مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
به شدت مدیران ارشد بیسواد که فقط ادعا دارند و از درون تو خالی و پوچ هستن. در این شرکت هیچ کس در حوزه کاری خودش تخصص نداره و تحصیل نکرده و فقط از روی علاقه و پاچه خواری سمت مدیریت یک واحد رو برعهده گرفتن. فقط بلدن ظاهرشونو با چندتا جمله خارجی از قبل اماده کرده باسواد نشون بدن. به شدت محیط کاری فاسد و غیر حرفه ی که بیشتر از چند ماه نمی توانید دوام بیاورید. کلا یک برند قدیمی دارند که تونسته بواسطه تحریم ها کمی شناخته بشه بقیه برندهاشون رو نه هیچ کس میشناسه نه مدیران به ظاهر باسوادشون تونستن کاری برایشان بکنن. واقعا وقت و رزمتون رو صرف همچین شرکتی نکنید.
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
حقوق نامنظم محیط غیر حرفه ای و سراسر خاله زنک بازی که رشد مهارتی ندارد. مدیران واحد تمام بی سواد و غیر حرفه ای بیشتر وقت کاری صرف داستان سرایی و خاله زنک بازی است. تسویه حساب غیر اصولی که حقوقهای عقب مانده را نمیدهند و سنوات را با حداقل حقوق سال استخدامی پرداخت میکنند.
در این مجموعه چیزی بنام ارزش برای کارکنان وجود ندارد. پرداخت حقوق در نهایت پس از شکایت به وزارت کار و دادسرا و و بعد از چندماه پیگیری بی وقفه امکان پذیر می باشد. سوء مدیریت در این شرکت بیداد می کند . از بی تجربگی پرسنل جدید جهت رسیدن به اهداف استفاده می شود. شرایط پرسنل به هیچ عنوان اهمیت ندارد حتی اگر پرسنل در معرض خطرو حتی مرگ هم باشد وجهی پرداخت نمی گردد. اینجانب یکی از بدترین تجربه های کاری در این شرکت تجربه کردم که دریافت حقوقم با شکایت به وزارت کار و دادسرا و در نهایت وجه به حساب قوه مربوطه واریز و سپس به حساب من انتقال پیدا کرد . امیدوارم با خواندن نظرات هیچ فردی تجربه کارمندان این شرکت را نداشته باشد .
به نظرم مادیران از داشتن مدیری در بخش نرمافزار متأسف است، چون رفتار او بهگونهای بود که واقعا حس ناخوشایندی منتقل میکرد. وقتی به مصاحبه میرفتیم، دربارهی آن مدیر حرفهایی میشنیدم که نشان میداد او گرایشهای روانی خاصی دارد و این موضوع باعث شده بود از حضورش در این تیم احساس نگرانی کنم.
مدتها بود که به دنبال پاسخهایی درباره شرکت پارسترونیک میگشتم و حالا تصمیم گرفتم تجربهام را روشن و صادقانه بازگو کنم. رئیس اجرایی این شرکت، که اکنون به عنوان مدیر فنی تغییر سمت داده، با اتهامات کلاهبرداری مالی در ایران روبهرو است و علاوه بر آن، شش شکایت شخصی هم علیه او مطرح شده است. اگر اطلاعاتی دارید که بتواند محل حضور او یا همسرش، فرزانه جاودهای را مشخص کند، از راه ایمیل فرهاد کاشمی وکیل با ما ارتباط بگیرید. به ازای هر اطلاعاتی که ارائه کنید، پاداشی معادل پنج هزار دلار در نظر گرفته میشود.
به روزهای حضور من در ایلیا استیل با وجود چهار سال سابقه کار در این شرکت، اما تجربهای پر از ناکارآمدی مدیریتی میدیدم که به ویژه در واحد منابع انسانی نمود پیدا میکرد. رفتار مدیرعامل بسیار نامناسب و ناخوشایند بود و امکان هیچگونه پیشرفتی برای من یا همکاران فراهم نمیشد. در نتیجه کار کردن در اینجا بیش از هر چیز زمانبر و پر استرس بود و برای زندگی شخصی و خانوادگی هم ایجاد تنش میکرد. بعد از ترک شرکت، واحد حقوقی از من پیگیریهایی مانند ارائه سفته و چک ضمانت را دنبال میکرد و گاه از من تقاضا میشد تا با آنها مذاکره کنم.
