به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید صاحب شرکت بسیار بی ادب محیط کار بسیار سمی دائما دعوا و درگیری داره ۶۰ تا۷۰ روز یکبار حقوق میدن پر از اتباع افغانستانی غیر مجاز مشغول کار هستن محصولات مرجوعی و فاسد رو با محصولات جدید مخلوط میکنن تاریخ جدید میزنن دوباره میفروشن بنده هنوز موفق در دریافت حق و حقوق خود از این شرکت نشدم و شکایت کردم و شرکت محکوم شده در اداره کار و در مرحله اجرا احکام قرار داره منتظر اعلام تاریخ دادگاه هستم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مشکل اصلی مدیرخودشیفته اهن پرایس، ع.ر.م هستش که علنا با نیروی توانمند نمیتونه کار کنه، و با بله قربان گوها و پاچه خارها شرکت رو اداره میکنه
به شرکت فروشگاه فرشته های نی نی سالن رفتوآمدی از کارمندان بود که هر روز با رفتارهای نابهنجار و فشار زدن بر نیروها روبهرو میشدم. مجموعهای از افراد دور هم جمع شده بودند و به جای همفکری و حمایت، عقدههایشان را روی همکاران خالی میکردند. تصورشان این بود که تنها هدفشان پرکردن جیب خودشان است و از این رو توهین، تحقیر و بیاعتنایی به کارکنان عادی محسوب میشد. هیچ بخشی از سازمان از این رفتار مستثنا نبود؛ از بازاریابی تا بازرگانی و منابع انسانی، همگی رویکردی مشابه را پیگیری میکردند. حتی در شرایط حقوق خوب هم به شدت به من پیشنهاد شغل دیگری داده نشد.
به جرات میتونم بگم تجربهٔ کاریم با اون تیم خیلی مثبت بود. فضای کار نه تنها دوستانه و گرم بود، بلکه جو مصاحبهشون هم آرام و منصفانه بود و هیچ فشاری احساس نمیکردم. دو ماه کارآموزی گذروندم و چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ الان هم بهصورت پروژهای با شرکت همکاری میکنم و از این همکاری راضیام. واقعاً از همهشون سپاسگزارم.
به عنوان کارشناس فروش یه جوون مدیران مجموعه رو اداره میکنن و من فضای کار رو خیلی خودمونی و امن میبینم، کارکنان هم با آرامش بیشتری کار میکنن. از مزایا هم برخوردارم؛ بهطور منظم حقوقم رو پرداخت میکنن و علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش هم دارم.
اگر میخوایید بفهمید یک خانواده چقدر ا*مق و دهاتی میتونن باشن پیشنهاد میکنم در این فروشگاه شروع به کار کنید هیچ یک از افراد مجموعه سواد و فرهنگ نداشته و فقط باعث سرکوب و ناراحتی شما میشوند
شرکت پریما، گروه بازرگانی توی این شرکت، فضای کار بهطور کلی ناسالم و پرتنش بود و حس میکردم همواره منتظرِ کار سخت و معجزهای از من هستند. مدیران رفتار حرفهای مشخصی ندارند و گاهی به نظر میرسید عمداً به من فشار میآورند؛ اگر با چاپلوسی رفتار میکردی، محبوب میشدی وگرنه عملاً اهمیتی به تو نمیدادند یا برخورد نامطلوبی داشتند. اوضاع از ابتدا با یک سفته بهاندازهٔ حقوق یک سال آغاز میشد و تا دو سال پس از خروج هم ممکن بود بازگردانده نشود. عیدی، سنوات و سایر مزایا نیز اغلب بهطور نمایشی بود یا بهصورت بسیار ناقص و با لحن «عشقی» پرداخت میشد. همیشه انتظار فداکاری میکشیدند؛ مثلاً از من میخواستند جمعهها تا ساعت ۱۲ یا ۱ شب بمانم و اگر این کار را انجام نمیدادم، در جلسات عمومیِ چند روز بعد بهطور غیرمستقیم تخریب میشدم و مرا بیسواد معرفی میکردند. سیستم مدیریتی سادهای داشتند و ارزشِ نیروی انسانی برایشان مفهوم روشن و قابل اندازهگیری نبود. هنگام خروج هم از من میخواستند تأیید کنم که تمام حقهایم مانند عیدی، سنوات، پاداش و بنها را دریافت کردهام؛ آن روز تازه متوجه میشدم چه وعدهدادههایی هنوز برقرار نبودند. نرخ ترک کار در اینجا بسیار بالا بود؛ چیزی بین هفتاد تا هشتاد درصد که نسبت به میانگینِ صنعت IT بهشدت بالاتر بود.
