از زمانی که دکتر بدری بهعنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدهاند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نهتنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بیاعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیتها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعدهها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامهریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور میکردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سالها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجارهخانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارشهای ورود و خروج کالا، فاکتورها، حوالهها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربینها، دسترسیهای کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار میکند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشتهاند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت میکردیم و عملاً هیچگونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی بهطور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبطکردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشتهاند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شدهاند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشتهاند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفهای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته میشوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزههای مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخشهای مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفتهاند و بسیاری از افراد تا ساعتهای پایانی شب در محل کار میمانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب بهصورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابلقبولی نیست؛ بهخصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامهریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانیمدت و مداوم تا نیمهشب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیبهای جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد میشود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشتهاند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی ماندهاند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شدهاند؟ و چرا های دیگر
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی وارد این شرکت شدم، با اولین برخوردها فهمیدم که وضعیت فرق میکند. جو عمومی خیلی سرد و رضایتبخش نبود و برخوردها نسبتاً تند و بدون احترام بود. برخی همکاران واقعاً دوستانه و خوب بودن، ولی برخی افراد که از بیرون با زمینهای نامربوط به پستهای حساس مانند معاون فنی وارد شدهبودند، در سطح کار تخصصی بیاعتماد بهنظر میرسیدند و رفتار ناراحتکنندهای داشتند. تحصیلات برخی افراد در پوزیشنهای فنی متناسب نبود و از نظر فنی هم کمکاری دیده میشد. بهطور کلی مدیران انگار بیشتر دنبال تبلیغ و آمادهسازی سابقه هستند تا حل مشکلات روزمره؛ از دید من از هر نظر مدیریتی جدی و دقیق نبود و گمان میکنم نیتها هم چندان روشن نیست. در نتیجه فضای کاری فشار زیاد و اعصاب خردکن داشت و بهشدت به تجربه من لطمه زد. توصیه میکنم اگر دنبال محیط کاری آرام و حرفهای هستید، روی این شرکت حساب نکنید و به گزینههای دیگر فکر کنید.
هر شخصی که برای استخدام میاد با ۳ نفر مصاحبه میکنه که حداقل حدود یک ساعت زمان میبره تست شخصیتی ،تست هوش و سوالات کاری پرسیده میشه براشون مهمه که فرد حتما باهوش باشه و دانشگاه خوب و معدل بالا براشون مهمه در عوض خودشون حداقل حقوق و میدن اون هم با ۳ ماه تاخیر اگه خیلی غر بزنی ۵-۶ تومان مساعده میدن، کل شرکت تو یک فضای شوروم و شلوغ هست ،کثیف و از نظر نظافت صفر فقط اتاق مدیر تمیزه ، شرکت خانوادگی هست ،(پدر و دو پسر و همسر و برادر و انواع فامیل ) ابنکه همشهری خودشون باشید براشون مهمه و تو صحبتهاشون اقوام دیگه مخصوصا ترک هارو مسخره میکنن ممکنه وسط کار یهو جا به جا بشی به یک بخش دیگه که هیچ ربطی بهت نداره اگه منشی نیاد سرکار باید بری جای منشی وایستی اگه بچه های فروش سرشون شلوغ باشه باید بری کمکشون و کلا در طی هفته بچه ها رو جابه جا میکنن نظم خاصی نداره نماینده های فروش همه ناراضی ان ، بیمه هاشون درست رد نشده ، درصد خروج از شرکت بالاست ،حقوق تا سال ۱۴۰۲ با ۳ ماه تاخیر پرداخت میشد و حتی قولی بابت مساعد شدن اوضاع هم نمیدادن غذا در همان جا پخته میشد و هرروز با بوهای مختلف باید کار میکردی آشپزخانه که محل سرو غذا بود ۱ جای خیلی کوچکی بود که تو باید خیلی سریع غذاتو میخوردی که بقیه هم بتونن استفاده کنن محیط آشپزخانه بسیار کثیف بود و چندبار سوسک دیده شد . تنها امتیاز شرکت نظم در ساعت کاری و عدم اجبار برای اضافه کاری هست. شرکت آب آشامیدنی پرسنل و تامین نمیکرد و پرسنل مجبور بودن به صورت مشارکتی آب تهیه کنن. پرنسل دائم در حال بدگویی و زیرآب زنی هستن و دائم بدی افراد و میگن تا خودشون و کارشونو خوب نشون بدن.
