کارمند
تجربه کاری کارمند در گروه صنعتی ظفران
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در اوایل کارم با این مجموعه آشنا شدم و به بزرگترین نتیجهای که ازش گرفتم این بود که یادگیری چندانی توی اینجا اتفاق نمیافتد و زمانم به هدر میرود؛ اگر دنبال تجربهای کاملا بیفایده و تلخ هستید، اینجا گزینهی مطلوبی است. مدیریت این شرکت به شدت سلطهجو و خودخواه است و شنیدن دیدگاههای دیگران برایش اهمیتی ندارد. دلیلش را میتوان اینطور توضیح داد که چون موقعیت مالی بالایی دارد، هر چه میگوید درست است. از این رو افرادی که اطرافش هستند، گروهی از افراد بیسواد و چاپلوساند که جایگاههای مختلف را اشغال کردهاند و صرفا با گفتن چشم، به تمامی تصمیمات او رضایت میدهند—حتی اگر اشتباه باشند، زیرا از آیندهشان در شرکت میترسند و باور دارند که بدون حضورش دیگر در هیچ سازمانی بهعنوان کارمند قابلقبول نیستند. همین رفتارها باعث تقسیم گروهی از مدیران شده که سالها در پستهای خود باقی میمانند و با حفظ موقعیت، هر کاری انجام میدهند تا ترکیب پرسنل حفظ شود و اخراج گستردهای رخ ندهد، و دستهای هم وجود دارند که هر سال تغییر میکنند و تجربهای کوتاه دارند. افراد مستعد زیادی وارد این شرکت شدند و وقتی اوضاع را دیدند، از آنجا رفتند؛ زیرا نه فرصتی برای پیشرفت وجود داشت و نه از نظر توانایی و تجربهشان به کار گرفته میشدند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در نخستین تجربهی من در حوزه کنترل پروژه، با دیدی خوشبین وارد شرکتی شدم که سابقهای درخور داشت و فکر میکردم با ورود به حوزه نفت و گاز، سرمایهگذاری در مسیر صحیحی انجام خواهد شد. اما به محض ورود پی بردم که چیزی از پروژههای نفت و گاز در کار نبود و بیشتر زمانها بیکار ماندم؛ در واقع نمیدانستم دقیقا باید چه کاری انجام بدهم. مدیریت هم حضور من در پنج ماه آنجا را بهطور منظم دنبال نمیکرد و هیچ نشانی از رهبری مشخص و سازنده ندیدم. از طرف همکاران پروژهها هم بارها شنیدم که مدیران با سبک مدیریتی سختگیر و گاهی توصیفهای ناسالمی را مطرح میکنند که با هر فردی سازگار نیست. حقوقی که به توافق رسیده بودیم، با واریزها تفاوت داشت و این مسئله در میان همتیمیها هم به چشم میخورد. با توجه به نبود کار مشخص، فقدان تخصص قابل یادگیری از مدیران و کمبود فرصتهای رشد، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم؛ چرا که نه تنها کاری معنادار نبود بلکه هیچ چشمانداز روشنی برای پیشرفت هم وجود نداشت و بسیاری از امور به صورت بسته و بینظم دنبال میشد.
دوست داشتم با یه جریان روشن صحبت کنم: از یکی از سایتهای خوب این کار رو دیدم و ازش تشکر میکنم. بارها برای شرکت ظفران آگهی دیدم، اما هیچ نتیجهای از جستوجوها پیدا نکردم که بدونم اینجا دقیقا چه نوع شرکتیه و چه کار میکنه تا اینکه به طور اتفاقی این سایت رو پیدا کردم و نظرات رو خوندم. خوشحال بودم چون دیدم تصمیمم درست بوده و من درخواست کار ندادم.
