من سالهاست که اینجا به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکنم. اگر دنبال ترکیب یادگیری فنی و بازخوردهای کسبوکار هستی و میخواهی در محیطی آرام کار کنی، اینجا میتواند گزینه مناسبی باشد. همتیمیها در بخش فنی واقعاً حمایتکنندهاند و در کنار هم به آموزش و رشد کمک میکنیم. از فناوریهای نسبتاً جدید استفاده میشود و جای پیشرفت هم وجود دارد. با اینکه تجربههای تجاری مفیدی به دست میآوری چون در حوزه پرداخت فعالیت میکنیم، اما از لحاظ حقوقی رضایتبخش نیست و فضای کار تیمی و همدلی همرنگ است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر زخم خورده از مدیریت این شرکت هستید که باهاتون همدردی میکنم. اگر شانس آوردید و قبل از گرفتار شدن این تجربهها رو میخونید که خدا رو شکر کنید و از کنار این مجموعه رد نشید. حیف از عمر و زمان جوانانی که با انگیزه های حرفه ای و رشد فردی وارد این شرکت شدن ولی بعد از گذشت چندماه که وضعیت اسفبار مدیریت و دروغهای کادر اداری و مالی و وعدههای توخالی و واقعیت عینی وضعیت شرکت و همکاران سابق با پتک به صورتشون میخوره نه تنها هیچ انگیزهای ندارند بلکه هر روز دنبال راه فرار میگردن. خلاصه بگم. مدیریت جناب آقای حسینی یک دزد و دروغگو و شیاد هستن. کادر اداری و مالی باهاشون همراهه. برای فرار از مسئولیت با وعدههای توخالی برخی همکاران رو دورهای وارد هیات مدیره میکنن! هر ۴۰-۵۰ روز یکبار حداکثر ۲۰ میلیون پول با منت میدن. مشتریها همیشه ناراضی هستن چون طبیعتا وقتی حقوق کارمند داده نشده هیچ کاری به موقع انجام نمیشه. هر کسی با انگیزه ساختن اومده نابود و سرخورده پا به فرار میذاره. قطعا این شرکت باید تعطیل و به جرم کلاهبرداری منحل بشه.
هیچی فقط میتونم بگم یه مشت دزد و بی خانواده اینجا هستند ینی در سریعترین زمان ممکن باید از اینجا خارج شد
مدت کوتاهی اونجا بودم بدون یک ریال دریافتی و همکارای دیگه هم همین شرایط رو داشتن. چیزی که این موضوع رو حادتر و غیر قابل تحمل تر میکرد این بود که مدیریت(!) اونجا بابت این موضوع شرمنده و خجالت زده نبودن و گویا روال عادی چندسالشون شده و جالبتر اینکه فاز طلبکار هم داشتن. قبل اینکه برید اونجا با چند نفر مشورت کنید.
فقط امیدوارم تاوان کاراشو پس بده مدیریت تو این وضع اقتصادی وقت و امید به زندگی و پول و عمر ما رو دزدید بخاطر ندادن حقوقم من مجبور شدم طلاهامو بفروشم همکارای دیگه گوشیاشونو طلاهاشونو ارز های دیجیتالشونو فروختن برای گذران زندگیشون و پس انداز های چند سالشونو از دست دادن نتونستن اجاره هاشونو پرداخت کنن. مهم نیست چه مبلغی توافق کنینبرای حقوق شما حقوقتونو حقوقتونو 10 نهایت 15تومن در نظر بگیرید چون تین حداکثر پولیه که میتونید به ازای هرماه کارکردنتون دریافت کنین. اگه کار پیدا کنین بخوایین در بیایین با بهانه ی اینکه 60 روز کاری باید میموندین از مبلغ قرضی که بهتون داره کم میکنه و همچنین اگه زودتر از 1 سال دربیاین مبلغ جریمه حدودا 6 تومن باز از قرضی که بهتون دارن کم میشه. هیچ ماهی بهتون فیش حقوقی نمیدن با هزار بهونه. بعد اینکه از شرکت درومدین حداقل 1.5 - 2 سال بعد میتونین پولتونو پس بگیرین اونم اگه دلشون بخواد و ازشون شکایت نکرده باشین بخاطر گرفتن حقتون. بیمه هم توافق میشه ولی پرداخت نمیشه. هیچ کدوم از اون افرادی توی مصاحبه و مراحل استخدام و خود مدیریت که با بی وجدانی تمام بهم گفتن که تو حقوقا تاخیر نداریمو نمیبخشم. وقتی بهشون میگفتیم تایم حقوق ما طلا فلان قدر بود الان هنوز حقوق مارو ندادین طلا شده فلان قدر با پررویی تمام میگن مگه اگه به وقتش میدادم طلا میخریدی؟ به جرعت میتونم بگم جزو بی وجدان ترین و پرروترین و بی شرم ترین آدماین که دیدم. واقعا امیدوارم تاوان دربدری و اعصاب خوردی و تلف کردن عمر و اعصاب و روحیه تمام ادمایی که مجبور بودن و هستن با گدایی ازتون پول و حق خودشون رو درخواست کنن پس بدین. رئیس شرکت هیچ چیزی به نام خودش نداره که در صورت شکایت دستمون به جایی نرسه حتی ماشین و خونش و از کارت ها و حساب بانکی افراد دیگه استفاده میکنن.
