وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷۸ تجربه منتشرشده – صفحه ۳ از ۴
چرم جوان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس ارشد دیجیتال مارکتینگ۴ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه خیلی خودمونی و فرایندی

در برخورد با مصاحبه، یکی از مزایای این تجربه این بود که فضای جلسه خیلی آرام و دوستانه بود و سوال‌ها بیشتر حول تفکر و روش حل مسئله می‌گشت. در جلسه با مسئول منابع انسانی و مدیرعامل شرکت ملاقات کردم و برخلاف بعضی مکان‌ها که روی جزئیات دقیق دست می‌گذارند، اینجا تمرکز اصلی روی روندها و طرز فکر استدلالی بود. هدفشان این بود که بفهمند من چگونه فکر می‌کنم و مسائل را چگونه پی‌ریزی و حل می‌کنم. به‌طور کلی جلسه هیچ گونه استرسی ایجاد نکرد و به شکل خودمانی برگزار شد. تنها نکته‌ای که توصیه می‌کنم این است که قبل از مصاحبه حتماً درباره مجموعه، نوع فعالیت‌ها و وضعیت بازار تحقیق کنم.

سانا تجارت برنا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس VoIP۲ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
مصاحبه‌ای صمیمی و بی‌استرس

همین که وارد شرکت شدم فهمیدم مصاحبه فنی، مثل یه گفت‌وگوی عملی بود تا یه امتحان تئوری سنگین. یکی از همکاران سابقم که الان مدیر مستقیمم محسوب می‌شود، سوالات فنی پرسید اما خیلی عمیق نرفت؛ هدفشون این بود که ببینن مسئله رو چطور می‌بینم و چطور سرچ می‌کنم. چند دقیقه بعد، مصاحبه منابع انسانی هم به‌طور هم‌زمان انجام شد؛ واقعاً مصاحبه‌ای با انرژی بالا و در عین حال علمی بود که بیشتر شبیه یک گفت‌وگوی دوستانه می‌ماند تا یک آزمون رسمی. بعد از این مرحله، یک جلسه دیگر با دو نفر از مدیران ارشد داشتم که به دوره آزمایشی عنوان «جامعه‌پذیری» را می‌دادند؛ برخوردشان دوستانه و صمیمی بود و اگر من دختر بودم، احتمالاً یکی‌شان توجه‌ام را جلب می‌کرد. دوره آزمایشی به مدت هفت روز است و حقوقش محاسبه نمی‌شود؛ اما ساعات کار دست من است. خیلی با راحتي با واژه «جامعه‌پذیری» کنار نیامدم و احساس می‌کردم شرکت برای این دوره برنامه مشخص و ساختاریافته‌ای ندارد؛ به نظرم اگر به صورت یک تور آشنایی برای طرفین برگزار بشه، نتیجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر می‌شود. نکته جالب این بود که از من سه آزمون رفتارشناسی و شخصیت‌سنجی استاندارد گرفتند. نگران نباشید، مصاحبه‌کننده‌ها حرفه‌ای و آرام بودند و از ژست‌های اغراق‌آمیز خبری نبود. یکی دیگر از نکات خوب این بود که به اعتقادات شخصی احترام می‌گذاشتند؛ در فرم اولیه هیچ سوالی درباره دین و مذهب نبود و در مورد پوشش هم سخت‌گیری خاصی نداشتند؛ فقط پوشش عرف جامعه کافی بود.

گالری سنگ تهرانی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جایی که خوش‌شانسی مهمه

وقتی به این مجموعه فکر می‌کنم، دوست دارم بگم فضای کار پر از انرژی و فعالیته، اما همزمان با وجود انتقادهای پی‌درپی بعضی همکارا، جو گله‌مندانه‌ای هم دیده می‌شه و نسبتاً زیاد اعتراض می‌کنن. از نظر حقوق و پرداخت‌ها حسِ تبعیض و بی‌عدالتی وجود داره و برخی حس می‌کنن نسبت به دیگران فرق می‌چرخه. مدیران و معاون‌ها به‌طور مداوم تغییر می‌کنن و روال‌های مدیریتی تغییرات زیادی دارن. واحدهای مختلف خیلی تفاوت دارن و نمی‌شه یک قضاوت واحد به همه‌شون بستم. در نهایت، نتیجه‌گیری به شدت به رئیس مستقیم بستگی داره؛ اگر خوش‌شانس باشی، کارها به خوبی پیش می‌ره و همه چیز رضایت‌بخش می‌شه. برای همه آرزوی موفقیت دارم.