من وقتی برای مصاحبه نرمافزار رفتیم، با رفتاری کاملا ناامیدکننده مواجه شدم؛ مدیر بخش نرمافزار آنجا زن بود و اخلاقی به شدت مغرور داشت، بهنظر میرسید که از بالا به پایین نگرش میکند و این برخوردها را کاملا احساس کردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم شرکت را رها کنم و از همانجا بیرون آمدم.
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پارتی بازی و آشنا بازی لخت و عریان و آزار جنسی بسیار مصرف و حمل مشروبات الکی آزاد خرابکاری در بازار جشن های مختلط با روابط جنسی کثیف و مست بودن پول حرام حرف های زشت و زننده که لایق خود و خانواده هاشون هست اینا ناموس شون رو حراج میکنن و کاملا بی غیرت و بی ناموس هستند تعرض به دختران داخل شرکت یه مشت لاشخور به اسم مدیر ولی هیچ تخصصی ندارن باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند
شرکت نه! بلکه گروهک منافقین آزار و اذیت جنسی دخترها و زن ها توسط مدیران و کارکنان شرکت جلوی چشم دیگران و بیرون و با افتخار تعریف کردن. گران کردن مداوم محصولات و احتکار هزینه و تبلیغ بر ضد نظام و کشور ظاهر بسیار نامناسب در شرکت رفتارهای زشت و سخیف و زننده جشن های مختلط با مصرف و حمل مشروبات الکی داخل شرکت توهین به پرسنل و مقدسات لاس زدن های فراوان که عادی است در شرکت مدیران کثیف از لحاظ اخلاقی و رفتاری ارجحیت دادن به افراد هم تفکر خودشان و تقدیس پهلوی و تبعیض بین این افراد با پرسنل کاری و متخصص وخیلی موارد دیگر
در این شرکت قراردادها کوتاهمدت هستند و امنیت شغلی وجود ندارد. فشار کاری و کار سنگین هم در کار مشهود است و کار معمولی به نظر میرسد. از نگاه من، مشکل اصلی مجموعه این است که مدیرعامل تعادل روانی کافی ندارد و با نیروها به شیوهای آزاردهنده رفتار میکند. حقوق بالایی وجود ندارد و حتی مزایای جانبی مانند بن خرید یا سایر مزایا که در سایر سازمانها دیده میشود، ارائه نمیشود. یک وعده غذای نهار هم وجود داشت، اما در زمان کار من مدیرعامل به اندازهای آزار میکرد که هیچکدام از ما نمیدانستیم چه چیزی خوردهایم. اخراج در این مجموعه بهراحتی انجام میشود و اغلب عصرها با تماسی از طرف مدیریت میگویند که به خانه برگردید.
من تجربهای از این شرکت دارم که میخوام با بیانی تازه و طبیعی بازگو کنم، بهنویسش طوری که معنا و حال و هوای اصلی حفظ بشه اما کلمات و ساختار کاملا نو باشن. برای انجام کارهای ساده و همیشهخستهکننده، چند نفر جوان استخدام میکنن و مسیر ارتقا شغلی خیلی روشن نیست. فضای کار به شدت ناسالمه و شایعات و حرفهای در جریان زیادن. بهتره دنبال کار تو شرکتهای دولتی یا شبهدولتی تو تبریز باشین مثل موتوژن، تراکتور، پمپیران و سایر شرکتها. در این شرکت، خانمها هم به هیچ عنوان نباید وارد بخش فنی بشن به دلیل مسائل اخلاقی که حرفشون هم شرم داره. در مواقع مشکل، هیچ سازمان رسیدگیکنندهای وجود نداره؛ نه حراست و نه مدیری که پاسخ بده. با این بینظمی داخلی حتی بخش کارگزینی و منابع انسانی هم فعال نیستن. حقوق کارگران فقط یک میلیون بالاتر از حداقل قانونی کاره، با افزودهکاری که باعث میشه خیلیها ازش گلایه کنن. قراردادها دو تا سه ماهه هستن، اما خودشون قراردادو به کارمند نمیدن، برخلاف اکثر شرکتها. امکانات رفاهی هم ندارن، نه سرویس و نه پارکینگ برای خودروهای شخصی. شیوهی پرداخت حق و حقوق اشتغال سختی کار هم اصلا مطابق طبقهبندی مشاغل نیست. در نهایت، از طرف من موفق باشید و به امید پیروزی جوانان ایرانی.
