در مصاحبه اول سوالات شخصی پرسیده شد. مذهب و جبهه سیاسی و جزئیات مربوط به اعضای خانواده بنده ارتباطی به مدیر یا همکارانم نداره.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای فرمی دیراک تجربهای داشتم که در این مصاحبهها با سه سطح فنی جداگانه برای سیشارپ، SQL و جاوااسکریپت طی شد. فرایند جذب طولانی بود و از هیچکس درباره وجود یک چارچوب داخلی که واقعاً کارکرد ندارد خبری نبود. مدیران تیمها تفاوتهای زیادی با هم داشتند؛ بعضیها ماهها دورکاری میکردند و وقتی سوال میکردی پاسخ دقیق و راهگشا نمیدادند— میخواستند نام جداول را خودت پیدا کنی. حس کردم مدیرها فقط حقوق بالایی میگیرند اما نه راهنمایی میکنند، نه دانش لازم را منتقل. در پایان تصمیم به ترک گرفتم و بعد متوجه شدم حتی بخش منابع انسانی نیز برایم حاشیهسازی میکردند. در فیش حقوقی نسبتهایی مبهم برای کسریها وجود داشت و چون تازهکار بودم، توضیحات سطحی آنها را پذیرفتم. به طور کلی این شرکت برای کار در حوزه برنامهنویسی، چه تجربهدار چه تازهکار، گزینهای مناسب نیست.
مصاحبه برای عنوان فرانتاند دولوپر خیلی هم سخت نبود؛ در ابتدا یک آزمون فنی نسبتاً ساده گرفتم و نهایتاً زود از آن عبور کردم. سپس گفتگو با یکی از مسئولان اسکرام ادامه یافت، اما طولانی و پر از پرسشهایی شد که به نظر من بیربط بودند. بهظاهر قصد داشتند با توجیههایی مثل اینکه ممکن است نشانگر هوش باشد، بحثهایی کلیشهای و شخصی را مطرح کنند؛ به عنوان نمونه شغل پدرم، محل کار دقیق، نحوه پیدا کردن دوستان، سابقه حقوق در جایگاههای قبلی یا حتی توضیح دقیق آخرین اختلافی که داشتم. این گونه سوالها برایم جذاب یا منطقی بهنظر نمیرسید و با وجود تأکید زیادی که روی آنها بود، مزاحم بهحساب میآمد. به کلی انتظار میرود که با پرسشهای شخصی روبهرو شوید و لازم است زمان بیشتری برای پاسخگویی صرف کنید.
باورم نمیشد وقتی دوباره از طرف مدیرعامل همان شرکت زیرمجموعه دعوت به کار شدم، دوباره فرصت را از دست دادم. جلسه اول در یک کافه برگزار شد و دربارهی کار و تفاوتهای استقلال گروه با شرکت مرتبط صحبت کردیم، تأکید کردن که ما مستقل هستیم و تنها از آنها کمک میگیریم. توافقی هم ظاهراً درباره حقوق داشتیم. روز مصاحبه که رسیدم، هیچکس بهصورت رسمی از من استقبال نکرد؛ وارد سالن بزرگی شدم و اولیننفری که دیدم گفت برو در راهرو منتظر باش. انتظارم یک ساعت طول کشید. برای سرگرمی از من خواستن رزومهام را بدهند تا بررسی کنند و ایمیلشان هم مشکل داشت و چندبار از جاهای مختلف فرستادم تا بالاخره رسید. پس مرا به اتاقی کوچک بردند که دو نفر هم به زور جای میگیرند؛ در آنجا یک خانم چند سؤال تکراری از رزومه پرسید و سپس رفت و منتظر نگهداشتنم دوباره ادامه پیدا کرد. دوباره آقای مسئول آمد و با رفتاری تند گفت و گویی سریع انجام داد؛ چند پرسش درباره اکسل و چند سوال دیگر که در مجموع شاید ده دقیقه طول کشید. بعد هم هیچ توضیح روشن و مشخصی درباره نتیجهٔ مصاحبه داده نشد و همه چیز مبهم ماند. در کل به نظر من باید دو تا سه ساعت زمان برای معطل شدن کنار گذاشته شود چون احتمالاً معطل میشوید.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
بابت مصاحبه رزومه دادم دفتر تهران جلوتر تر از بیمارستان تریتا و مصاحبه اول با یک کارشناس جذب انجام شد که تجربه عجیبی بود تجربه ایشون بسیار کمتر از من بود ولی مشکلی نبود جالب اینجا بود که وقتی وارد شدم در راهرو منتظر بودم برای مصاحبه یهو دیدم این نفر با دمپایی اومد و همونجا تو راهرو باهام مصاحبه کرد 😅😅😅 این مرحله قبول شدم رفتیم واحد روبرو برای مصاحبه با مدیر اچ آر که قبل ورود بهم گفتن کفشاتونو در بیارید !!!!! شگفتا گفتم چرا گفت اخه موکت کردیم 😅😅😅 تازه به دوران رسیده های ندید بدید وای خدای من وارد شدم دیدم چند نفر تو یه واحد ۷۰ متری هستن گویا همه مدیر ومدیر عامل بودن همه هم با دمپایی 😂😂😂😂😂 خلاصه رفتیم مصاحبه ادم بدی نبودن و نظرشون مثبت شد بعدش رفتم پیش حاجی ایشونم حرفایی زد ک مدتی ازمایشی باید باشی و وزارت کار میدیمو… که صریحا گفتم نه خلاصه ایشونم دید اینجوریه قبول کرد و قرار شد یه روز دیگه برم مصاحبه چهارم با مدیر عامل باز هم با دمپایی تازه تو اون جلسه یهو به من گفت قراره کار دیگه ای نسبت به تخصصم انجام بدم و اصلا ربطی به تجربم نداشت 😂😂😂 که منم قبول نکردم حالا جالب اینکه تو کاری که مدنظرشون بود نه دانش داشتن نه تجربه نه قابل قیاس با رقبا بودن 😂😂😂 اوضاع بیریخت بود خلاصه فقط وقت منو کرفتن الکی مطمعنم مدیر اچ ار تازه اونجا مشغول بود و از رو ناچاری اونجا بود زبان بدنش اینو میگفت کلا اگه میخواهین یه جای بی در پیکر برین جای خوبیه اسمشو میزارم شرکت دمپایی پوشان 😂😂😂😂😂
در فرصتی غیرمنتظره، پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند تا برای یک مصاحبه بیایم. ورود به اتاق مصاحبه، جایی که حدود پنج نفر حضور داشتند، با روی گشاده همراه بود و من با سرپرست منابع انسانی مصاحبه کردم. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و فرصت پرسش از جانب من داده نشد. قول قطع خبری دادند و گفتند با من تماس خواهند گرفت، اما در نهایت خبری دریافت نکردم. انتظارم از سطح پاسخگویی سرپرست منابع انسانی بیش از این بود، هرچند برخورد بهطور کلی عادی بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.