مصاحبه حسابدار ارشد
تجربه کاری مصاحبه حسابدار ارشد در گروه صنعتی طبیعت میهن
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در واقع روند مصاحبه تخصصی هولدینگ روند خوبی داره اما مشکل زمانی شروع میشه باید تضامین بیارین که خیلی تضامین زیادی میخان مثلا برای حسابدار ارشد باید یه کارمند رسمی مشغول به کار یه کارمند خصوصی ۱۰ سال سابقه کار و یه جواز کسب فعال و صاحب ملک به اضافه یه چک ۳۰۰ میلیون تومنی از یه شخص دیگه ارائه بدین. به هر حال بنده تو این هلدینگ یک هفته شروع به کار کردم که به صورت اتفاقی از طریق همکاران دیگه متوجه شدم منابع انسانی هلدینگ در بخش حقوق درخواستی و صحبت شده با حقوق در نظر گرفته شده توسط شرکت صداقت حرفه ای رو انجام نمیدن. من درخواست حقوق پایه ۵.۵۰۰.۰۰۰ تومن رو دادم و شرکت پذیرفت اما بعدا متوجه شدم شرکت طبق قوانین خودش این مبلغ رو به عنوان خالص پرداختی در نظر میگیره و قسمت بد داستان اینجاست که اضافه کاری اجباری شرکت ۶۸ ساعت در ماه میباشد (ساعت کاری اجباری از ۷:۳۰ الی ۱۶ و پنجشنبه از ۷:۳۰ الی ۱۳) و تمامی مزایا و اضافه کاری و غیره از نظر شرکت همان حقوقی میباشد که خود شرکت در نظر میگیرد و در زمان مصاحبه بابت این اتفاقات و قوانین اصلا توضیح داده نمیشود. و بنده خواستم با مدیر مالی صحبت کنم با وجود اطلاع قبلی حاضر به توضیح و صحبت نشدن . نهایتا با یک هفته کار رایگان و حدود ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومن هزینه ای ثبتی،آزمایشگاه،سوپیشینه و غیره ترجیح دادم که این بی عدالتی رو قبول نکنم. از میان مصاحبه کنندگان مشاور مالی شرکت و واحد حقوقی عالی بودن اما مدیر منابع انسانی میتونستن خیلی خیلی بهتر باشن.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این مجموعه با وجود فرصتهایی که برای یادگیری داشتم، به خاطر مشکلاتی در سطح مدیریت میانی، تجربهام کمتر از انتظار بود. گاهی رفتارهای غیرشفاف، تصمیمگیریهای گاهبهگاه و نبود یک مسیر واحد در مدیریت تیم باعث سردرگمی و نارضایتی میان همتیمیها میشد. این وضعیت باعث میشد افراد درباره وظایف و انتظارهایشان دچار ابهام شوند و به مرور زمان روی عملکرد گروه و همکاری من هم تأثیر منفی بگذارد.
به گروه صنعتی طبیعت میهن خوش آمدم و تجربهام در بخش برنامهریزی فروش را به اشتراک میگذارم. شرایط استخدامی آنجا به شدت پرهزینه و پر از پیچیدگی بود؛ از سفته و تضمین حضوری تا امضای الکترونیکی و آزمایشات متنوع که همگی باید انجام میشد و هزینههای زیادی داشت؛ در نهایت، برای اعزام یکی از اعضای خانواده به همراه داشتن ضمانت ضروری بود. به نظر میرسید امنیت شغلی چندان وجود ندارد و هر زمان که بخواهند، ممکن است کار را به پایان برسانند. روابط داخلی تا حد زیادی تحتتأثیر فامیلسالاری و پارت بازی بود و مدیرانی با رفتار عقدهای وجود داشتند که تمایل به فشار فیزیکی و سقوط من داشتند تا نگذارند پیشرفت کنم. حقوق به شدت پایین بود، هر ماه با وعده ارتقای حقوق و عیدی و سنواتی که در نهایت بهحساب نمیآمد، مواجه میشدم و درک میکردم که با محاسبه عیدی و سنوات، به نظر میآمد حقوق بالاتر اعلام میشود اما نتیجه متفاوت بود. سرویس رفتوآمد برای من فراهم نبود و نهار و صبحانه رایگان ارائه میشد. همچنین مرخصیها بهطور کامل رعایت نمیشد و در پایان سال عوضی میسوخت و هیچگونه مزدی بابت آن پرداخت نمیشد. بیمه تکمیلی هم بهدردبخور نبود و رضایتبخش نبود. با تمام اینها، تجربهای نسبتا منفی از محیط کار داشت که امنیت و رضایت شغلی را در سطح بالایی تامین نمیکرد.