پیوستن من به تیم توسعه در اواخر سال هزار و نهصد و نود هشت بود. جو کار خیلی صمیمی و دوستانه بود و همه با انگیزه کار میکردند؛ نظم بالایی حاکم بود و برای هر کار، چرخهها و برنامهریزی مشخصی وجود داشت. حتی کوچکترین نکات مانند سوختن لامپ یکی از اتاقها نیز مستند میشد و روند گزارش و حلش مشخص بود و واحدی هم برای پیگیری این مسائل کنار تیم بود. مدیر، که پزشک بود اما علاقهٔ زیادی به حوزهٔ فناوری اطلاعات داشت، تلاش میکرد واحدهای دیگر مانند فروش را هم به سمت روشهای Agile سوق بدهد. یکی از بزرگترین دغدغههای من دستمزد پایین نسبت به بازار بود که باعث شد پس از شش ماه از شرکت جدا شوم؛ با وجود طراحی محیط و فضای شرکت که شبیه بسیاری از شرکتهای خارجی بود، حقوق کم آن من را به ترک کار واداشت.
با نخستین گفتوگو با یکی از بنیانگذاران شروع شد و بیشتر سوالها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربهها و تخصصهایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسشهای خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسهای جداگون برای بحثهای فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر میرسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمیشد.
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
در این مجموعه، حقوق به موقع نمیرسد و اضافهکاریها معمولاً محاسبه نمیشود؛ مدیریت هم اغلب بیدقت و از نظر اخلاقی راضی به نظر نمیرسد. اگر واقعاً توانایی و تخصص و خلاقیت داشته باشی، با وجود فضای نامساعد، ممکن است با رفتارهای تحقیرآمیز روبهرو شوی و در برابر دروغگویی یا چاپلوسی واکنش نشان ندهی. برای ضربه زدن به تو، روایتهایی فراتر از انتظار ساخته میشود تا هر نقطه ضعفی را بهنوعی به کار گیرداری نسبت دهند. از سوی دیگر، اگر به کار کمنشایی و سطحینگری عادت کنی و ادّعاهای غیرواقعی و تظاهر را بلد باشی، احتمال موفقیت در اینجا وجود دارد. مشاهده کردم افرادی که در شش ماه از کارهای ساده به جایگاه مدیریت رسیدند.
روابط در شرکت برای من با حس صمیمیت میان تیمی شروع شد و فضای کار واقعا دوستانه بود؛ بیشتر به انجام کار و نتیجهمحوری توجه میکردن و حاشیهها کمتر دیده میشد. اگر مهارت لازم رو داشتی، واقعاً موقعیت مناسبی برای رشد و ترقی وجود داشت.