در شش ماهی که در این مجموعه کار کردم، تجربهام چندان مطلوب نبود. مرخصی به سختی اجازه میدادند و فضای کار ناسالم بود، بهگونهای که هیچوقت روی حقوقم حساب باز نکردم. علاوه بر این، رفتار مدیران از بالا به پایین بود و فضایش درست به نظر نمیرسید.
وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بیثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر میانداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفتها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعیای برایم وجود نداشت. شبها با تماسهای ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه میشدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمیکرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویهحساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمیدادند تا کسی متوجه سوءاستفادهها نشود و هزینههای بیمه تکمیلیام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربهای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
سلام دوستان؛ من مدتی بهعنوان مشاور حقوقی در یک مجموعه کار کردم. حقوق رو همیشه سر وقت میگرفتم که نکتهی مثبتی بود، اما فضای کاری بهشدت نامناسب بود. خصوصاً مسئول بخش که رفتار طلبکارانه و بیاحترامی داشت. هر بار که سوالی مطرح میکردی، سریع واکنش منفی میگرفت و حتی تهدید میکرد که لازم نیست اینجا بمانی، استعفا بده و برو. واقعا تجربهای ناگوار بود.
مدیران گاهی تصمیماتی میگیرند که باعث میشود احساس کنم هیچکس صدای من را نمیشنود. سالها در این شرکت کار کردم و اکنون ناامیدی و بیانگیزگی به حدی است که هر روز بیشتر میشود. مسائل پشت پرده و مخفی بودن برخی جزییات باعث شکاف اعتماد نسبت به آینده شغلیام شده است. به نظر نمیرسد پاسخهایی قانعکننده از سمت مسئولان بالا دریافت کنم. مهمتر از همه این است که احساس میکنم دیده نمیشویم و زحماتمان به حساب نمیآید؛ تفاوتهای فردیمان برایشان اهمیتی ندارد. انگیزه برای کار کم شده و بسیاری از همکاران تنها برای گذران زمان اینجا ماندهاند. اگر روند مدیریتی تغییر نکند، سرمایه انسانی و اعتبار مجموعه تهدید میشود.
دوست دارم با صدای آرام و منصفانهای بنویسم تا حقیقت تجربهام روشن بماند. در این شرکت، روابط به جای شایستگی محور است و گاهی قولهای غیرواقعی میشنوی که فقط برای مدت کوتاهی عملیاند. درگیر شدن با فرایند استخدام آنقدر طولانی و پرسرعت است که گاهی احساس میکنم با هر بار ورود به تیم، بازی جدیدی آغاز میشود و مسیر مشخصی ندارد. پس از حدود دو هفته، اتفاقاتی میافتد که عنوان میشود تو فقط کارآموز بودی و همکاری قطع میشود. این چرخه برای چند نفر تکرار شده و تجربهام مربوط به سال قبل است. به نظر میرسد این مجموعه بیشتر به افراد با ارتباطات خانوادگی و آشنایی اهمیت میدهد تا به نیروی واقعی. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نظر میرسد بیشتر نقشآفرینی میکنند تا ایجاد ارزش عملی. از تجربیاتم میخواهم دیگران درباره این شرکت جوانب مختلف را در نظر بگیرند و پیشنهاد میکنم با احتیاط وارد همکاری شوند.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
بعد سه روز جابجایی طاقه های بسیار سنگین ۹۰ متری ۶۰ متری تصمیم به قطع همکاری گرفتم مطالبه حقوقم رو کردم اما به بهونه ی یاد دادن رنگ چند تا موکت حقوقم رو ندادن آقای اسبقی حرومت باشه
وقتی به این مجموعه فکر میکنم، دوست دارم بگم فضای کار پر از انرژی و فعالیته، اما همزمان با وجود انتقادهای پیدرپی بعضی همکارا، جو گلهمندانهای هم دیده میشه و نسبتاً زیاد اعتراض میکنن. از نظر حقوق و پرداختها حسِ تبعیض و بیعدالتی وجود داره و برخی حس میکنن نسبت به دیگران فرق میچرخه. مدیران و معاونها بهطور مداوم تغییر میکنن و روالهای مدیریتی تغییرات زیادی دارن. واحدهای مختلف خیلی تفاوت دارن و نمیشه یک قضاوت واحد به همهشون بستم. در نهایت، نتیجهگیری به شدت به رئیس مستقیم بستگی داره؛ اگر خوششانس باشی، کارها به خوبی پیش میره و همه چیز رضایتبخش میشه. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
برای مدتهایی طولانی در یک تیم پروژه کار میکنم و واقعاً احساس ناامیدی دارم. فضای کاری مملو از مدیرانی است که سطح درکشان پایین و رفتارهایشان بچگانه است و امنیت شغلی بهطور جدی زیر سوال است. روند کارها به شکل واضحی نقص دارد و من را وادار میکند تا با محصولی بانکداری روبهرو شویم که خودش هم از کارکردن با آن مطمئن نیست. فضا پر از ابهام و رانت است و به نظر میرسد فعالیتهایی خارج از چارچوب قوانین و اخلاق انجام میشود. مدیران تازهوارد هم فاقد تعادل حرفهایاند و بهراحتی افراد را کنار میگذارند، با وجود اینکه در برخی موارد از سودجویی و نقص انضباط در کارها گاهی میشود دید.