بدترین تجربه زندگیم بدترین تجربه و بدترین سال از سالهای عمرم بود ظالمترین انسانهای دنیا تو این شرکت هستند مدیرعامل یک آدم که کاملا دو رو هست و ظاهر و باطنش اصلا یکی نیست اگر خدا شناس هستی حرفم رو باور کن قائم مقام مدیرعامل که برادرشه به خداوندی خدا خود یزیده هرکسی اینجا کار کنه مشکلات روحی و روانی پیدا میکنه دیدم کسی رو که از فریاد ترسناک قائم مقام رو سرش بیهوش شد و دندونهاش شکست و با آمبولانس بردنش هر یک ساعت صدای فریاد مدیرعامل و قائم مقام رو سر پرسنل بلنده چندین روانپزشک سازمانی گرفتن شاید صدای بلندشون رو تونستن کم کنن ولی تخریب شخصیت کردن پرسنل براشون لذت بخشه و هیچ وقت هیچ وقت از این کار دست بر نمیدارن برادر مدیرعامل حاضره هرکاری بکنه تا مشکلات اساسی شرکت به گوش مدیرعامل نرسه به چشم خودم دیدم که دو تا مدیر سر برنامه غلطه واحد برنامه ریزی تا برخورد فیزیکی هم رفتن اما اصلا نگذاشتن که مدیر عامل بفهمه تو کارخانه چه افتضاحاتی هست و واحد برنامه ریزیشون چقدر کثیف کار میکنه نمیگذارند صدا به اون بالایی برسه خدامیدونه فقط آدمهایی که چشماشون رو رو حقایق ببندن و کتمان حقایق کنن و برادر مدیر عامل رو چاپلوسی و تایید کنن میتونن تو این شرکت کارکنن
واقعا این شرکت محیط غیر اخلاقی و غیر حرفه ای که حتی مدیران ارشد توانی دادن وظایف رو به کارمندانشون ندارند. من حدود ۲ سال در واحد مارکتینگ این شرکت حضور داشتم که حتی مدیر ارشدش سواد کافی در حوزه کاری خودش را نداشت و مدام در حال مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد خارج از شرکت بودن. فقط برای ساخت رزمه برای افراد بی تجربه مناسب هست وبس. حقوق هم هر ۳ ماه یکبار میدن.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
به شدت مدیران ارشد بیسواد که فقط ادعا دارند و از درون تو خالی و پوچ هستن. در این شرکت هیچ کس در حوزه کاری خودش تخصص نداره و تحصیل نکرده و فقط از روی علاقه و پاچه خواری سمت مدیریت یک واحد رو برعهده گرفتن. فقط بلدن ظاهرشونو با چندتا جمله خارجی از قبل اماده کرده باسواد نشون بدن. به شدت محیط کاری فاسد و غیر حرفه ی که بیشتر از چند ماه نمی توانید دوام بیاورید. کلا یک برند قدیمی دارند که تونسته بواسطه تحریم ها کمی شناخته بشه بقیه برندهاشون رو نه هیچ کس میشناسه نه مدیران به ظاهر باسوادشون تونستن کاری برایشان بکنن. واقعا وقت و رزمتون رو صرف همچین شرکتی نکنید.
