من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از نظر من یکی از دورههای کاریم بیش از همه به چشم میخورد اما با نگاهی کوتاه و واقعبینانه، تجربهای بود که از آن درس گرفتم. در یکی از محیطهای کاری با مدیریتی نامناسب و رفتاری غیرحرفهای کار کردم که همافزایی بین همکاران را بهخوبی مخدوش میکرد. من حدود هفت سال سابقه دارم و در نقاط مختلف فعال بودم، و یکی از تجربیاتم به شدت نامطلوب بود. در مدت بیست روز، وظایفم را انجام دادم، کارها را پیش بردم و اطلاعات را بهروز نگه داشتم، اما با آغاز نتیجهدهی بهتر، فشارها و سختگیریها به گونهای شد که گمان کردم ادامه دادن کار برایم ممکن نیست. با مطرح کردن ضرورت تسویه، با پاسخهایی مواجه شدم که منجر به احساس ناامیدی شد؛ به طوری که گفته شد پرداختی انجام نمیشود و حتی توصیهای برای ترک کار داده شد. در پایان فهمیدم که چنین رفتارهایی به اعتبار و سلامت روانی افراد ضربه میزند و از این تجربه برای انتخاب محیطهای کار سازگارتر و تیمهای با فرهنگ حرفهایتر استفاده کردم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
مدتی بود که فهمیدم وضع برخی شرکتها چگونه پیش میرود و با داستانی که تجربه کردم، برای همیشه از کار با این گروه منصرف شدم. در دوران کاریام فهمیدم این افراد با سرمایهای اندک کار میگذاشتند، اما به جای پیشرفت، همه چیز را روی هم میریختند و ما را درگیر مشکلات مالی کردند. شرکت اول که با سرمایهای حدود ده میلیون شروع کرده بودند، خیلی زود پلمب شد و بعد با سرمایهای حدود یازده میلیون شرکت تازهای راهاندازی کردند تا دوباره مردم را فریب بدهند. از نظر قانونی تحت تعقیب هستند و برای برخیشان حکم جلب صادر شده. همچنین کانال تلگرامی وجود دارد که مالباختگان را جمع میکند؛ آنجا را دیدهام و میدانم چند نفر را گرفتار کردهاند. مراقب باشید تا اتفاقی مشابه برای شما نیفتد.
مدیریت اصلیش به شدت افتضاحه.فقط به فکر خودشه با عدد های بسیار پایین نیرو میگیره و عملا با وعده وعید مجاب میکنه ادمارو که بیان واسش کار کنن و همشم از نیروهای قبلی که داشته بد میگن. هر چندماه یکبار نیروهاشو عوض میکنه که عیدی و سنواتو اینا نده. حقوق هارو دیر به دیر میده و چک میده مثلا واسه 10 ماه دیگه. خیلیم بی ادب و فحاشه اصلا فرهنگ سازمانی و کاری اونجا وجود نداره. کلی هم پرونده ی شکایت دارن. پول 5 ماه حقوق منو هم ندادن. بیمه هم درست و حسابی رد نمیکنن.جای هیچ رشد شغلی هم نداره
سالها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابلقبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب میافتادند و تجربهسالهای بالاتر جایگزین نمیشدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی میکرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آنها مدیران بیکیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگترین معضلها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار میگفتند شرکت هزینههای درمان را میپردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم میکردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمیکرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا میگفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سالها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت میگویم: توی این مجموعه وارد نشوید.
ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشمنواز و منطبق با طراحیهای شیک بود و انگار وارد جایی حرفهای میشوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقهشان فقط به همین مجموعه محدود میشد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر میرسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یکبار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یکبار از شرکت جدا میشدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام میبییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر میرفت و شرکت تعهد نمیکرد حقوقها را بهموقع بدهد. تجربه من نشان میداد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم میرسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علیالحساب از حقوق سال قبل پرداخت میکردند، با تاخیر یکماهه. خلاصه اینکه پروژهها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمیکردند.