بهترین تجربههای کاری من در یکی از گزینههای مناسب بود. حقوق را دقیق و کامل میدهند و به جنبههای فنی و کاری تیم اهمیت میدهند. تفریحات و استراحتهای مختلف کم است، اما در دفتر فنی میز پینگپنگ وجود دارد و گاهی سفرهای کاری و طبیعتگردی هم برگزار میشود. در کل حاشیهها کم است و شرایط نسبتاً خوب است.
سلام شرکتی رها شده، بی مدیریت که با پول فراوان رانت زیادی به دست آورده مدیر عامل شرکت های زیر مجموعه را رها کرده و فقط در کشور های خارجی سیر و سفر میکند و مدیران انبار ها و شعبات به همراه سرپرستان در حال حکومت به کارگران بیچاره و تحت فشار قرار دادن ناعادلانه آنها به جای خدمت کردن به شرکت، در حال ایجاد حکومت دیکتاتوری و تامین منافع شخصی و چپاول شرکت هستند از جمله آقایان کردی، صادقی، خوش کلام، موسوی و ... حقوق پایین، قرارداد ناعادلانه و غیر شفاف، برخورد سلقیه ای مدیران، پاسخگو نبودن در هیچ زمینه ای، نداشتن بازرسی و حراست، نداشتن صندوق انتقادات و پیشنهادات، نداشتن ارتباط مستقیم کلیه پرسنل با مدیر عامل شرکت و یا معاون یا حتی مسئول دفتر آن باعث شده که مدیران داخلی بشدت تندرو، بی عمل و بی پروا باشند و با سو استفاده از جایگاهشان حق را ناحق و فشار روانی زیادی به پرسنل وارد کنند و دائما کمکاری خود را با فشار روانی از کارگران طلب کنند. تمامی نیرو های حاضر در بخش انبار و پخش از وضعیت موجود ناراضی هستند و تعداد کمی به عنوان مزدور در اطراف مدیران و سرپرستان از موقعیت سو استفاده میکنند
در این شرکت فضای کار بهطور مداوم پر از وعدههای پوچ مدیران بود و حس میکردم که پیشرفتی وجود ندارد. مدیرعامل با نمایشهای آزاردهنده و ادعاهای غیرواقعی هر موضوعی را بهپیچانده و از پاسخگویی فرار میکرد. حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشدند و گاهی تا نزدیک به چهار ماه عقب میافتاد یا بهصورت قسطی پرداخت میشد. اگر دنبال حقوقت بودی باید آنقدر پیگیری میکردی که حس گدایی بهت دست بدهد. تیم یا شرکت همچنان با فناوریهای قدیمی مانند VB6 کار میکرد و پروژههایی که با زبانهای دیگر آغاز شده بودند، به دلیل ضعف در مدیریت بیشتر درجا میزدند یا کنار گذاشته میشدند. فضای کار هم بهشدت سمی و خانوادگیمآب بود؛ نه فقط فرصت رشد وجود نداشت، بلکه رشد نیز عقب میافتاد.
رابطه یکی از سرپرستان قزوین(ح،ک) با کارمند خانم (ی،ک) و باج دادن بیش از حد به این خانم گستاخ، اوج وقاحت و بی صاحبی این مجموعه و مدیران رو میرسونه، هر کاری غریزشون بگه انجام میدن و اصلا خروج یا استعفای نیروها براشون اهمیت نداره که کمبود نیرو به بقیه فشار میاره یا اصلا علت خروج طرف چیه حتما بررسی کنید قبل استخدام، امیدوارم شهرهای دیگه بهتر باشن
دوستانه بگم که وضع اینجا انگار همهمون فقط وسیلهایم؛ با جون و دل کار میکنیم اما حقوق و مزایام همسو با زحمتمون نیست. توصیف احترام و عزتنفس همکارام هم در ردیف حفظ نمیشه، و اضافهکاریهایی که واقعاً توی شعبه میمونه و انجام میدید یا ثبت نمیشه یا پاداشی بهش تعلق نمیگیره.