کوثر استور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس پروژه۲ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
جو مسموم و مدیرای بی‌سواد

برای مدت‌هایی طولانی در یک تیم پروژه کار می‌کنم و واقعاً احساس ناامیدی دارم. فضای کاری مملو از مدیرانی است که سطح درک‌شان پایین و رفتارهایشان بچگانه است و امنیت شغلی به‌طور جدی زیر سوال است. روند کارها به شکل واضحی نقص دارد و من را وادار می‌کند تا با محصولی بانکداری روبه‌رو شویم که خودش هم از کارکردن با آن مطمئن نیست. فضا پر از ابهام و رانت است و به نظر می‌رسد فعالیت‌هایی خارج از چارچوب قوانین و اخلاق انجام می‌شود. مدیران تازه‌وارد هم فاقد تعادل حرفه‌ای‌اند و به‌راحتی افراد را کنار می‌گذارند، با وجود اینکه در برخی موارد از سودجویی و نقص انضباط در کارها گاهی می‌شود دید.

شهر اکتان آرش
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اخراجای نامردونه و جو سمی

شرکت شهر اکتان آرش را ترک کرده بودم و بعد از تعطیلات نوروز اوضاع مجموعه دچار آشفتگی شد. خروج‌های گسترده‌ای انجام شد و بقیه‌ی اعضا هم حال و روز مساعدی نداشتند؛ برخی از همکاران حتی در آخر اسفند و اوایل فروردین شنیدند که در اردیبهشت آخرین روزشان است و باید به دنبال کار بگردند، در وضعیتی که بازار کار کم‌رمق بود و خانواده‌ها روی درآمد‌ها حساب می‌کردند. حقوق کاهش پیدا کرده بود و اضافه‌کاری‌های وعده‌ داده‌شده یا پرداخت نمی‌شد یا دیگر خبری از آنها نبود؛ سرویس‌های روزمره مانند صبحانه و ناهار هم کیفیت پایین‌تری داشتند. برخی مسائل اخلاقی هم مطرح شد و شایعاتی مبنی بر روابط بین کارمندان و نمایش احساسات در جمع به وجود آمد که از منظر حرفه‌ای مناسب نبود. درباره لیدرها هم مطرح شد که رفتارشان در جلسات یا حین کار غیرقابل‌قبولی بود: دستوراتشان را تحمیل می‌کردند، اضافه‌کاری را نگه می‌داشتند و خطاهای خود را به گردن دیگران می‌انداختند. اگر مدیران ارشد این گزارش را می‌خوانند، امیدوارم بیشتر به رفتار لیدها رسیدگی کنند.

گالری آسا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۱ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
پیشرفت هست، ولی چند تا مشکل داره

به نظر می‌رسد فضای کار در اینجا فرصت‌های رشدی نسبتاً خوبی ارائه می‌دهد و همکاران بااخلاق و جو نسبتاً مناسبی دارن. با این وجود مشکلی بزرگ وجود دارد: گاه متوجه می‌شوی که به طور عمده یا ناخودآگاه در پروژه‌هایی غیر از اصلیِ مجموعه مشغول به کار می‌شوی، مثل پروژه پرسونال برندینگ مدیر، و سایر کارهای حیاتی کمتر در اولویت قرار می‌گیرند. این موضوع روی تمام جنبه‌های کار اثر می‌گذارد و اکثر موارد مهم دیگر عقب می‌افتند. حقوق هم کمتر از انتظار است و مدیریت پیگیر درخواست‌های من نیست، به طوری که پس مدتی حس می‌کنم تنها به‌عنوان یک ابزار انجام‌دهنده‌ی کارها använder می‌شوم و انگیزه‌ای یا احساس تعلق به برند نمی‌کنم. در کل می‌گویم اینجا برای رشد فرصت‌های خوبی وجود دارد، اما محیط مناسبی برای ماندن طولانی‌مدت نیست.

