توسعه دهنده C++ با رویکرد امنیت
تجربه کاری توسعه دهنده C++ با رویکرد امنیت در گروه نوآوری فناوری اطلاعات ارنیکا
امتیاز ۳.۰ از ۵ (آذر ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۱).
سلام هفته گذشته با هلدینگ ارنیکا (Ernyka Holding) برای پوزیشن "توسعه دهنده C++ با رویکرد امنیت" برای حضور در تیم قرمز مصاحبه داشتم و میخوام تجربه مصاحبه رو توی این پست باهاتون به اشتراک بذارم. امیدوارم بدرد کسایی که میخوان برن مصاحبه بخوره. برآیند کلی (TL;DR): اگر نیروی فنی قوی هستید که مفاهیم رو عمقی بلدید حتما به مصاحبه برید چرا که بنظر شرکت برای افراد کاربلد مزایای زیادی داره. اگر نیرویی هستید که فقط از ابزارها استفاده میکنید بدون اینکه بدونید پشتش چخبره، وقت خودتون رو تلف نکنید، چون بیشتر از همه خودتون اذیت میشید. مصاحبه فنی با آقای کهساری الهادی (Milad Kahsari Alhadi) و آقای نیک نام (NASER Niknam) بود. رزومه ای که فرستاده بودم بصورت پرینت شده توی جلسه بود و آیتم هایی که توی رزومه بودن با دقت خاصی توسط افراد فنی بررسی شد. رویدادهای مصاحبه رو نکته به نکته مینویسم: 1. تیم فنی که مصاحبه رو انجام دادن قوی هستن و توصیه میشه رزومه تون واقع بینانه باشه تا توی جلسه به مشکل خاصی نخورید. 2. مصاحبه با اینکه شبیه به یک گپ و گفت دوستانه و فنی بود، اما عمق زیادی داشت و کاملا مفهوم-محور بود. خیلی کاری به ابزارها نداشتن و سوالاتی که میشد مستقیما از مفاهیم بود. 3. اول از همه سراغ مفاهیم برنامه نویسی رفتن. درمورد موارد زیر ازم سوالات کلی شد به میزانی که متوجه بشن روشون چقد کار کردم: Win API Programming Linux System Programming Functional Programming Pure C Programming C++ Programming 4. بعد کم کم مصاحبه بوی امنیت به خودش گرفت و با محوریت چیزایی که توی رزومه ام بود ازم سوالاتی در زمینه های زیر شد: Blackbox and Greybox Fuzzing Windows Native APIs System Calls API Hooking in Windows Binary Analysis Kernel Mode Drivers Obfuscation AV and EDR Evasion Techniques Signature-based Malware Detection Techniques Behavior-based Malware Detection Techniques Credential Stealers 5. توی همه این موارد مشخص بود که تیم فنی به مباحث مسلط هستن و من به شخصه با توجه به چند تا مصاحبه ای که با شرکت های دیگه داشتم، کمتر تیمی رو میدیدم که این مباحث براشون مهم باشه و بلد باشن. 6. نکته خیلی مهم اینه که کلی ابزار آماده برای این مواردی که گفتم هست. ولی برای افراد توی مصاحبه مهم بود که بدونی این ابزارها چطور اینکارارو رو انجام میدن و پشت صحنه شون چخبره. بعد از یک مصاحبه فنی رفتیم سراغ مسائل منابع انسانی که بیشترش با خانم قاسمی بود: 1. هر سوالی در رابطه با امکانات و مزیت های شرکت داشتم پاسخ دادن. 2. یک نکته جالب این بود که، یه سری انتقاد بنظر من به تیم منابع انسانی شون وارد بود که وقتی مطرح کردم خیلی منطقی برخورد کردن و جواب کاملا قانع کننده ای دادن. از انتقاد بدشون نمیومد. 3. احترام به منابع انسانی رو میشد توی رفتاراشون حس کرد. من اتفاقی قبل مصاحبه توی چند تا از محیط های کاریشون منتظر بودم و با زیرنظر گرفتن پرسنل و رفتاراشون میتونستم حس کنم که از بودن توی محل کار راضی هستن. 4. در آخر هم در رابطه با KPI صحبت کردن. این KPI بنظر هم میتونست خیلی جالب باشه هم خیلی اذیت کننده. برای متخصصی که کاربلده و کاراشو درست انجام میده یه پاداش خیلی خوب هستش و برای کسی که از زیرکار در بره و تسک هاشو به سرانجام نرسونه در نهایت منجر به اخراجش میشه. فک میکنم شرکتای خارجی هم دقیقا همینطوری باشن.