مصاحبه کارشناس دیجیتال
تجربه مصاحبه مصاحبه کارشناس دیجیتال در کانون ایران نوین
اولین حضوری که داشتم با مدیر دیجیتال بود و برخوردش ساده و نسبتا آشنا بود، اما سوالات سختی پرسیده نشد. در نهایت از من درباره جایگاهی که دو سال دیگر میخواهم باشم سوالی شد و من گفتم در شرکت خودم خواهم بود. آنها گفتند خبر میدهند و دو روز بعد مدیر داخلی تماس گرفت و گفت یک هفته آزمایشی بیایم. پس از آزمون هم با مدیر منابع انسانی صحبت کردم و آنها به طور کلی از خودشان و شرکت ایران نوین تعریف کردند و وقتی با مدیر عامل صحبت کردم، پرسیدم چرا اینجا کار میکنم چون یکی از کارمندان شما برای این پوزیشن از من درخواست کرده بود. به نظر من کار در ایران نوین تصمیم درستی نیست. شاید کسی باور نکند تا وقتی که تجربهاش را بچشد، اما در هفته اول متوجه میشوی: حجم کار بالا، بیاحترامی، دستورات خشک، ساعات کاری طولانی و اجباری بودن برخی وظایف. ویژگیهایی که برایشان اهمیت زیادی داشت: ظاهر آراسته و زباندانی بالا، و تمایز در برخوردهای سطحی و تظاهر به همدلی بدون نتیجه مشخص.
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل…
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…