به خاطر میگم که اینجا نظم قابل قبول نیست و هر چیز بههمریخته به نظر میرسید. حقوقها به سختی و با تاخیر چهارماهه واریز میشود و رفتارها هم بهنظر حرفهای نمیرسید. کارها خیلی سنگین بود و رسیدن به هدف واقعاً دشوار بود. با این وجود تنها نکتهٔ مثبت، روابط دوستانه بین همکاران است و اینکه بهنوعی میشود تجربیْاتی برای نوشتن در رزومه پیدا کرد. اگر دنبال رشد حرفهای سریع نیستی، این مکان گزینهای مناسب به نظر نمیرسد.
خیلی مدیریت ازتون خداوکیلی حمایت می کنه ممکنه در شناخت اولیه اشتباه برداشت کنید ولی به نظرم مثل خانواده می مونه و همه جا ایراد و قوت داره ولی واقعا نقاط قوتشون به ضعفشون می چربه
برای من از همنشینی با این تیم هیچوقت آرامش واقعی تجربه نشد؛ انگار همه چیز فقط برای چاپلوسی و بازی کردن است تا حل مشکل. اگر جزو گروهشان نباشی یا نتوانی پاچهخواری کنی، پیشرفتت به تعویق میافتد یا خب بودنت هم بیثمر است. مدیر پروژهها و سرپرستهای تیم وقتی تیکت میزنند، هدفشان پشتیبانی نیست بلکه تخریب کار و پشتسر هم حرف زدن است. از اینکه دانش فنی موجهی نداری گلایه میکنند در حالی که خودشان هم نه دانش کاربردی دارند و نه توان مدیریت تیم را. تیکتها بهجا میآیند اما هیچ راهنمایی یا کمکی در کار نیست، چون نه توان کمک دارند و نه انگیزه. آنها تازه به رفتار همکارانه و شایعهپراکنی عادت کردهاند و برای زیر و رو کردن اوضاع استادند. یکی از مدیران محصول حتی دیروز از من درخواست کمک کرد؛ اکنون که یاد گرفتهاند تیکت بفرستند، به سلام هم پاسخ نمیدهند. بیادبی و بداخلاقی در محیط موج میزند. تنها نکتهای که با لبخند میشود گفت این است که اگر بخواهی در هنر زیرآب زدن، شایعاتپراکنی یا بازی مافیا استاد شوی، اینجا محیط آموزشی مناسبی دارد—در مدتی که اینجا بودم، کمتر از سه بار وسطِ ساعت کاری شاهد بازی مافیا بودم.
به نظر من اینجا بیشتر شبیه یه جمع خانوادگیه تا یه محیط کار حرفهای. افراد با رابطهی فامیلی یا رفیقهای صاحب شرکت به کار جذب میشن و اغلب از شرکت بهفوریت اخراج میشن مگر اینکه وابستگی خانوادگی داشته باشن. کار خیلی جدی نیست؛ بیشتر کارهای حسابداری و جابهجایی پول از طریق سیستم بانکی انجام میشه و سرمایهگذاریها توی نقاط دیگه صورت میگیره. قراردادها اغلب یکماههن یا حداکثر دوماهه، امنیت شغلی وجود نداره و از مسیر رشد و ارتقا خبری نیست. انگیزه هم کم و جو کلی کار منفی و ناامیدکننده است.
