، به غیر از چند نفر بیثمر، بقیه حاضر شدند. سامانهی قدیمی بر مبنای چابلوسی و زیراب زدن بود و همتیمیهای لایق به ترک شرکت میافتادند و افراد ناموفق با حقوق بالا باقی میماندند تا اینکه درگیریها به پایان رسید. ماجرای کند شدن کارها و بیتوجهی به ظرفیت نیروها هم وجود داشت؛ اگر با همکاران ارتباط خوبی داشتند، فضا بهتری میگرفت، وگرنه هر روز برای بقیه تیم کابوس بود. خوشبختانه با خروج چند نفر از شرکت، اصول مدیریتی تا حدی رعایت شد و به نیروها حداقل احترام بیشتری میگذاشتند. هنوز راه زیادی برای بهبود باقی است، اما وضعیت گرفتن مرخصی و پاداشها نسبت به گذشته بهتر شده و برای دستیابی به مرخصی که حق هر نیروست، نیازی به رشوه نیست. اگر فضای صمیمی و دوستانه در شرکت وجود نمیداشت، احتمالا شرکت دچار بحران میشد، اما حضور مدیران جدید و پیوستگی بین همکاران به تقویت روابط کمک کرده است.
همیشه دوست دارم با دیدی روشن از اول کارها رو بسنجیم و اتفاقاتی که میافتن رو دقیق به اشتراک بذارم. برخورد با این شرکت برای من خیلی ناامیدکننده بود: شام و نهار من رو نمیدن، در تصورم یک تجربه استخدام اولیه خوب بود اما واقعیت فرق میکرد. نخست با تیم منابع انسانی مصاحبه داشتم و موفق شدم، بعد با مدیر واحد مربوطه دوباره مصاحبه کردم و اون هم تأیید شد. واقعا تمایل داشتم باهاشون همکاری کنم. جلسه حضوری ترتیب دادن، آموزش دادن و فرصت شغلی رو از دست دادم چون بعد از اون هیچ خبری نشد. حتی باهاشون تماس هم گرفتم اما پاسخگو نبودن و به عقب کشیدن. فقط به نظر میرسید وقت من رو میگیرن و در ادامه برای وظایف، چیزهایی رو اضافه یا تغییر میدن. به هیچ وجه نباید فریب نام برخی شرکتها رو خورد. یادمه وقتی نیروهای منابع انسانی داشت با من مصاحبه میکردن، احساس استرس زیادی داشت و کنترل جلسه رو از دست داده بود.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.