شرکت شهر اکتان آرش را ترک کرده بودم و بعد از تعطیلات نوروز اوضاع مجموعه دچار آشفتگی شد. خروجهای گستردهای انجام شد و بقیهی اعضا هم حال و روز مساعدی نداشتند؛ برخی از همکاران حتی در آخر اسفند و اوایل فروردین شنیدند که در اردیبهشت آخرین روزشان است و باید به دنبال کار بگردند، در وضعیتی که بازار کار کمرمق بود و خانوادهها روی درآمدها حساب میکردند. حقوق کاهش پیدا کرده بود و اضافهکاریهای وعده دادهشده یا پرداخت نمیشد یا دیگر خبری از آنها نبود؛ سرویسهای روزمره مانند صبحانه و ناهار هم کیفیت پایینتری داشتند. برخی مسائل اخلاقی هم مطرح شد و شایعاتی مبنی بر روابط بین کارمندان و نمایش احساسات در جمع به وجود آمد که از منظر حرفهای مناسب نبود. درباره لیدرها هم مطرح شد که رفتارشان در جلسات یا حین کار غیرقابلقبولی بود: دستوراتشان را تحمیل میکردند، اضافهکاری را نگه میداشتند و خطاهای خود را به گردن دیگران میانداختند. اگر مدیران ارشد این گزارش را میخوانند، امیدوارم بیشتر به رفتار لیدها رسیدگی کنند.
به نظر میرسد فضای کار در اینجا فرصتهای رشدی نسبتاً خوبی ارائه میدهد و همکاران بااخلاق و جو نسبتاً مناسبی دارن. با این وجود مشکلی بزرگ وجود دارد: گاه متوجه میشوی که به طور عمده یا ناخودآگاه در پروژههایی غیر از اصلیِ مجموعه مشغول به کار میشوی، مثل پروژه پرسونال برندینگ مدیر، و سایر کارهای حیاتی کمتر در اولویت قرار میگیرند. این موضوع روی تمام جنبههای کار اثر میگذارد و اکثر موارد مهم دیگر عقب میافتند. حقوق هم کمتر از انتظار است و مدیریت پیگیر درخواستهای من نیست، به طوری که پس مدتی حس میکنم تنها بهعنوان یک ابزار انجامدهندهی کارها använder میشوم و انگیزهای یا احساس تعلق به برند نمیکنم. در کل میگویم اینجا برای رشد فرصتهای خوبی وجود دارد، اما محیط مناسبی برای ماندن طولانیمدت نیست.
در اون سالها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغالتحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. بهطور رسمی بهعنوان برنامهنویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گستردهتر از انتظارها بود: از نگارش نامهها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم میکشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا میکنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینههای رفتوآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی بهشدت زیر سوال بودن و بهنظر میرسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانهروزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنامنویسی رو پیش بردم.
شرکت هامان پارت را به عنوان تجربهای شغلی برای یک برنامهنویس وصف میکنم که در آن اغلب مشکلات شرکت به شدت ناشی از تصمیمگیریهای مدیریتی و حضور افراد محدودی در پستهای کلیدی است. خیلی از مسائل در سطح تیم فنی حل میشود، اما اغلب مشکل از نبود تجربه و تخصص کافی در برخی از لیدها و پیامها عنوان میشود. بر این باورم که اکثر مشکلات صرفاً فنی نیستند و عواملی مانند کمبود انگیزه برای پاسخدهی و برخوردهای غیرمنصفانه هم در کار دیده میشود. گاهی پیامها و مدیران پروژه هم نتیجهای قابل قبول ارائه نمیدهند و اگرچه بعضی کارکنان پاسخهای منطقی میدهند، اما به طور کلی کارایی مطلوبی احساس نمیشود. با وجود این اوضاع، رفتارهای ناشایست یا بیانگیزگی در سطح مدیریتی و تیمی به چشم میخورد و تشکیلات همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد؛ سؤال مطرح این است که چرا چنین مجموعهای اینقدر پا برجاست؟ شاید به این دلیل که شرکتهای دیگر تمایلی به جذب این افراد ندارند وگرنه احتمالاً موقعیتش را از دست میدادند.