من تجربهای از شرکت زرسام هنر دارم که واقعا پر از فشار و محدودیت است. وضع کار به گونهای است که همه مستقیما از مدیرعامل پیروی میکنند و فضای سازمانی به شکل سنتی و بدوی اداره میشود. گاه شاهد بودم که مدیرعامل هر کار کوچکی را تأیید یا منتفی میکند؛ از نظافت دفتر تا کارهای تعمیراتی یا حتی غذا دادن به سگهای حیاط. با وجود این همه تایید، بعد از هر اتفاق ناخوشایند با وجود همه این تأییدها، من و همکاران دوباره زیر سوال میرفتیم و ممکن بود اخراج شویم. کار در چنین محیطی برای کسانی که دنبال رضایت مدیرعاملاند، دشوار است؛ فضای کاری به گونهای است که همهمه برای جلب توجه مدیرعامل در رأس قرار دارد. اگر مرد باشید، احتمال دارد برای حفظ جایگاه خود باید زیرآب بزنید یا اینکه دیگران شما را زیر آب بزنند. و اگر خانم باشید، ممکن است فشارهایی از طرف مدیرعامل برای پذیرفتن رفتارهای غیراخلاقی به شما وارد شود.
حقوق نامنظم محیط غیر حرفه ای و سراسر خاله زنک بازی که رشد مهارتی ندارد. مدیران واحد تمام بی سواد و غیر حرفه ای بیشتر وقت کاری صرف داستان سرایی و خاله زنک بازی است. تسویه حساب غیر اصولی که حقوقهای عقب مانده را نمیدهند و سنوات را با حداقل حقوق سال استخدامی پرداخت میکنند.
در این مجموعه چیزی بنام ارزش برای کارکنان وجود ندارد. پرداخت حقوق در نهایت پس از شکایت به وزارت کار و دادسرا و و بعد از چندماه پیگیری بی وقفه امکان پذیر می باشد. سوء مدیریت در این شرکت بیداد می کند . از بی تجربگی پرسنل جدید جهت رسیدن به اهداف استفاده می شود. شرایط پرسنل به هیچ عنوان اهمیت ندارد حتی اگر پرسنل در معرض خطرو حتی مرگ هم باشد وجهی پرداخت نمی گردد. اینجانب یکی از بدترین تجربه های کاری در این شرکت تجربه کردم که دریافت حقوقم با شکایت به وزارت کار و دادسرا و در نهایت وجه به حساب قوه مربوطه واریز و سپس به حساب من انتقال پیدا کرد . امیدوارم با خواندن نظرات هیچ فردی تجربه کارمندان این شرکت را نداشته باشد .
به نظرم مادیران از داشتن مدیری در بخش نرمافزار متأسف است، چون رفتار او بهگونهای بود که واقعا حس ناخوشایندی منتقل میکرد. وقتی به مصاحبه میرفتیم، دربارهی آن مدیر حرفهایی میشنیدم که نشان میداد او گرایشهای روانی خاصی دارد و این موضوع باعث شده بود از حضورش در این تیم احساس نگرانی کنم.
مدتها بود که به دنبال پاسخهایی درباره شرکت پارسترونیک میگشتم و حالا تصمیم گرفتم تجربهام را روشن و صادقانه بازگو کنم. رئیس اجرایی این شرکت، که اکنون به عنوان مدیر فنی تغییر سمت داده، با اتهامات کلاهبرداری مالی در ایران روبهرو است و علاوه بر آن، شش شکایت شخصی هم علیه او مطرح شده است. اگر اطلاعاتی دارید که بتواند محل حضور او یا همسرش، فرزانه جاودهای را مشخص کند، از راه ایمیل فرهاد کاشمی وکیل با ما ارتباط بگیرید. به ازای هر اطلاعاتی که ارائه کنید، پاداشی معادل پنج هزار دلار در نظر گرفته میشود.
