تجربه کاری در هرمس کپیتال
تجربه کاری در هرمس کپیتال — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
برایم نقل کردند که از اولین روزهای حضورم در شرکت، رفتارها به شکلی غیرحرفهای و گاه توهینآمیز بود. یکی از همکاران که با شرکت همکاری داشت و مستقیما با ما کار نمیکرد، پشت بام شرکت میرفت تا سیگار بکشد و با روال خاصی گس وات میکرد. مسئله وقتی جدی شد که مسئول منابع انسانی با پدر همان همکار تماس گرفت تا موضوع را اطلاع دهد. هرچند پدر آن خانم با این رفتار شرمآور روبهرو شد و از نگرانی شرم میکرد، اما واقعا به نظر میرسید فضای شرکت به اندازهی مدرسهای کوچک است. تعجب من این بود که چه افکاری در ذهن آن فرد وجود دارد که به زدن زیرآب یک همکار نزد پدرش منجر میشود. و آیا محدود به آن نشده و دیگران را نیز زیر سؤال بردن با مدیر مربوطه، باز هم ادامه پیدا کرده است؟
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من به عنوان کارمند دیدگاه اصلی این شرکت این طور بود که نابسامانیهای مدیریتی و رفتار غیرحرفهای منابع انسانی بارزترین نکتهها بودند. حقوقی که میدادند به شدت کمتر از عرف بازار بود و تیم فنی تا حدی خوب به نظر…
در ابتدا شرکت متفاوت از آن چه تصور میکردم به نظر میرسید، اما به مرور فهمیدم که تصمیمگیریها غیر منظم است و مدیران به جای داشتن یک نقشه روشن در کار دخالت میکنند و از دانش کافی برخوردار نیستند. کارشناسان باتجربه به…
در این شرکت اوضاع روانی هیچکس مشکلی ندارد و همگی به اصل قضیه با خوشحالی نگاه میکنند. با این حال من از میزان بیقیدی و خلافجهتی برخی روندها گیج میشدم.
برای نابودسازی یک سازمان به بمب احتیاج نیست؛ کافی است مدیری ناتوان و نالایق وجود داشته باشد. برای از بین بردن کارآمدی یک سازمان تنها ضعف مدیریتی لازم است و بس. به همین دلیل در هر سازمانی که مدیری بیکفایت داشته باشد…
وقتی داشتم بین شرکتها تصمیم میگرفتم، شیفتهی وعدهها و ظاهر جذاب شدم و گولشان را خوردم. اکنون در اینجا کار میکنم و نه تنها هیچ یک از قولهای شفاهییی که در فرآیند مصاحبه مطرح شد محقق نشدهاند، بلکه اوضاع به مرور زمان…
به تجربهای که از حضورم در هرمس کپیتال دارم نگاه میکنم و میفهمم که محیط کاری حرفهای نبودن تا چه اندازه روی ذهنم اثر میگذارد. وقتی از شرکت بیرون میآیم، دائم درگیر مسائلی میشوم که برخورد حرفهای باهاشان نیست؛ این را…