مصاحبه کارشناس فروش
تجربه مصاحبه مصاحبه کارشناس فروش در کانون ایران نوین
عدم پذیرش.
کلا دور ایران نوین برای استخدام خط بکشید. واقعا یک افتضاح به تمام معنی هستند. با من اول یک خانم تو منابع انسانی مصاحبه کرد. بعد خانم بعدی مدیر منابع انسانی بود که مصاحبه کرد و هیچی حالیش نبود. گفت می تونی بفروشی؟ گفتم ۸ سال کار من این هست. گفت فرق فروش ما با فروش شرکتهای دیگه چیه؟ گفتم شناخت زیادی ندارم از شرکتتون. لطفا توضیح بدید. گفت پس نمی تونی برید. همکاران تا یک هفته تماس می گیرن و نتیجه را اعلام می کنن. ۱ ساعت طول کشید تا مصاحبه بکنند ولی کلا مصاحبه یک ربع هم نشد.رد کردن و خوشحالم استخدام این شرکت نشدم چون خیلی بد میگن از کانون ایران نوین.قرارداد نمیدن و نیروها را راحت اخراج می کنن. ساعت کاری خیلی زیاد دارن. دو لیست هستند و فرار مالیاتی دارند. هیچ امتیاز مثبتی این شرکت نداره و در مصاحبه بی احترامی می کنند. این شرکت تو همه پخش شده که فقط براساس ظاهر و تیپ استخدام می کند و کاری به توانایی افراد نداره. خیلی خوشحالم که اینجا نرفتم.شما هم نرید.
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل…
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…