شرکت گروه صنعتی ظفران را تجربه کردم و توضیح میدهم که چگونه بود. رئیس شرکت با تصمیمگیریهای صرفا مندرونی و بدون رعایت اصول و قواعد مشخص عمل میکند و این رفتارها به نظر میرسید که تنها به سلیقه او بستگی دارد، حتی گاهی به قیمت نقض اصول فیزیکی هم اجرایی میشدند. اکثر مدیران ارشد به نظر بیسواد و چاپلوس میآمدند و برخی همسالان قدیمی در شرکت به نوعی گروهی مافیایی تشکیل دادهاند و اطراف را برای گفتن حرفهای بیپایه در مورد دیگران میدانند. از نکتههای دیگر این مجموعه، این بود که به دلیل داراییهای بالای رئیس، مشکلات مالی سادگی حل میشود اما سایر مشکلات سازمانی تنها به نمایش صورت مسئله بسنده میکنند و به تصمیمات واقعی حل نمیشوند. فرصتهای رشد در اینجا وجود ندارد؛ به نظر میرسید ساختار طبقهبندی مشخصی برای جایگاهها وجود ندارد. ممکن است به عنوان کارمند اداری یا مالی جذب شوید اما در طول کار، کارهای متفرقه و شخصی زیادی هم به شما محول میشود که باید به آنها پاسخ دهید وگرنه ممکن است با مشکلات روبرو شوید. در این محیط، حس همدلی از مدیران نسبت به کارکنان کم است و هر مدیری میتواند کارمند همواحدی را بازخواست کند یا وظیفهای را به او محول نماید.
برای من سه سال کارمند گروه صنعتی ظفران بودم، و حالا تجربهام را به زبانی تازه و روشن بازگو میکنم. صبحانه و نهار رایگان وجود داشت، هرچند در برخی مواقع باید با چند نفر از همکاران یا سایر افراد همکاری میکردیم تا غذا تهیه شود و همین اتفاق برای زمان حضور من در واحد جدید نیز تکرار میشد. الان هم در جای جدید همین خدمات رایگان را دارم. حقوق به موقع و منظم بود، و به نظر من شرکتهایی که درست و حسابی کار میکنند همیشه حقوق را به موقع میدهند. بیمه تکمیلی از جمله مزایایی بود که اکنون در سایر شرکتها هم رایج شده و پرسنل را پوشش میدهد. کار با نوشیدنیهای رایگان مثل چای و قهوه همراه است. همه قوانین کار به صورت کامل رعایت میشد. معایب تجربه من شامل موارد زیر بود: همه امور شرکت به تصمیم مستقیم مدیر عامل بستگی داشت. برخی مدیران ارشد بیسواد به توصیههای مدیرعامل احترام میگذاشتند و از خود تصمیمگیری جدی نمیکردند. اگر به دنبال مسیر رشد و پیشرفت بودید، شرکت نسبتا مناسب نبود. دوبارهکاری و کار بیهوده بالا بود و پیدا کردن کسی بود که جرات اعتراض به مدیرعامل را داشته باشد کم بود. تخصص اصلی شرکت نفت و گاز بود اما گاهی استراتژیها و برنامهها تغییر میکرد و مسیر مشخصی وجود نداشت. برای افرادی که IQ پایین یا علاقه به اطاعت بیقید و شرط دارند، مناسبتر بود. کنترل از طریق دوربین برقرار نبود، اما مانیتورینگ به شیوهای مدیریتی انجام میشد و مدیران هم وقت زیادی را در اینترنت میگذراندند. فیشهای حقوقی به صورت دورهای ارائه نمیشد. کارکنان قدیمی، محافظهکار و چاپلوسی را بهعنوان ویژگیهای غالب داشتند. به طور کلی هیچ حمایتی از سوی مدیران مستقیم به کارمندان ارائه نمیشد و خطاها یا اشتباهات به نیروهای پاییندست نسبت داده میشد. امنیت شغلی تا حدی بود که مدیران ارشد سوتی میدادند، اما با هر سوتی احتمال حذف یکی از کارمندان وجود داشت. همیشه انتظار میرفت که مهندسین به نقشهای دیگری هم مثل پیک، نیروی خدماتی، آشپز یا نگهبان تبدیل شوند و اگر نپذیرید، پذیرش نمیشدید. برای هر نفر دو مدیر وجود داشت و عملا هرکس به نوعی مدیر خود را داشت.
دو سالی را که اینجا گذراندم تجربهای بود پر از نکتههای مختلف. فضای شرکت دوستانه بود و صاحب کسبوکار به خاطر رفاه کارکنان تا حدی تلاش میکرد. اما مشکل اصلی اینجا این بود که مدیریت در اکثر کارها دخالت میکرد و عملا هیچ کاری بدون تأیید ایشان انجام نمیشد. از قبل میدانیم که گاهی کارها اشتباهاند یا تشخیص درستشان مشخص نیست، اما چون مدیریت میگفت باید انجام شود، مجبور بودیم که به آن مسیر ادامه بدهیم. نکته دیگر اینکه گروهی از همکاران سالها با ما بودند، در حالی که افراد زیادی هم بودند که بهسرعت شرکت را ترک میکردند.