برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در پایداران پارسا
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
برای من در شرکت پایداران پارسا تجربهای کسترده و تلخ بود. من سالی که با وقفهای سه ماهه کارکردم، وضعیت فتنهنامی داشت: جو شرکت مانند اردوگاه کار با کار اجباری بود و کمی بدتر مینمود. در مواقعی که به خاطر تجربههای گذشته، آدم میبیند که مدیران دغل و خسیساند و برخی همکاران مثل سعید و سامان به نظر میرسند که فرمان را در دست گرفتهاند. در ذهن من، شرایط کار آنجا با سریال قدیمی بچهها که به زور از صبح تا شب دوختن را نمایش میداد، مقایسه میشد و حس ناامیدی و فشار بالا بود. بهطور کلی، فضای کاری من با محدودیتها و انتظارات غیرواقعی همراه بود و این تجربه برایم یادآور چیزی بود که از یک محیط کاری سالم انتظار نمیرود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
وقتی سال ۹۰ وارد این شرکت شدم، وضع به طور کلی ناامیدکننده بود و احساس میکردم کمتر از حد انتظارم شرکت را میفهمد. فضای کاری آنجا بسیار تنگ و منفی بود و به نظر میرسید کنترل بیشتری از سمت مدیران با گرایشهای خاص وجود…
سالها پیش در محلهای مقابل دانشگاه علم و صنعت به مدت چند ماه با این شرکت همکاری کردم و در نهایت گفتند پولی که قرار بود بگیرم را ندارند. ارتباط را قطع کردند و پیگیریها منجر به شکایت و اقدامات دیگر شد، و پس از مدتها…
همین که وارد مسیر کار شدم فهمیدم که اوضاع خیلی خوب پیش نمیرفت. چند ماهی هم همکاری کردم، اما حقوق پرداخت نمیشد و فضای شرکت سمی بود. مدیرعامل را کمهوش و بیباور دیدم و فکر میکنم برای اولین تجربه هم ارزش چندانی…
در شرکت پایداران پارسا کار میکردم و عنوانم کارشناس کنترل کیفیت و برنامهنویس بود. به مدت شش ماه در سال هزار و نهصد و نود در این زمینه فعالیت داشتم. مدیر عامل شرکت سعید فرمان یزدی بود که از نظر من خیلی خسیس میآمد و با…
درست مثل یک همکار تماموقت با شرکت همکاری میکردم اما از راه دور و بهعنوان منشی. تابستان سال قبل آگهی شرکت را در دیوار دیدم و تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم. در ابتدا توافق کردم چهار ساعت در روز کار کنم و حقوق را هم یک…
برای من واقعا اتفاقی افتاد که منو به عنوان تکنسین فنی الکترونیک در این شرکت کنار خودش نگه داشت. سالهای نخستین کارم در اینجا مربوط به سال ۸۳ بود و شرکت خیلی صریح اعتقاد داشت که حقوق و دستمزد نباید پرداخت شود؛ پس از پنج…