وقتی وارد این شرکت شدم، ناگهان فهمیدم که ادامه دادن مسیر حرفهایم در اینجا میتواند نقطه عطفی باشد. جو کار团队 بسیار گرم و دوستانه بود و با همکارها رابطهای صمیمی داشتم که برای من ارزشمند شد. اعتماد و انعطافپذیری مدیریتی هم واضح بود؛ مدیران به مشکلات با دلی باز نگاه میکردند و اگر راه حلی ممکن بود، آن را پیاده میکردند. ساختار سازمانی ترکیبی از سنتی و مدرن داشت که قابلیتهای خوبی را میسازد اما نقاط ضعفی هم داشت که برای جونیورها فرصت یادگیری محسوسی ایجاد میکرد. تنها نکتهای که گاهی اذیتم میکرد، حقوق بود که نسبت به جاهای دیگر پایینتر به نظر میرسید، هرچند با در نظر گرفتن اندازه شرکت، منطقی میآمد. به طور کلی تجربهام رضایتبخش بود و برایشان آرزوهای خوب دارم.
در واقع، یادگیری و تجربه اولیه در اینجا وجود داره اما به شرطی که سطح کار و تلاش شما بالاتر نباشه. اگر روال کارتون تازهکار باشه، فضای آموزشی خوبی در اختیارت قرار میگیره، اما با سطحی از تجربه که به متوسط یا حرفهای میرسه، دیگه فرصت رشد چندان بهتون داده نمیشه. گاهی به گونهای رفتار میشه که انگیزه خودخواسته شما برای ادامه کار کمرنگ میشه و تصمیم به ترک بهتدریج گرفته میشه. مدیریت واکنشهای عاطفی و هیجانی زیادی از خودش نشون میده و گاهی قطع همکاریها غیرمنظم و غیرحرفهای اتفاق میافته. به منابع انسانی هم توجه زیادی نمیشه. حقوق و مزایا بهموقع پرداخت میشه، اما نسبت به بازار کار پایینتره. در کل، بهنظر میرسه مدیران تمایلی برای تعامل عمیق یا صرف وقت با پرسنل ندارن.
من واقعاً اینجا با اعصابِ شکن کار میکنم؛ هر بار مدیران میخواهند در جزئیات فنی نظر بدهند، حال آنکه تخصصی در آن حوزه ندارند و بهطور مداوم دخالت میکنند. رفتار تیم منابع انسانی هم رضایتبخش نیست. حقوقمان همیشه با تاخیر و تأخیرهای گاهبهگاه و بیپاسخ مواجه است. مدیران از بالا به پایین رفتار میکنند و همواره دنبال پیدا کردن ایرادند. برنامهریزی و بهکارگیری کارها هم وضعِ مناسبی ندارد؛ بهطور ناگهانی میگویند کارِ خاصی تا فردا باید انجام شود و باید فوراً تحویل بدهیم.
از نظر من یکی از دورههای کاریم بیش از همه به چشم میخورد اما با نگاهی کوتاه و واقعبینانه، تجربهای بود که از آن درس گرفتم. در یکی از محیطهای کاری با مدیریتی نامناسب و رفتاری غیرحرفهای کار کردم که همافزایی بین همکاران را بهخوبی مخدوش میکرد. من حدود هفت سال سابقه دارم و در نقاط مختلف فعال بودم، و یکی از تجربیاتم به شدت نامطلوب بود. در مدت بیست روز، وظایفم را انجام دادم، کارها را پیش بردم و اطلاعات را بهروز نگه داشتم، اما با آغاز نتیجهدهی بهتر، فشارها و سختگیریها به گونهای شد که گمان کردم ادامه دادن کار برایم ممکن نیست. با مطرح کردن ضرورت تسویه، با پاسخهایی مواجه شدم که منجر به احساس ناامیدی شد؛ به طوری که گفته شد پرداختی انجام نمیشود و حتی توصیهای برای ترک کار داده شد. در پایان فهمیدم که چنین رفتارهایی به اعتبار و سلامت روانی افراد ضربه میزند و از این تجربه برای انتخاب محیطهای کار سازگارتر و تیمهای با فرهنگ حرفهایتر استفاده کردم.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
مدتی بود که فهمیدم وضع برخی شرکتها چگونه پیش میرود و با داستانی که تجربه کردم، برای همیشه از کار با این گروه منصرف شدم. در دوران کاریام فهمیدم این افراد با سرمایهای اندک کار میگذاشتند، اما به جای پیشرفت، همه چیز را روی هم میریختند و ما را درگیر مشکلات مالی کردند. شرکت اول که با سرمایهای حدود ده میلیون شروع کرده بودند، خیلی زود پلمب شد و بعد با سرمایهای حدود یازده میلیون شرکت تازهای راهاندازی کردند تا دوباره مردم را فریب بدهند. از نظر قانونی تحت تعقیب هستند و برای برخیشان حکم جلب صادر شده. همچنین کانال تلگرامی وجود دارد که مالباختگان را جمع میکند؛ آنجا را دیدهام و میدانم چند نفر را گرفتار کردهاند. مراقب باشید تا اتفاقی مشابه برای شما نیفتد.