در مصاحبه با این شرکت، حس میکردم فضای کار دوستانه و پویایی زیادی حاکم است. سوالها به جزئیات گیر نکردن و بیشتر به نحوهی حل مسئله و مواجهه با چالشها توجه داشتند. بعد از جلسه هم واقعاً برای پرسشهایم وقت گذاشتند و این احساس را داشتم که چنین رفتاری برای اولین بار دیدهام. در کل فرایند دو مرحلهای بود که هر دو از جنس رفتاری بودند و به نظر میرسید تمرکزشان روی اشتیاق به یادگیری و میل به کسب تجربه است.
این نظر بر اساس حدود ۴ سال کار کردن من توی این شرکته. اگر هیچ سابقه کاری نداری و فقط میخوای وارد بازار کار بشی، اینجا میتونه برای شروع بد نباشه. ولی اگر چند سال سابقه داری و دنبال پیشرفت، یادگیری یا مسیر شغلی بهتر هستی، پیشنهاد میکنم سمت این شرکت نیای، چون احتمال زیاد خیلی زود پشیمون میشی. قبل از اینکه استخدام بشی، این چند تا نکته رو حتماً بدون: اول اینکه حقوق به دو بخش پرداخت میشه. اول ماه فقط حقوق اداره کار واریز میشه و حدود پانزدهم ماه هم بخش دیگهای از حقوق پرداخت میشه. مثلاً اگر حقوق توافقی شرکت باهات ۳۰ میلیون باشه، داخل قرارداد فقط حقوق اداره کار ثبت میشه و بقیه مبلغ به صورت جداگانه پرداخت میشه. در نتیجه عیدی، سنوات، بیمه و سایر مزایا بر اساس همون حقوق اداره کار محاسبه میشن، نه حقوق واقعی که دریافت میکنی. دوم اینکه عملاً فقط برای آذرآنلاین کار نمیکنی. علاوه بر اون باید به مشتریهای دو برند دیگه یعنی Monovm و 1Gbits هم سرویس بدی. در واقع همزمان برای سه مجموعه کار میکنی که هر سه متعلق به یک مدیرعامل هستن. اگر هدفت پیشرفت شغلی یا یادگیری چیزهای جدید باشه، حداقل تجربه من این بود که چنین فرصتی وجود نداشت. بیشتر کارها تکراریه و ممکنه سالها همون وظایف رو انجام بدی، بدون اینکه تغییر خاصی توی جایگاه یا مسیر شغلیت ایجاد بشه. از نظر محیط کاری هم فضای حرفهایای که انتظار داشتم وجود نداشت. حاشیه و خالهزنکبازی زیاده و من احساس کردم مدیریت هم اهمیت زیادی به رضایت و مشکلات نیروها نمیده. از امکانات رفاهی هم انتظار زیادی نداشته باش. صبحانه، ناهار یا مزایای مشابه ارائه نمیشه و هزینه اونها با خودته. به نظر من تنها مزیت این شرکت بیمه تکمیلیه. در نهایت، بعد از حدود ۴ سال کار کردن توی این مجموعه، توصیه من اینه که این شرکت رو به عنوان یک فرصت شغلی خوب نبینی؛ مگر اینکه صرفاً برای شروع کار یا به خاطر شرایطت فعلاً گزینه بهتری نداشته باشی.
برای من حوزهی کار محصول در اینجا فرصتی برای رشد است که هر کس بتونه با تیم همدل و همسو باشه، میتونه با تلاش خودش پیشرفتهای قابل توجهی داشته باشه. برخلاف خیلی از شرکتهای بزرگ که ماموریتها رو ساکن نگه میدارن، این گروه درک میکنه که وقتی نیروها رشد کنن، شرکت هم رشد میکنه. فضای یادگیری و امکان بهرهگیری ازش وجود داره و به خود فرد بستگی داره که از این فرصت استفاده کنه یا نه. اگر بهکار نباشی یا به حاشیهها اهمیت بدی، انتظار پیشرفتی هم از اینجا یا هیچ جای دیگری نخواهد بود. این شرکت دو محصول قوی دارد که هر روز رو به بهبود میگذارن و فرصتهای رشد زیادی در اختیار تیمهاست؛ تیمها هم پر از افراد حرفهای هستن که ازشون میشود چیزهای زیادی یاد گرفت. من هم سعی کردم با بهبود خودم، شرکت را به جلو هدایت کنم و تأثیرش را لمس کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.