محیط کاری به شدت افتضاح، دسترسی تمامی پرسنل به نرم افزار حسابداری، دخالت بی حد و حصر مدیر عامل و مدیر اجرایی در امور حسابداری
شرکتمون خشکبار امیرحسین بود. کار رو به عنوان پشتیبان فنی پورتال آغاز کردم و یک ماه پیش برای مصاحبه تماس گرفتند. قبلش رفتم تو سایتی نظرها رو نگاه کنم؛ چند تا دیدگاه منفی بود و چندتای دیگه مثبت، اما حس کردم بعضیها مشکوکاند. در تماس اول از من خواستن درباره کارهای قبلیم و حقوق مدنظرم رو بگم. در جلسه گفتم اون سایت رو دیدم و مدیر مجموعه هم واقعاً اون سایت رو نمیشناخت؛ آدرسشو دادم و گفتم میتونید ببینید چند تا کامنت برای خودشون ثبت شده تو چند روز اخیر. شرکت کوچیکی بود و چند نفر برنامهنویس داشت؛ فضای دفتر واقعاً دلگیر بود و این حس رو هر بار که رفتم تجربه کردم. قبل از هرچیز باید بدون آموزش اولیه پشتیبان میبودم تا بتونم مشکلات پورتال رو رفع کنم، اما به من گفتن از روز اول باید بدون آموزش آماده باشم. اگر سوالی میکردی یا اشتباهی داشتی، با رفتاری تند برخورد میکردن و سرزنشت میکردن، انگار باید از این که چیزی بلد نیستی شرمنده باشی. هنوز یک ماه نشده بهشون گفتم دیگه لازم نیست بیایند. قرارداد سهماهه بود و حقوق تصویبشده طبق حداقل وزارت کار بود، یعنی سیصد و هفتصد و بیست و نه هزار تومان، در حالی که در مرحله اول گفته بودند سیصد و پنجاهصدتومان. وقتی پرسیدم گفتن اینطور بنویسیم تا بیمه برای هر دو طرف کمتر بشه—که واضحاً به نفع خودشون تمام میشد. تو اون مدت هر روز مدیر و یکی دیگه از همکارا با لحن تند تماس میگرفتند؛ ابتدا شخصیت آدم رو زیر سوال میبردند و بعد ازت میخواستن راه درست رو بیان کنن تا التماس کنی که کمک کنن. به هیچ عنوان اینجا رو توصیه نمیکنم. به نظر میرسه کسایی که چندتا کامنت فیک بذارن هدف مشخصی دارن. ممکنه روز اول مدیر با روی خوش باشه، اما بعد اوضاع تغییر میکنه—گول نخورید.
من توی این شرکت کار کردم و تجربهام را با احساس واقعیش موج میزنم. از همان شروع کار با روی خوش و گفتوگوی دوستانه روبهرو میشدم، اما وقتی قرارداد میبستیم و سفته را میگذاشتم، رفتارها تغییر میکرد. پرداختیها یا به موقع نبود یا به شدت کمتر از عرف بازار بود. اگر با کسی آشنا بودی شاید حقوقت خوب بود، اما بیشتر اوقات حقوق با واقعیت تفاوت داشت و در پروندهها کمنمایی میشد. سایت شفافی وجود ندارد و اگر زنگ بزنید باید تماسهای مکرر انجام بدهید تا پاسخی بگیرند. اگر کمی گلایه کنی یا شیوه صحبتت تند باشد، تهدید میکنند که سفته را اجرا میکنند. هنگام استعفا یا خروج، پولها غالباً به طور کامل پرداخت نمیشود یا سفتهها پس داده نمیشود. قرارداد هم قبل از تحویل سفته بسته نمیشود. اگر بیماری داشتی باید به موقع سر شیفت میرفتی و مرخصی یا ملاحظهای در کار نبود. پروژههایشان اکثراً مرتبط با پروژههای دولتی و کمارزش هستند و از تجهیزات قدیمی و بیکیفیت استفاده میکنند. چون با نهادهای حکومتی ارتباط دارند، از شکایت یا پیگیری خیلی نمیترسند. به طور کلی قبل از رفتن خوب فکر کنید و دیگران را هم بخوانید.
از زمانی که دکتر بدری بهعنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدهاند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نهتنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بیاعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیتها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعدهها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامهریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور میکردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سالها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجارهخانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارشهای ورود و خروج کالا، فاکتورها، حوالهها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربینها، دسترسیهای کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار میکند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشتهاند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت میکردیم و عملاً هیچگونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی بهطور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبطکردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشتهاند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شدهاند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشتهاند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفهای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته میشوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزههای مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخشهای مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفتهاند و بسیاری از افراد تا ساعتهای پایانی شب در محل کار میمانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب بهصورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابلقبولی نیست؛ بهخصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامهریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانیمدت و مداوم تا نیمهشب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیبهای جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد میشود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشتهاند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی ماندهاند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شدهاند؟ و چرا های دیگر
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.