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در ورودی ساختمان با وجود نگهبان که از حالت حرفهای بودن ناامید بود، وارد شدیم و از همان لحظه احساس کردم نظم چندانی وجود ندارد. پشت درهای ساختمان دو راهرو وجود داشت؛ سمت راست گیت مربوط به کارکنان بود و سمت چپ اتاق انتظار با چیدمان نامناسب و مونیتور پر از اسلایدهای معرفی که از همان اول بیارتباطی با ظاهر شرکت را نشان میداد. به نظر میرسید شرکت با حوزههای گوناگونی چون نوشیدنیها، کلینیک، کریپتوکارنسی و گردشگری کار میکند و این مسأله نشان میداد صاحب کسب و کار تاجرمحور است تا مدیر علمی. مدت انتظار برای پذیرش طولانی بود و من حدود نیم ساعت منتظر شدم تا به طبقه چهارم غربی برسیم که سه اتاق به نامهای اتاق مدیر هلدینگ، معاونت اجرایی و معاونت فناوری داشت، بهعلاوه اتاق جلسات و میز ادمین با مدیر دفتر. در این مرحله دوباره نیم ساعت دیگر معطل شدیم تا مرا به اتاق مدیر هلدینگ دعوت کنند. مصاحبه برای من با معاونت اجرایی هماهنگ شده بود و معمولا نخستین مصاحبه فنیتر است، اما خودشان خودشان را مدیر منابع انسانی معرفی کردند و من درباره فعالیتهایم صحبت کردم؛ موضوع خاصی نبود به جز اینکه بحث حقوق واقعی و عدم پرداخت بیمه را یکی از نکات منفی برای من مطرح کردند و اینکه پنجشنبهها روز کاری شرکت است. خداحافظی کردیم و دو هفته بعد برای مصاحبه با معاونت فناوری تماس گرفتند و دوباره فرآیند را با تاخیر کمتری طی کردیم. معاونت فناوری ظاهرا فردی موجه اما خسته به نظر میرسید و بیشتر درباره تبادل نظر صحبت کرد تا مصاحبه، گفتند که نتیجه را اعلام میکنند اما تا حالا سه هفته است که هیچ پاسخی داده نشده است، چه مثبت و چه منفی. با این وجود به نظر من در همان جلسه اول تا حدود زیادی روشن بود.
برای مصاحبه Scrum Master از گروه نوآوری فناوری اطلاعات ارنیکا به میدان رفتم و با وجود جای پارک سخت و رفتوآمد طولانی، سر موقع رسیدم. پس از زدن زنگ در، نگهبان چند دقیقه مرا معطل کرد تا هماهنگی کنند که چه کسی به استقبال میآید. فضای شرکت مدرن و شیک بود و برخورد کارکنان دوستانه به دل مینشست. یکی از همکاران مرا راهنمایی کرد تا به بخش لابی بروم و حدودا ربع ساعتی منتظر صدا زدن شدم. سپس به طبقه بالاتر مجموعه رفتیم و دوباره انتظار کوتاهی کشیدم تا منشی واحد خاطب مرا صدا بزند. مصاحبه در اتاق مدیر اجرایی برگزار شد و منابع انسانی هم حضور داشت. پس از خوشآمدگویی و پذیرایی، منابع انسانی تا حد امکان درباره مشخصات هلدینگ و کارهای کلی توضیح داد و سپس مدیر اجرایی نگاهی کوتاه به رزومهام انداخت و از من خواست تجربیاتم را توضیح بدهم. سوالات بیشتر جنبه شخصی و روانشناختی داشتند تا اینکه به دانش تخصصی مرتبط باشند؛ مثلا از من خواسته شد صفات مختلفی را نام ببرم و درصد دارایی آنها را بیان کنم، یا چند ضربالمثل را بگویم و میزان اعتمادم به آنها را توضیح بدهم. در پرسش بعدی از من پرسید آیا دوست دارم کار در این شرکت را انجام دهم؟ که به نظر من پرسشی کمفایده بود، چون دانشی از محیط و شرایط شرکت ندارد. در پایان، توافقی درباره حقوق انجام شد و مقرر شد در دو تا سه روز آینده نتیجه مصاحبه اعلام شود؛ اما پس از دوازده روز هنوز پاسخی دریافت نکردم.
