کارشناس منابع انسانی
تجربه کاری کارشناس منابع انسانی در کافه بازار
امتیاز ۵.۰ از ۵ (آبان ۱۳۹۸ تا آبان ۱۳۹۹).
تعادل خوبی بین کار و زندگی برقراره. ساعت کاری شناور داره و ملزم نیستی که راس ساعت خاصی کارت رو شروع کنی. اصل بر اعتماد هست و همه چیز با همین پیش فرض جلو میره. اگر ظرفیتش رو داشته باشی، خیلی استرسهای کاری تجربه شده در محیطهای قبلی رو نخواهی داشت. همه این امکان رو دارن که پرسش کنن و پاسخ بگیرن. خیلی کم پیش میاد که تصمیمی از راس گرفته بشه و افراد نتونن درگیرش باشن.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به خدمت شرکت کافه بازار رفتم برای مصاحبهی Data Scientist. اول مصاحبهکننده خیلی جوان بود و بهنظر میرسید که استرس محیط برای هر دو نمایش داده میشود. با وجود من هم دچار اضطراب بودم، اما من داوطلب بودم و او باید تفاوتی را ایجاد میکرد. سوالها پایهای بودند و من پاسخشان را دادم، اما از یک جایی به بعد سوالها تبدیل به بحثهای تعریفی شد که واقعا ذهنم را درگیر کرد تا جایی که گفتم معذرت میخواهم من انتظار چنین سوالاتی در یک گفتوگوی دیتاساینس را نداشتم. او هم گفت برای ما طرز فکر کردن شما مهم است، اما من پرسیدم چگونه میشود از یک چنین سوالی، نحوهی فکرکردنم را درک کرد؟ جوابی نگرفت. در نهایت فهمیدم که هم انتظار سوالات تعریفی وجود دارد و هم مثل جلسهی امتحان، نحوهی پاسخگویی مهم است. از نتیجهای که میخواهم بگیرم، باید دید مرحلهی دوم را میآورم یا نه.
دو هفته پس از فرستادن رزومه از من تماس گرفتند و توضیح دادند که فرآیند استخدام سه مرحلهای است. در جلسه اول، تماس تلفنی بود و از من درباره سابقه کار و کارهایی که در شرکت انجام دادهام پرسیدند. کمی هم درباره استک فنی تیم سؤال کردند و چند سوال رفتاری مطرح شد. در پایان جلسه، مسئلهای الگوریتمی دادند تا در گوگل داک برایشان پیاده کنم: پیدا کردن نقطه زین اسبی در یک ماتریس. نقطه زین اسبی نقطهای است که در ردیف خودش حداکثر و در ستون خودش حداقل است. گفتند بهینهترین الگوریتم برای این مساله، زمان O(n²) دارد. پس از یک هفته تماس گرفتند و گفتند مصاحبه دوم برگزار میشود. در روز مصاحبه دوم، سوالی مطرح شد درباره توزیع پیکهای موتوری در سطح شهر و رستورانهایی که مردم از آنها سفارش میدهند. هدف این بود که موتورهای پیک را بهگونهای به رستورانها اختصاص دهیم تا مجموع مدتزمان تحویل به حداقل برسد. این مسئله NP-hard بود و زمان محاسباتی آن میتواند تا O(n) باشد، که معمولا فقط تا ۱۲ پیک را پوشش میدهد. برای سادهسازی، پیشنهاد شد شرطهایی برای کاهش فضای حالت اعمال کنیم یا با نمونهبرداری تصادفی از فضای حالت امتحان کنیم تا ببینیم کدام راه بهتر است. به باور من، سوال دوم کافه بازار پاسخ مشخصی ندارد و از من خواسته شد با استفاده از شروطی فضای حالت را کوچک کنم تا کامپیوتر بتواند مسئله را پردازش کند. در نظر من، سطح فنی من نسبت به فرد مصاحبهکننده بالاتر بود و از خود کافه بازار در برابر این همه حاشیه و هیاهو تعجب کردم که چنین رویکردی را در مصاحبه پیگیری میکند. پس از یک هفته با آنها دوباره تماس گرفتند و گفتند گزینههای بهتری دارند و احتمال همکاری در آینده وجود دارد. همچنین گفتند در شش ماه آینده میتوان دوباره اقدام کرد. بهطور کلی، به نظر میرسد که تمرکز مصاحبه کافه بازار بیشتر روی سوالات الگوریتمی است؛ فرآیند استخدام آنها هم به شکلی از گوگل کپی شده و به نظر میرسد از کتاب WORK RULES اثر رییس منابع انسانی گوگل الهام گرفته است. جالب است که اکنون گوگل به این نتیجه رسیده است که پرسیدن سوالات الگوریتمی لزوما شایستگی فرد را مشخص نمیکند و این پرسشها دیگر رایج نیستند؛ ممکن است یک برنامهنویس قوی باشید اما نتوانید به این سوالات پاسخ دهید و بالعکس.