سهند سرام
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۳۰ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
شروع با ذوق، تموم شد با بی‌پولی

در اون سال‌ها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. به‌طور رسمی به‌عنوان برنامه‌نویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گسترده‌تر از انتظارها بود: از نگارش نامه‌ها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم می‌کشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا می‌کنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینه‌های رفت‌وآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی به‌شدت زیر سوال بودن و به‌نظر می‌رسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانه‌روزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنام‌نویسی رو پیش بردم.

صداقت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۲۹ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
چند خط از تجربه‌ام

درک می‌کنم که بعد از سال‌ها کار، دیدگاه من نسبت به امنیت شغلم تا حدودی متفاوت شده. در طول این مدت فقط دو نفر دیدم که جدا شدند و مقصر کار خودشان بود نه شرکت. این شرکت در حوزه ارایه سرویس‌های پخش زنده و VOD فعالیت دارد؛ شاید اوضاعش عالی نباشد اما نسبت به خیلی از جاها وضعیتش خوب است. یادگیری و پیشرفت در اینجا فرصت بیشتری دارد و فضای کار هم نسبتاً مناسب است.

هامان پارت
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۲۹ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
لید و پی‌ام‌ها یه کابوسن

شرکت هامان پارت را به عنوان تجربه‌ای شغلی برای یک برنامه‌نویس وصف می‌کنم که در آن اغلب مشکلات شرکت به شدت ناشی از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و حضور افراد محدودی در پست‌های کلیدی است. خیلی از مسائل در سطح تیم فنی حل می‌شود، اما اغلب مشکل از نبود تجربه و تخصص کافی در برخی از لید‌ها و پی‌ام‌ها عنوان می‌شود. بر این باورم که اکثر مشکلات صرفاً فنی نیستند و عواملی مانند کمبود انگیزه برای پاسخ‌دهی و برخوردهای غیرمنصفانه هم در کار دیده می‌شود. گاهی پی‌ام‌ها و مدیران پروژه هم نتیجه‌ای قابل قبول ارائه نمی‌دهند و اگرچه بعضی کارکنان پاسخ‌های منطقی می‌دهند، اما به طور کلی کارایی مطلوبی احساس نمی‌شود. با وجود این اوضاع، رفتارهای ناشایست یا بی‌انگیزگی در سطح مدیریتی و تیمی به چشم می‌خورد و تشکیلات همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد؛ سؤال مطرح این است که چرا چنین مجموعه‌ای اینقدر پا برجاست؟ شاید به این دلیل که شرکت‌های دیگر تمایلی به جذب این افراد ندارند وگرنه احتمالاً موقعیتش را از دست می‌دادند.

سینیور
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکاندیدای استخدام۲۹ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای سرد و عجیب

مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کم‌حرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونه‌ای بود که احساس می‌کردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط می‌کردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را می‌سنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بی‌جان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت می‌گیرد. امیدوارم خدا به خوبی‌ها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.

ویولا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسدستیار معاونت / کنترل پروژه۲۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
مصاحبه‌ها همه وعده، آخرش هیچی

شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجه‌اش را به‌صورت واقع‌بینانه روایت می‌کنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژه‌های نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمی‌گرفتند. پس از فارغ‌التحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پاره‌وقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمی‌شود، حال آنکه می‌دانستند رزومه‌ام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تمام‌وقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوال‌های نرم‌افزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روان‌شناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفته‌اند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیری‌هایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار می‌گذارند. در نهایت حس می‌کردم شرکت ادعا می‌کند شایسته‌سالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلب‌ها را هدر می‌دهند. تنها نکته‌ی مثبت، رفتار مصاحبه‌کننده‌ها و نظم در زمان‌بندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.