درک میکنم که بعد از سالها کار، دیدگاه من نسبت به امنیت شغلم تا حدودی متفاوت شده. در طول این مدت فقط دو نفر دیدم که جدا شدند و مقصر کار خودشان بود نه شرکت. این شرکت در حوزه ارایه سرویسهای پخش زنده و VOD فعالیت دارد؛ شاید اوضاعش عالی نباشد اما نسبت به خیلی از جاها وضعیتش خوب است. یادگیری و پیشرفت در اینجا فرصت بیشتری دارد و فضای کار هم نسبتاً مناسب است.
به خاطر تجربهی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و میخواهم با صدای روشنتری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچکس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمیآمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار سادهای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفهای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پساندازی هم باقی نمیماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بیاحترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور میشدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت میشد و نه سفتهای که داده بودند پس میگشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پولهایشان باید شکایت میکردند. تقابلها و درگیریها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار میآمدند.
برای من experiences از پنو توس جا مانده است اما به طور کلی در مواجهه با موارد آزار جنسی، حرفی که میزدم این بود که نباید به شعارهای پرزرق و برق اعتماد کرد و واقعیت پشت آنها را دید. من به عنوان حسابدار یک شرکت، به دنبال شفافیت بودم و باور داشتم که برند نباید از طریق پنهانکاری یا ادعاهای زیبا با موضوعات حساس گمراه شود. در نهایت تصمیم گرفتم که در چنین مواردی صدایم را بلند کنم و از اصول حرفهای و اخلاقی پیروی کنم، حتی اگر این مسأله با حمایت یا مخالفت برخی همراه میشد. تجربهم teach me که همواره باید به سلامت کاری و امنیت همکاران فکر کنم و در برخورد با موارد ناراحتکننده، جانب منطق و استانداردهای کاری را حفظ کنم.
از زمانی که دکتر بدری بهعنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدهاند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نهتنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بیاعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیتها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعدهها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامهریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور میکردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سالها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجارهخانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارشهای ورود و خروج کالا، فاکتورها، حوالهها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربینها، دسترسیهای کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار میکند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشتهاند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت میکردیم و عملاً هیچگونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی بهطور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبطکردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشتهاند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شدهاند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشتهاند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفهای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته میشوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزههای مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخشهای مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفتهاند و بسیاری از افراد تا ساعتهای پایانی شب در محل کار میمانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب بهصورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابلقبولی نیست؛ بهخصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامهریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانیمدت و مداوم تا نیمهشب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیبهای جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد میشود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشتهاند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی ماندهاند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شدهاند؟ و چرا های دیگر
وقتی وارد این شرکت شدم، با اولین برخوردها فهمیدم که وضعیت فرق میکند. جو عمومی خیلی سرد و رضایتبخش نبود و برخوردها نسبتاً تند و بدون احترام بود. برخی همکاران واقعاً دوستانه و خوب بودن، ولی برخی افراد که از بیرون با زمینهای نامربوط به پستهای حساس مانند معاون فنی وارد شدهبودند، در سطح کار تخصصی بیاعتماد بهنظر میرسیدند و رفتار ناراحتکنندهای داشتند. تحصیلات برخی افراد در پوزیشنهای فنی متناسب نبود و از نظر فنی هم کمکاری دیده میشد. بهطور کلی مدیران انگار بیشتر دنبال تبلیغ و آمادهسازی سابقه هستند تا حل مشکلات روزمره؛ از دید من از هر نظر مدیریتی جدی و دقیق نبود و گمان میکنم نیتها هم چندان روشن نیست. در نتیجه فضای کاری فشار زیاد و اعصاب خردکن داشت و بهشدت به تجربه من لطمه زد. توصیه میکنم اگر دنبال محیط کاری آرام و حرفهای هستید، روی این شرکت حساب نکنید و به گزینههای دیگر فکر کنید.