شرکت کافه بازار را تجربه کردم و توضیح میدهم که روند مصاحبه چگونه پیش رفت. با وجود رزرو اولیه، حدود چهل روز پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند تا مصاحبه تلفنی انجام شود. به دنبال آن، نخستین مصاحبه نیز به صورت تلفنی برگزار شد و حدود یک هفته طول کشید تا به مرحله بعدی اطلاع داده شدم. تنها یک روز قبل از عید برایم ایمیلی ارسال شد که مراحل بعدی مصاحبه بهزودی اعلام میشود. تا اوایل اردیبهشت، مصاحبه دوم برایم تعیین شد که به دلیل شیوع کرونا از طریق اسکایپ با دو نفر از اعضای تیم جذب انجام شد. در این بخش سوالات رفتاری همچون این که در موقعیتهای خاص چه واکنشی نشان میدهم و چالشهای رفتاری مشابهی که در کار سابق با پرسنل داشتم و نحوه حل آنها مطرح شد. پس از آن، تکلیف یا وظیفهای برای انجام فرستاده شد و من پاسخ را در همان قالب ارسال کردم. پس از دریافت پاسخ، مصاحبه سوم نیز برایم تنظیم گردید که مجددا بهدلیل کرونا از طریق اسکایپ برگزار شد، اما حس مثبتی نسبت به این مصاحبه نگرفتم. شنیده بودم که در مصاحبههای آنها رویکردی وجود دارد که ممکن است بخواهند شما را به سمت پاسخهای مطلوب آنها هدایت کنند؛ یعنی در مواقعی که با آنها همنظر نیستید، بهشدت سعی میکنند تا نظر شما را به سمت نتیجه دلخواه خود تغییر دهند. در نهایت عنوان شد که نتیجه تا حداکثر یک هفته دیگر اعلام میشود، اما این بازه به یک ماه رسید. از زمان ارسال رزومه تا روشن شدن نتیجه نهایی چهار ماه سپری شد که واقعا طولانی به نظر میرسید. در این مدت افراد زیادی ممکن است مشغول شده باشند و از طرفی به نظر میرسید توضیح میدهند که فرایند طولانی است تا نمایش داده شود که ما واقعا خاص هستیم. نتیجه تجربهای که به من منتقل شد این بود که برای استخدام احتمالی، بهتر است انتظار فرایندی حداقل چهار ماهه را در نظر بگیرم.
