مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل
تجربه مصاحبه مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل در کانون ایران نوین
انصراف.
سه روز بعد از زمانی که رزومه رو از طریق سایت «جاباینجا» ارسال کردم، از شرکت ایران نوین تماس گرفتن و زمان مصاحبه رو تعیین کردن. شرکت در ظاهر بسیار شیک و لوکس بود، اما به محض ورود به بخش منابع انسانی متوجه آشفته بازاری میشید که معلوم نیست کی با کی کار داره! بعد از یک معطلی حدودا یک ساعته و پر کردن فرمها و پاسخ دادن به آزمونهای مختلف، مدیر منابع انسانی تشریف آوردن و یک سری سوالات عمومی رو مطرح کردن؛ از جمله سابقه کار، آشنایی به زبان انگلیسی و … . بعد نامهای دادن که تاییدیه ایشون بود و باید میرفتم مرحله بعد. نامه رو به ساختمون دوم بردم، اونجا کمی منتظر بودم و یه خانم و آقا تشریف آوردن و مصاحبه دوم رو شروع کردن. تا جایی که از حرفها متوجه شدم، خانم مدیر داخلی شرکت بودن. در این مرحله هم یک سری سوالات عمومی مطرح شد و بیشتر شرح وظایف بود و تاکید بر آشنایی به زبان انگلیسی و اینکه میهمانان مدیر عامل اکثرا خارجی هستند و یک نفر باید بتونه باهاشون صبحت کنه. مرحله سوم مصاحبه باید با پسر مدیرعامل انجام میشد. حدود ساعت دو اعلام شد که ایشون در جلسه هستند و در بهترین حالت ۴:۳۰ میان بیرون و باید تا اون زمان منتظر باشید! بنده هم این حرکت و ناهماهنگی بخشهای مختلف رو بیاحترام به خودم دیدم و از ادامه روند استخدام انصراف دادم. خیلی به ظاهر قضیه نگاه نکنه. این موقعیت شغلی هر دو سه ماه یک بار یک نیروی جدید میبینه و چیزی که متوجه شدم این بود که مسئول دفتر مدیرعامل این شرکت شغل موندگار و آیندهداری نیست!
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل…
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…