هر شخصی که برای استخدام میاد با ۳ نفر مصاحبه میکنه که حداقل حدود یک ساعت زمان میبره تست شخصیتی ،تست هوش و سوالات کاری پرسیده میشه براشون مهمه که فرد حتما باهوش باشه و دانشگاه خوب و معدل بالا براشون مهمه در عوض خودشون حداقل حقوق و میدن اون هم با ۳ ماه تاخیر اگه خیلی غر بزنی ۵-۶ تومان مساعده میدن، کل شرکت تو یک فضای شوروم و شلوغ هست ،کثیف و از نظر نظافت صفر فقط اتاق مدیر تمیزه ، شرکت خانوادگی هست ،(پدر و دو پسر و همسر و برادر و انواع فامیل ) ابنکه همشهری خودشون باشید براشون مهمه و تو صحبتهاشون اقوام دیگه مخصوصا ترک هارو مسخره میکنن ممکنه وسط کار یهو جا به جا بشی به یک بخش دیگه که هیچ ربطی بهت نداره اگه منشی نیاد سرکار باید بری جای منشی وایستی اگه بچه های فروش سرشون شلوغ باشه باید بری کمکشون و کلا در طی هفته بچه ها رو جابه جا میکنن نظم خاصی نداره نماینده های فروش همه ناراضی ان ، بیمه هاشون درست رد نشده ، درصد خروج از شرکت بالاست ،حقوق تا سال ۱۴۰۲ با ۳ ماه تاخیر پرداخت میشد و حتی قولی بابت مساعد شدن اوضاع هم نمیدادن غذا در همان جا پخته میشد و هرروز با بوهای مختلف باید کار میکردی آشپزخانه که محل سرو غذا بود ۱ جای خیلی کوچکی بود که تو باید خیلی سریع غذاتو میخوردی که بقیه هم بتونن استفاده کنن محیط آشپزخانه بسیار کثیف بود و چندبار سوسک دیده شد . تنها امتیاز شرکت نظم در ساعت کاری و عدم اجبار برای اضافه کاری هست. شرکت آب آشامیدنی پرسنل و تامین نمیکرد و پرسنل مجبور بودن به صورت مشارکتی آب تهیه کنن. پرنسل دائم در حال بدگویی و زیرآب زنی هستن و دائم بدی افراد و میگن تا خودشون و کارشونو خوب نشون بدن.
در شش ماهی که در این مجموعه کار کردم، تجربهام چندان مطلوب نبود. مرخصی به سختی اجازه میدادند و فضای کار ناسالم بود، بهگونهای که هیچوقت روی حقوقم حساب باز نکردم. علاوه بر این، رفتار مدیران از بالا به پایین بود و فضایش درست به نظر نمیرسید.
وقتی وارد این شرکت شدم، یک تجربه بیثبات و پرتنش در انتظارم بود که هر روز به دردسر میانداخت. در قالب کارشناس شبکه وایرلس، مجبور بودم هفت روز در هفته در شیفتها حضور داشتم و هیچ مرخصی واقعیای برایم وجود نداشت. شبها با تماسهای ناگهانی برای تعمیر مشکل لینک مواجه میشدم؛ به محض رفتن به محل، یا مشتری در را باز نمیکرد یا اصلاً آنجا نبود. در نهایت نه تنها مرخصی، عیدی و پاداشی که حقم بود پرداخت نشد، بلکه تسویهحساب هم به تعویق افتاد و وقتی برای اعتراض به اداره کار رفتم، با قرارداد جعلی و کمترین مبلغ ممکن رضایت دادند. نسخه قرارداد را هم برایم نمیدادند تا کسی متوجه سوءاستفادهها نشود و هزینههای بیمه تکمیلیام را هم پرداخت نکردند. به طور خلاصه، تجربهای که نباید تکرار کنم و به هیچ وجه ارزش زمانم را نداشت.