در فرآیند مصاحبه با کافه بازار، مرحله نخست تلفنی بود که سوالات تخصصی حقوق و دستمزد مطرح شد و تماما پاسخ دادم. به مرحله دوم دعوت شدم و آن مرحله حدودا یک ساعت طول کشید؛ اما نیمی از سوالات مربوط به کدنویسی در SQL و C++ بود که من که قبلا سه سال قبل در شرکتی با این حوزهها کار کرده بودم، تا حدی آشنا بودم و به طور ناقص توضیح دادم و آنها خندیدند. از دید من ارتباط این ابزارها با حقوق و دستمزد روشن نبود و وقتی پرسیدم اگر برای شما اهمیت دارد، چرا در شرح شغلشان این موضوع نوشته نشده، با تعجب پاسخ دادند و من را به ادامه سوالات حقوق و دستمزد ترغیب کردند. با اولین سوال مشخص شد که کارشناس مالی مصاحبه، محاسبه مالیات را درست انجام نمیدهد و من به روال آنها اشاره کردم که اشتباه میکردند. همچنین درباره سابقه کاری من در شرکتی با برند مشهور، که ما دورههای حقوق و دستمزد را تدریس میکردیم، اطلاعی نداشتند و از من پرسیدند که آیا باید دوره حقوق و دستمزد را بگذرانی؟! نتیجهگیری من این است که اگر برایتان شخصیت و جایگاه شرکت اهمیت دارد، بهتر است رزومه را برای آنها ارسال نکنید؛ چون ممکن است با نگاه ناآگاهانه و از بالا به پایین، به سادگی به کارتان نخندند و اگر دانش تخصصی بالایی در حوزه شغلی داشته باشید، ترس از جایگاه شما باعث شود سوالات بیربط مطرح کنند و شانسی برای ارزیابی عادلانه باقی نماند.
کایه بازار را میخواهم بهگونهای کنار بگذارم که تجربه بهطور روشن و روان روایت شود. طولانی بودن فرایند مصاحبه در ذهنم مانده، و در نهایت تصمیم به همکاری نشد. در اولین مرحله، تماس تلفنی بود که زمان مشخصی داشت و برای تغییر یا عقببردن آن هیچ تمایلی نشان داده نشد؛ وقتی گفتم امکان شرکت در مصاحبه در زمان دیگری نیست، به بهانه پر بودن تقویم، مصاحبه را به تعویق انداختند. سپس در مرحلههای بعد سه بار مصاحبه حضوری داشتم: دو جلسه دو ساعته و یک جلسه چهار ساعته، که هر کدام با فاصله دو تا سه هفته برگزار میشد و برای هر بار شرکت در مصاحبه باید مرخصی میگرفتم. در همه مصاحبهها یا افراد مصاحبهکننده دانشجو بودند یا تجربه کمی داشتند؛ پیش از رفتن بررسیهایی در لینکدین انجام داده بودم. در مصاحبههای حضوری، بهنحوی که گویی میخواستند بیش از حد کمک کنند، فرصت تفکر و تمرکز به من داده نمیشد. با وجود این، تمام تمرینهای مصاحبه را نسبت به زمان مطلوب سریعتر انجام دادم. بعد از طی تقریبا دو ماه و نیم فرایند، با ارسال ایمیلی اعلام کردند که امکان همکاری وجود ندارد. همواره باید آماده بود که امکان رد شدن وجود دارد.
برای من روشن بود که میخواهم در زمینه بازرگانی خارجی و بازار چین کار کنم و برای همین درخواست مدیر بازرگانی مسلط به این حوزه دادم. مصاحبه به صورت اسکایپی و با حضور یکی از مدیران توسعه بازرگانی همراه با مترجم زبان چینی انجام شد؛ مترجم از طریق موبایکش در طول مصاحبه حضور داشت. هدف کافه بازار این است که با تعدادی شرکت چینی همکاری کند تا بازیهایشان را در پلتفرم اینجا منتشر کنند. در جلسه مصاحبه ابتدا از سوابق کاریام خواستند تا توضیح بدهم و سپس راهکارهای خودم را ارائه کردم. نکتهای که جالب بود این بود که هر بار از من سوال میپرسیدند، پاسخهایم را تکرار میکردند و میگفتند نمیتوانند در مورد مسائل داخلی شرکتشان صحبت کنند. حس من این بود که تنها میخواهند اطلاعاتی از من به دست بیاورند و در واقع به نظر میرسید قصد این شرکت از طریق آگهی با عنوان کارشناس توسعه بازرگانی خارجی، فقط جذب اطلاعات باشد. به نظرم رفتار غیرحرفهای کافه بازار در این مصاحبه به شدت قابل توجه بود.