مدیریت اصلیش به شدت افتضاحه.فقط به فکر خودشه با عدد های بسیار پایین نیرو میگیره و عملا با وعده وعید مجاب میکنه ادمارو که بیان واسش کار کنن و همشم از نیروهای قبلی که داشته بد میگن. هر چندماه یکبار نیروهاشو عوض میکنه که عیدی و سنواتو اینا نده. حقوق هارو دیر به دیر میده و چک میده مثلا واسه 10 ماه دیگه. خیلیم بی ادب و فحاشه اصلا فرهنگ سازمانی و کاری اونجا وجود نداره. کلی هم پرونده ی شکایت دارن. پول 5 ماه حقوق منو هم ندادن. بیمه هم درست و حسابی رد نمیکنن.جای هیچ رشد شغلی هم نداره
سالها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابلقبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب میافتادند و تجربهسالهای بالاتر جایگزین نمیشدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی میکرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آنها مدیران بیکیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگترین معضلها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار میگفتند شرکت هزینههای درمان را میپردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم میکردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمیکرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا میگفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سالها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت میگویم: توی این مجموعه وارد نشوید.
ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشمنواز و منطبق با طراحیهای شیک بود و انگار وارد جایی حرفهای میشوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقهشان فقط به همین مجموعه محدود میشد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر میرسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یکبار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یکبار از شرکت جدا میشدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام میبییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر میرفت و شرکت تعهد نمیکرد حقوقها را بهموقع بدهد. تجربه من نشان میداد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم میرسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علیالحساب از حقوق سال قبل پرداخت میکردند، با تاخیر یکماهه. خلاصه اینکه پروژهها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمیکردند.
وقتی وارد این شرکت شدم، ناگهان فهمیدم که ادامه دادن مسیر حرفهایم در اینجا میتواند نقطه عطفی باشد. جو کار团队 بسیار گرم و دوستانه بود و با همکارها رابطهای صمیمی داشتم که برای من ارزشمند شد. اعتماد و انعطافپذیری مدیریتی هم واضح بود؛ مدیران به مشکلات با دلی باز نگاه میکردند و اگر راه حلی ممکن بود، آن را پیاده میکردند. ساختار سازمانی ترکیبی از سنتی و مدرن داشت که قابلیتهای خوبی را میسازد اما نقاط ضعفی هم داشت که برای جونیورها فرصت یادگیری محسوسی ایجاد میکرد. تنها نکتهای که گاهی اذیتم میکرد، حقوق بود که نسبت به جاهای دیگر پایینتر به نظر میرسید، هرچند با در نظر گرفتن اندازه شرکت، منطقی میآمد. به طور کلی تجربهام رضایتبخش بود و برایشان آرزوهای خوب دارم.
در واقع، یادگیری و تجربه اولیه در اینجا وجود داره اما به شرطی که سطح کار و تلاش شما بالاتر نباشه. اگر روال کارتون تازهکار باشه، فضای آموزشی خوبی در اختیارت قرار میگیره، اما با سطحی از تجربه که به متوسط یا حرفهای میرسه، دیگه فرصت رشد چندان بهتون داده نمیشه. گاهی به گونهای رفتار میشه که انگیزه خودخواسته شما برای ادامه کار کمرنگ میشه و تصمیم به ترک بهتدریج گرفته میشه. مدیریت واکنشهای عاطفی و هیجانی زیادی از خودش نشون میده و گاهی قطع همکاریها غیرمنظم و غیرحرفهای اتفاق میافته. به منابع انسانی هم توجه زیادی نمیشه. حقوق و مزایا بهموقع پرداخت میشه، اما نسبت به بازار کار پایینتره. در کل، بهنظر میرسه مدیران تمایلی برای تعامل عمیق یا صرف وقت با پرسنل ندارن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.