به روزهای حضور من در ایلیا استیل با وجود چهار سال سابقه کار در این شرکت، اما تجربهای پر از ناکارآمدی مدیریتی میدیدم که به ویژه در واحد منابع انسانی نمود پیدا میکرد. رفتار مدیرعامل بسیار نامناسب و ناخوشایند بود و امکان هیچگونه پیشرفتی برای من یا همکاران فراهم نمیشد. در نتیجه کار کردن در اینجا بیش از هر چیز زمانبر و پر استرس بود و برای زندگی شخصی و خانوادگی هم ایجاد تنش میکرد. بعد از ترک شرکت، واحد حقوقی از من پیگیریهایی مانند ارائه سفته و چک ضمانت را دنبال میکرد و گاه از من تقاضا میشد تا با آنها مذاکره کنم.
من وقتی برای مصاحبه نرمافزار رفتیم، با رفتاری کاملا ناامیدکننده مواجه شدم؛ مدیر بخش نرمافزار آنجا زن بود و اخلاقی به شدت مغرور داشت، بهنظر میرسید که از بالا به پایین نگرش میکند و این برخوردها را کاملا احساس کردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم شرکت را رها کنم و از همانجا بیرون آمدم.
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
وقتی برای شرکت هیدرولیک کاران بهعنوان کارشناس فروش وارد شدم، تجربهای نسبتا عجیبی و چندان دلچسب نبود. اصلا چیزی که انتظار داشتم، نبود؛ گویی قراردادها برای هیچکس وجود ندارد و حقوق هرماه به موقع میرسد، اما همه چیز خیلی سطحی و بدون جدیت جلو میرفت. چند روزی که آنجا ماندم، بینظمی را بهوضوح حس کردم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم. در مصاحبه اولیه گفته شد که قرارداد دارید، اما وقتی با یکی از همکاران صحبت کردم، فهمیدم که هیچکدام قرارداد نداریم و انگار این موضوع برای تیم عادی محسوب میشود. این وضعیت تا حدی معمول به نظر میرسید و به چشم برخی طبیعی میآمد. به نظر میرسد هنوز پرسنل به الزامات اولیه و رفتارهای انسانی آشنا نیستند؛ وسایل کهنه و سیستمهای کند و هنگی هم وجود داشتند و فرآیندها خیلی قدیمی بودند.
برای من شرکت واقعا محیطی گرم و امن به نظر میرسد و کار در آن بیش از هر چیز برایم حس خانه را دارد. سال زیر ۱۲ ماه است که در این مجموعهام و احساس میکنم جاى من اینجا درست است؛ منابع انسانی واقعا حمایتی و خوب است و برای رفاه کارکنان تلاش میکنند. فضای کاری به نسبت منسجم است و مزایایی مانند برنامههای آموزشی متنوع در حوزههای مختلف وجود دارد، همچنین به بهداشت و کیفیت غذای کارکنان اهمیت داده میشود. از همه مهمتر اینکه به حرفهای ما گوش میدهند؛ درد و دلهای تیم را میشنوند و پیگیری مشکلات را در اولویت قرار میدهند. در جمعبندی، بودن در این شرکت تجربهای جذاب بوده است که واقعا ارزشمند است و از تیم منابع انسانی تشکر میکنم.
شرکت آرا کاوش پژوه برای من تجربهای ناخوشایند بود. رفتار همکاران بهقدری غیرحرفهای بود که ارزش زمان من را نادیده میگرفتند. در طول فرایند، با توجه به آلودگی هوا و ترافیک، سه مرحله رفت و آمد برای مصاحبه حضوری انجام دادم و در نهایت بدون هیچ پاسخ مشخصی قطع کردند و پاسخگو نبودند. وقتی تماس گرفتم و گفتم که چه مقدار زمان صرف کردم، منشی فقط وعدهی پیگیری میداد و پاسخ قاطعی نمیگرفت. تا همان جلسه پایانی به نظر میرسید مسائل درست پیش میرفت، اما احساس کردم که با وجود سابقهی بیش از ده ساله، تصور میکردند با قرارداد سه ماههی آزمایشی و حقوقی مطابق با وزارت کار میتوانم پذیرفته شوم، در نتیجه تصمیمی برای پرداخت حقوق مناسب نگرفتند. این رفتار باعث شد که انتظارم برای پاسخ صریح و حرفهای را از دست بدهم و احساس کنم هدف نیروهای مفتخواهی دارند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.