پاک سرشت پارتاک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۶ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
دورشم خط بکش

به خاطر تجربه‌ی کارم در این شرکت احساس ناامیدی زیادی داشتم و می‌خواهم با صدای روشن‌تری بگویم که فضای کار اونجا چطور بود. هیچ‌کس اطرافم رضایت نداشت و احترام هم به چشم نمی‌آمد؛ اعتماد کردن به همکار یا مدیر کار ساده‌ای نبود. اگر دنبال پیشرفت، اعتبار حرفه‌ای یا حفظ آرامش روانی هستید، اینجا جایی برای شما نیست. حقوق پایین بود و افزایش حقوق تقریبا وجود نداشت؛ و در پایان ماه، پس‌اندازی هم باقی نمی‌ماند. در ساعات کاری رفتار مدیران خیلی بی‌احترامی بود و برخی هم با اشک ریختن مجبور می‌شدند از کار بیرون بروند یا استعفا بدهند؛ پس از آن هم نه حقوقی پرداخت می‌شد و نه سفته‌ای که داده بودند پس می‌گشت. بسیاری از همکاران برای دریافت پول‌هایشان باید شکایت می‌کردند. تقابل‌ها و درگیری‌ها فراوان بود و حتی ماموران گاهی برای بررسی موضوعات به محل کار می‌آمدند.

پنو توس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسحسابدار۲۲ تیر ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
نذاریم اسممون این‌طور شه

برای من experiences از پنو توس جا مانده است اما به طور کلی در مواجهه با موارد آزار جنسی، حرفی که می‌زدم این بود که نباید به شعارهای پرزرق و برق اعتماد کرد و واقعیت پشت آن‌ها را دید. من به عنوان حسابدار یک شرکت، به دنبال شفافیت بودم و باور داشتم که برند نباید از طریق پنهان‌کاری یا ادعاهای زیبا با موضوعات حساس گمراه شود. در نهایت تصمیم گرفتم که در چنین مواردی صدایم را بلند کنم و از اصول حرفه‌ای و اخلاقی پیروی کنم، حتی اگر این مسأله با حمایت یا مخالفت برخی همراه می‌شد. تجربه‌م teach me که همواره باید به سلامت کاری و امنیت همکاران فکر کنم و در برخورد با موارد ناراحت‌کننده، جانب منطق و استانداردهای کاری را حفظ کنم.

کربی مارکتینگ
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۱۹ تیر ۱۴۰۵
۲٫۰
بک‌اند تو یه مجموعه‌ی عجیب

تجربه‌ای که از کار در کربی مارکتینگ دارم را بدون رودربایستی تعریف می‌کنم. مدیر آنجا اولین نفر است که پشتِ سوالات من می‌زند و پاسخگوی اعتراض‌ها نیست؛ وقتی ازش سوال یا اعتراضی دارم، معمولاً زیر بار کار می‌برد. در مصاحبه هم به شدت از من پرسیدند و فشار زیادی احساس کردم. حقوق هم برایشان یک بازی است و هر چیزی را مطابق میل خودشان تعیین می‌کنند. من هفت ماه آنجا بودم و نهایتاً مجبور شدم ترک کنم. جو کارگاه پر از شایعه و حرف‌های پشت‌سرهم است. اگر شرکت واقعاً جدی است چرا تا الان محصول قابل ارائه‌ای نداشته‌اند؟ جلسه‌ای با عنوان روان‌شناسی هم برگزار کردند که دو ساعت طول کشید و بیش‌تر شبیه بازپرسی بود تا مشاوره. هیچ مزایایی در نظر نگرفته‌اند: نه بن سفر، نه کارت باشگاه، نه پاداش، نه پرداخت اضافه‌کار، نه هدیه‌های مناسبتی. همکاران اکثراً جوان و کم‌تجربه‌اند. واحد منابع انسانی هم فقط کنجکاوی می‌کند. تیم فنی و لیدرها هم به نوعی خودشیفته به نظر می‌رسند و رفتارشان از این نگاه می‌آید. به‌طور کلی امیدوارم هیچ‌کس با چنین سرنوشتی روبه‌رو نشود.