برای مصاحبه طراحی در گروه نوآوری فناوری اطلاعات ارنیکا تجربهای نسبتا عادی بود. رفتار مقابل و سوالات هم حرفهای و معمولی به نظر میرسیدند. شرایط ضمانت شرکت خیلی سخت است اما حقوق مناسبی میدهند. با وجود اینکه مسیر شغلیم رو دوست داشتم، به دلیل اینکه نزدیک ایستگاه مترو نبود، باهاش مشکل داشتم.
به نظرم این شرکت دنبال نیروهای با انگیزه و پرحوصله است که برای جذب حرفهای، پروسهای طولانی را طی میکنند اما نتیجهای قابل اعتماد به همراه ندارد. مدیر منابع انسانی از طریق لینکدین با من ارتباط گرفت و رزومهام را فرستادم تا برای مصاحبه دعوت شوم. اولین جلسه با مدیرعامل برگزار شد و پس از آن دوباره با من تماس گرفتند تا برای جلسه دوم بیایم. جلسه دوم خیلی کوتاه بود و حدود پنج دقیقه بیش نبود. در همان زمان مدیر منابع انسانی توضیحاتی درباره ساعات کار و شرایط استخدام ارائه داد و من هم با آنها موافقت کردم؛ حتی درباره حقوق گفتوگو و توافق نسبی انجام شد، اما گفتند که خبر خواهند داد. با گذشت شش ماه هنوز خبری نشده و میدانم که برای این پوزیشن همچنان به نیرو نیاز دارند.
در مصاحبه برای یک نقش PHP تنها سوالات فنی زیادی مطرح شد و یک چالش فنی هم پیش آمد. به طور کلی برخورد تیم مصاحبه خوب نبود و یکی از برنامهنویسان آنها بیادبیهای متعددی داشت و سعی میکرد نشان دهد دانشش از همه بیشتر است. از سوی دیگر ساعات کاری مناسب نبود و فضا خیلی خشک و بیروح به نظر میرسید.
شرکت ارنیکا را تجربه کردم و میخواهم از یکی دو مصاحبه اینجا بگویم؛ چون زمان برایم ارزشمند است، برای سایرین هم مفید باشد. تاکیدی دارم که سابقه مالی من بیش از دوازده سال است، اما دو مصاحبه اولیه نشان دادند که هر جا نباید رفت. در مصاحبه دوم، به من گفتند برخی نکات اصلی را بهطور کامل مطرح نکردند؛ مثلا حقوق ماه اول ۷۰٪ است و ساعات کار هر روز تا دیروقت، معمولا تا حدود ۸ شب. به نظر من چنین شیوهای حتی در برخی کشورها هم رایج نیست. قرارداد ماه اول یکماهه است و برای ماههای بعد سهماهه میشود، و شنبه تا پنجشنبه باید تا دیروقت کار کنیم؛ به نظر من این شرایط شبیه بردهداری است. من برای حقوقم سازش کردم و عددی را که میخواستم نگفته و با پذیرش کمتر موافقت کردم، اما به منابع انسانی هم اعلام کردم که رفتار نرمافزار و برخورد منشی مربوطه مناسب نبود؛ او از جنبه ظاهری هم نکتهای ذکر نکرد و به نظر من برخی از آزمونهای روانشناسی سازمان باید برای ارزیابی صلاحیت این پوزیشن به کار گرفته شوند؛ زیرا نماینده مجموعه بهعنوان نماد آنجا صحبت میکرد و از منافع مجموعه با مثالهایی مانند «یک واحد میوه در هفته» یا بخشش ۵۰ درصد هزینه ناهار صحبت کرد که واقعا توی چشم میزد و بهنظر من همگی تناقض داشتند. در نهایت گفتم تنها چند روز در هفته میتوانم حضور داشته باشم، اما بار دیگر با من تماس گرفتند و گفتند باید هرروز تا دیروقت در مجموعه بمانیم. اگر چنین درخواستی را قبول میکردم، حاضر نبودم در چنین فضایی کار کنم. برای احترام به نیروهای انسانی، کسی که به مجموعه میآید و باعث رشد و پیشرفت میشود باید ارزشمند تلقی شود؛ پس زمان چنین افراد را هدر ندهید و پیشنهادهای غیر اصولی ارائه نکنید. صادق هستم.