برای هلدینگ بوکا اقدام کردم، اما واقعا در محل کار شرکت زرین به رشتهی تجربهی متفاوتی برخوردم. به طور مستقیم با مدیرعامل مصاحبه داشتم و آنجا برخوردها و لهجهای عجیب و غریبی دیدم؛ ناگهان وسط گفتند ماسک را بردار تا گویی به چهره امتیاز میدهند که این رفتار حرفهای نبود. در حضور مدیرعامل یک همکار انگلیسی هم داشتم که از من بهطور قطع بهتر بود، اما با وجود همهی اینها مصاحبه نسبتا خوب پیش رفت. یک هفته بعد منابع انسانی گفتند قبول نشدی که از این موضوع حیرت کردم؛ اما یک ماه بعد خودشان تماس گرفتند و با اصرار گفتند که پذیرش شدهام. با وجود این، من چندان از آن شرکت خوشحال نبودم و با توجه به اینکه معاینه کار و سایر چکها لازم بود، حقوقی را که در ذهن داشتم مطرح کردم و گفتم پنج میلیون تومان، مسئولین منابع انسانی گفتند باید تأیید مدیرعامل را برای این مبلغ بگیرند. پس از یک هفته با تأیید دوباره تماس گرفتند و گفتند تأیید شده است. به هر حال کار را آغاز کردم و از همان ابتدای ورود با رفتارهای زننده و گاه جنسیتی برخورد کردم؛ با وجود این، سعی کردم فاصلهام را با سایر همکاران حفظ کنم و فکر میکردم از طریق حقوقی که در ذهن داشتم جایش میدهم. اما به مرور فهمیدم که ادعای حقوق مناسب واقعیت ندارد و کل مبلغی که واریز شد با اضافهکاریها سه میلیون بود. اگر فقط بهصورت پارهوقت تدریس زبان انجام میدادم، قطعا از این مبلغ بالاتر درآمد داشتم. در نتیجه شرکت ارزش تعاون و فداکاری را ندارد و چون به فریبکاری شدیدا حساس هستم، استعفا دادم. از وقت شما سپاسگزارم و از این شرکت دوری کنید؛ ارزشش را ندارد.
برای مصاحبه پشتیبانی فروش وارد عمل شدم اما رفتار تیم استخدام خیلی نامنظم بود و به نظر میرسید قبلا با جای دیگر.security مشکل داشتن و میخواستند من هم همانجا ادامه دهم بدون اینکه فرصت مصاحبهی واقعی به من بدهند. پرسشها را طوری مطرح کردند که اجازه پاسخ دادن کامل به من داده نشود و ایشان وسط حرفم پریدند. محدودهی مکانی که دنبال نیرو بودند شهران بود؛ با وجود اینکه آگهی در سعادتآباد درج شده بود، خودشان تصمیم گرفتند که مسیر استخدام برای من دورهای بررسی شود.
مصاحبه برای بخش بازاریابی به من احساس مثبتی داد و تجربهای خوب بود. همه چیز به خوبی پیش رفت و جو مصاحبه نسبتا دوستانه و آرام بود.
مصاحبه با من بهعنوان حسابدار ارشد با برخوردی گرم و محترمانه آغاز شد و سوالات بهصورت دوستانه مطرح شد. مدیر منابع انسانی تیم، با روی گشاده و مهربانی رفتار کرد، هرچند کارشان خیلی سنگین بود. با وجود سرشلوغیشان، احساس خوبی از فضای شرکت گرفتم و به نظر میرسید کار در این مجموعه میتواند تجربهای مطلوب باشد.