من به عنوان یک برنامهنویس پایگاهداده در ونزیا نیل کار میکردم و از روز اول تا پایان همکاری، مجموعهای از قوانین داخلی که روی کاغذ ثبت شده بود را تجربه کردم. قراردادها عموماً موقته و سهماههای که دارم در طولش با مدیر دپارتمان تأیید تمدید یا لغو میشود؛ حقوق و مزایا طبق قوانین کار و تأمین اجتماعی پرداخت میشود و غیبت یا مرخصی در سهماه ابتدایی میتواند مدت قرارداد را طولانیتر کند. ساعات کار معمولاً شنبه تا سهشنبه از هشت تا هفده و چهارشنبه تا شانزده است و پنجشنبهها تعطیل است؛ ورود صبح بین هشت تا ۸:۱۵ تداخلی ندارد و بازههای شناوری وجود دارد که برای اکثر واحدها ۸:۰۰ تا ۸:۳۰ و برای تیم محصول از شبها تا صبح ۱۱ امکان دارد. اگر از این بازه استفاده کنی، باید همان روز جبران کنی یا به ازای آن کسر حقوق میخوری. حضور و خروج با کارت ساعت یا سامانه ثبت میشود و هر اصلاحی هم باید توسط مدیر تأیید شود. ناهار را باید خودت تهیه کنی و فقط ناهارخوری وجود دارد و نیم ساعت زمان ناهار جزو ساعات کاری محسوب میشود؛ تازهواردها معمولاً جای پارک ندارند. حقوق تا چهاردهم یا پانزدهم هر ماه واریز میشود و ممکن است به دلیل وصول مطالبات کمی تأخیر داشته باشد. امکان درخواست پیشپرداخت تا هشتاد درصد حقوق وجود دارد و در دوره آزمایشی هم مساعده قابل استفاده است. همه کارکنان از روز اول تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند و امکان استفاده از بیمههای تکمیلی وجود دارد؛ شرکت پس از دو سال همکاری، هزینه بیمه تکمیلی را برای کارمند اصلی، همسر و یک فرزند تقبل میکند. هر تغییری در اطلاعات پرسنلی باید به واحد منابع انسانی اطلاع داده شود. دسترسی به پروندههای پرسنلی و فیش حقوقی از طریق سامانه داخلی است و شمارههای همراه نیز در سامانه برای سایر همکاران در دسترس است. رفتار در محیط کار باید مودبانه و منظم باشد؛ پوشش عمومی پذیرفته است اما ملاقات با مشتریان پوشش دقیقتری میطلبد و لوگوی شرکت باید روی لباس باشد. استعمال دخانیات در داخل شرکت ممنوع است و ایجاد رابطهای که به کار لطمه بزند، میتواند منجر به اقدام انضباطی شود. در برخورد با مشتریان و حضور در محل مشتریان، رفتار رسمیتر لازم است؛ باید به موقع حاضر بود و محدودیتهایی در پوشش و حتی حمل اسناد وجود دارد. اگر موضوعی در محل مشتری مطرح شد که مربوط به کارت نیست، باید سریعاً آن را به واحد مربوطه منتقل کنی و اینکه بگویی این وظیفه من نیست برای مشتری قابل پذیرش نیست. مرخصی استحقاقی سالانه طبق قانون کار است و برای درخواست باید روزانه حداقل از چهل و هشتمانین ساعت قبل اقدام کنی. فقط نه روز از مرخصی سال قبل قابل انتقال به سال بعد است و سایر ایام در تسویه بازخرید میشود. مرخصی بدون حقوق پس از تمام شدن مرخصی استحقاقی با موافقت مدیر دپارتمان امکانپذیر است. ماموریتها قوانین خاصی دارند: کمکهزینهها بر اساس واحد پایه محاسبه میشود و تغییرات سالانه ممکن است؛ برای ماموریتهای روزانه پیشپرداخت وجود دارد و فاکتورها پس از بازگشت باید تحویل داده شوند. سفرهای بیش از پنجاه کیلومتر یا اقامت شبانه بهعنوان روزانه محاسبه میشود و معمولاً برای ماموریتهای روزانه یک بلیط برای هر نفر تامین میشود، و استفاده از وسیله غیرعمومی ممکن است هزینه تفاوت را بر عهده تو بگذارد. آموزشهای اجباری وجود دارد و برخی کلاسها—even اگر تعطیل باشند—کارت
سلام دوستان؛ من مدتی بهعنوان مشاور حقوقی در یک مجموعه کار کردم. حقوق رو همیشه سر وقت میگرفتم که نکتهی مثبتی بود، اما فضای کاری بهشدت نامناسب بود. خصوصاً مسئول بخش که رفتار طلبکارانه و بیاحترامی داشت. هر بار که سوالی مطرح میکردی، سریع واکنش منفی میگرفت و حتی تهدید میکرد که لازم نیست اینجا بمانی، استعفا بده و برو. واقعا تجربهای ناگوار بود.
مدیران گاهی تصمیماتی میگیرند که باعث میشود احساس کنم هیچکس صدای من را نمیشنود. سالها در این شرکت کار کردم و اکنون ناامیدی و بیانگیزگی به حدی است که هر روز بیشتر میشود. مسائل پشت پرده و مخفی بودن برخی جزییات باعث شکاف اعتماد نسبت به آینده شغلیام شده است. به نظر نمیرسد پاسخهایی قانعکننده از سمت مسئولان بالا دریافت کنم. مهمتر از همه این است که احساس میکنم دیده نمیشویم و زحماتمان به حساب نمیآید؛ تفاوتهای فردیمان برایشان اهمیتی ندارد. انگیزه برای کار کم شده و بسیاری از همکاران تنها برای گذران زمان اینجا ماندهاند. اگر روند مدیریتی تغییر نکند، سرمایه انسانی و اعتبار مجموعه تهدید میشود.
دوست دارم با صدای آرام و منصفانهای بنویسم تا حقیقت تجربهام روشن بماند. در این شرکت، روابط به جای شایستگی محور است و گاهی قولهای غیرواقعی میشنوی که فقط برای مدت کوتاهی عملیاند. درگیر شدن با فرایند استخدام آنقدر طولانی و پرسرعت است که گاهی احساس میکنم با هر بار ورود به تیم، بازی جدیدی آغاز میشود و مسیر مشخصی ندارد. پس از حدود دو هفته، اتفاقاتی میافتد که عنوان میشود تو فقط کارآموز بودی و همکاری قطع میشود. این چرخه برای چند نفر تکرار شده و تجربهام مربوط به سال قبل است. به نظر میرسد این مجموعه بیشتر به افراد با ارتباطات خانوادگی و آشنایی اهمیت میدهد تا به نیروی واقعی. از مدیر بازاریابی تا سایر اعضا، به نظر میرسد بیشتر نقشآفرینی میکنند تا ایجاد ارزش عملی. از تجربیاتم میخواهم دیگران درباره این شرکت جوانب مختلف را در نظر بگیرند و پیشنهاد میکنم با احتیاط وارد همکاری شوند.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
بعد سه روز جابجایی طاقه های بسیار سنگین ۹۰ متری ۶۰ متری تصمیم به قطع همکاری گرفتم مطالبه حقوقم رو کردم اما به بهونه ی یاد دادن رنگ چند تا موکت حقوقم رو ندادن آقای اسبقی حرومت باشه
وقتی به این مجموعه فکر میکنم، دوست دارم بگم فضای کار پر از انرژی و فعالیته، اما همزمان با وجود انتقادهای پیدرپی بعضی همکارا، جو گلهمندانهای هم دیده میشه و نسبتاً زیاد اعتراض میکنن. از نظر حقوق و پرداختها حسِ تبعیض و بیعدالتی وجود داره و برخی حس میکنن نسبت به دیگران فرق میچرخه. مدیران و معاونها بهطور مداوم تغییر میکنن و روالهای مدیریتی تغییرات زیادی دارن. واحدهای مختلف خیلی تفاوت دارن و نمیشه یک قضاوت واحد به همهشون بستم. در نهایت، نتیجهگیری به شدت به رئیس مستقیم بستگی داره؛ اگر خوششانس باشی، کارها به خوبی پیش میره و همه چیز رضایتبخش میشه. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
برای مدتهایی طولانی در یک تیم پروژه کار میکنم و واقعاً احساس ناامیدی دارم. فضای کاری مملو از مدیرانی است که سطح درکشان پایین و رفتارهایشان بچگانه است و امنیت شغلی بهطور جدی زیر سوال است. روند کارها به شکل واضحی نقص دارد و من را وادار میکند تا با محصولی بانکداری روبهرو شویم که خودش هم از کارکردن با آن مطمئن نیست. فضا پر از ابهام و رانت است و به نظر میرسد فعالیتهایی خارج از چارچوب قوانین و اخلاق انجام میشود. مدیران تازهوارد هم فاقد تعادل حرفهایاند و بهراحتی افراد را کنار میگذارند، با وجود اینکه در برخی موارد از سودجویی و نقص انضباط در کارها گاهی میشود دید.
شرکت شهر اکتان آرش را ترک کرده بودم و بعد از تعطیلات نوروز اوضاع مجموعه دچار آشفتگی شد. خروجهای گستردهای انجام شد و بقیهی اعضا هم حال و روز مساعدی نداشتند؛ برخی از همکاران حتی در آخر اسفند و اوایل فروردین شنیدند که در اردیبهشت آخرین روزشان است و باید به دنبال کار بگردند، در وضعیتی که بازار کار کمرمق بود و خانوادهها روی درآمدها حساب میکردند. حقوق کاهش پیدا کرده بود و اضافهکاریهای وعده دادهشده یا پرداخت نمیشد یا دیگر خبری از آنها نبود؛ سرویسهای روزمره مانند صبحانه و ناهار هم کیفیت پایینتری داشتند. برخی مسائل اخلاقی هم مطرح شد و شایعاتی مبنی بر روابط بین کارمندان و نمایش احساسات در جمع به وجود آمد که از منظر حرفهای مناسب نبود. درباره لیدرها هم مطرح شد که رفتارشان در جلسات یا حین کار غیرقابلقبولی بود: دستوراتشان را تحمیل میکردند، اضافهکاری را نگه میداشتند و خطاهای خود را به گردن دیگران میانداختند. اگر مدیران ارشد این گزارش را میخوانند، امیدوارم بیشتر به رفتار لیدها رسیدگی کنند.
به نظر میرسد فضای کار در اینجا فرصتهای رشدی نسبتاً خوبی ارائه میدهد و همکاران بااخلاق و جو نسبتاً مناسبی دارن. با این وجود مشکلی بزرگ وجود دارد: گاه متوجه میشوی که به طور عمده یا ناخودآگاه در پروژههایی غیر از اصلیِ مجموعه مشغول به کار میشوی، مثل پروژه پرسونال برندینگ مدیر، و سایر کارهای حیاتی کمتر در اولویت قرار میگیرند. این موضوع روی تمام جنبههای کار اثر میگذارد و اکثر موارد مهم دیگر عقب میافتند. حقوق هم کمتر از انتظار است و مدیریت پیگیر درخواستهای من نیست، به طوری که پس مدتی حس میکنم تنها بهعنوان یک ابزار انجامدهندهی کارها använder میشوم و انگیزهای یا احساس تعلق به برند نمیکنم. در کل میگویم اینجا برای رشد فرصتهای خوبی وجود دارد، اما محیط مناسبی برای ماندن طولانیمدت نیست.
در اون سالها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغالتحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. بهطور رسمی بهعنوان برنامهنویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گستردهتر از انتظارها بود: از نگارش نامهها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم میکشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا میکنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینههای رفتوآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی بهشدت زیر سوال بودن و بهنظر میرسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانهروزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنامنویسی رو پیش بردم.
شرکت هامان پارت را به عنوان تجربهای شغلی برای یک برنامهنویس وصف میکنم که در آن اغلب مشکلات شرکت به شدت ناشی از تصمیمگیریهای مدیریتی و حضور افراد محدودی در پستهای کلیدی است. خیلی از مسائل در سطح تیم فنی حل میشود، اما اغلب مشکل از نبود تجربه و تخصص کافی در برخی از لیدها و پیامها عنوان میشود. بر این باورم که اکثر مشکلات صرفاً فنی نیستند و عواملی مانند کمبود انگیزه برای پاسخدهی و برخوردهای غیرمنصفانه هم در کار دیده میشود. گاهی پیامها و مدیران پروژه هم نتیجهای قابل قبول ارائه نمیدهند و اگرچه بعضی کارکنان پاسخهای منطقی میدهند، اما به طور کلی کارایی مطلوبی احساس نمیشود. با وجود این اوضاع، رفتارهای ناشایست یا بیانگیزگی در سطح مدیریتی و تیمی به چشم میخورد و تشکیلات همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد؛ سؤال مطرح این است که چرا چنین مجموعهای اینقدر پا برجاست؟ شاید به این دلیل که شرکتهای دیگر تمایلی به جذب این افراد ندارند وگرنه احتمالاً موقعیتش را از دست میدادند.
درک میکنم که بعد از سالها کار، دیدگاه من نسبت به امنیت شغلم تا حدودی متفاوت شده. در طول این مدت فقط دو نفر دیدم که جدا شدند و مقصر کار خودشان بود نه شرکت. این شرکت در حوزه ارایه سرویسهای پخش زنده و VOD فعالیت دارد؛ شاید اوضاعش عالی نباشد اما نسبت به خیلی از جاها وضعیتش خوب است. یادگیری و پیشرفت در اینجا فرصت بیشتری دارد و فضای کار هم نسبتاً مناسب است.
به خاطر تجربهی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و میخواهم با صدای روشنتری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچکس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمیآمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار سادهای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفهای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پساندازی هم باقی نمیماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بیاحترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور میشدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت میشد و نه سفتهای که داده بودند پس میگشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پولهایشان باید شکایت میکردند. تقابلها و درگیریها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار میآمدند.
برای من experiences از پنو توس جا مانده است اما به طور کلی در مواجهه با موارد آزار جنسی، حرفی که میزدم این بود که نباید به شعارهای پرزرق و برق اعتماد کرد و واقعیت پشت آنها را دید. من به عنوان حسابدار یک شرکت، به دنبال شفافیت بودم و باور داشتم که برند نباید از طریق پنهانکاری یا ادعاهای زیبا با موضوعات حساس گمراه شود. در نهایت تصمیم گرفتم که در چنین مواردی صدایم را بلند کنم و از اصول حرفهای و اخلاقی پیروی کنم، حتی اگر این مسأله با حمایت یا مخالفت برخی همراه میشد. تجربهم teach me که همواره باید به سلامت کاری و امنیت همکاران فکر کنم و در برخورد با موارد ناراحتکننده، جانب منطق و استانداردهای کاری را حفظ کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.