هایپرمی شعبه نیاوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسصندوقدار۱۸ تیر ۱۴۰۵
۲٫۲
تجربه کار به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی

من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه‌ ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهم‌ترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهین‌آمیز یا غیر حرفه‌ ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک‌ ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می‌ شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه‌ ای قابل قبول نیست. گرچه نمی‌ خوام وارد جزئیات ناراحت‌کننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبه‌رو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفه‌ای‌ تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.

شیمی مارکت سپاهان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناستحلیل‌گر سیستم۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
یه دور مصاحبه حسابی

در نخستین گام چند نفر به طور همزمان با من مصاحبه کردند؛ یکی از تیم منابع انسانی و دو کارشناس از واحد مربوطه بودند. مصاحبه از منابع انسانی بیشتر حول شخصیت و واکنش‌های من به موقعیت‌ها بود، در حالی که گفت‌وگو با دو کارشناس فنی واحد، به شکل نسبتاً سنگین و طولانی انجام شد و حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید تا جایی که ذهنم خسته شد. سپس به‌طور جداگانه با دو مدیر ارشد صحبت کردم؛ یکی قصد داشت توانمندی‌ها و استعدادهایم را بشناسد و دیگری بیشتر درباره سوابق تحصیلی و تجربه‌های کاری و کمی هم درباره انگلیسی سوال کرد. تا این لحظه همه گفتند که قبولم می‌کنند و تنها مرحله نهایی باقی مانده است که هنوز تاریخش به من نگفته‌اند. نکته‌هایی که به نظرم مهم آمد عبارت‌اند از اعتماد به نفس بالا، تسلط خوب به زبان و آمادگی پیش از حضور در جلسه با بررسی دقیق مجموعه.

حاج ابزار
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناساندروید دولوپر۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه با کلی معطلی

به نظر می‌رسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومه‌ام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفته‌ی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومه‌ام بود و باید دوباره پرش می‌کردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربه‌هایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژه‌های شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفت‌وگویی فنی نبود و از نمونه‌کار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر می‌آمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب می‌پرسیدند که آیا توانایی‌هایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بی‌نظمی همراه بود.

زی زی کیدز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسسرپرست فروش۱۸ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه سرپرست فروش؛ آخرش نشد

به تازگی از طریق تماس تلفنی با یک شرکت رفتم و روز ملاقاتی در دفتر آن‌ها داشتم. جلسه مصاحبه در همان روز بین واحد منابع انسانی و تیم فروش برگزار شد و فضای مصاحبه آرام و احترام‌آمیز بود. در فرم توضیح دادم که از یک آموزشگاه تحصیل کرده‌ام، کارشناسی دارم اما تنها ۹۶ واحد پاس کردم و در نهایت کاردانی گرفتم؛ این موضوع برای‌شان نکته‌ای منفی بود. به نظر می‌رسید مدیران آنجا به‌ظاهر برای مدیران فروش سطح تحصیلی بالاتری را ترجیح می‌دهند و برای سرپرستی و مدیران که حداقل فوق‌لیسانس را می‌طلبند، معیارهای بالاتری در نظر می‌گیرند، هرچند در عمل این موضوع خیلی روشن نبود. به طور کلی فضا مودبانه بود و برخورد معاون فروش هم مثبت بود، اگرچه اطراف او بیشتر همکاران قدیمی شرکت بودند. در پایان اعلام کردند از من خوششان آمده اما در حال حاضر با شرایط موجود سازگار نیستم. هفته بعد تماس گرفتند و گفتند با وجود علاقه به من، kandidat شرایطشان را نمی‌بیند.

فروشگاه پوشاک مستر بوتیک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسمتقاضی/کارشناس CRM۱۶ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
آزمون بی‌ربط و مصاحبه‌شون شو بود

برای موقعیتی در بخش CRM رزومه فرستادم و بعد از ارتباط اولیه، آزمونی از من گرفتند که واقعاً بی‌ربط و تلف‌کننده بود. آن‌ها می‌گفتند باید حدود بیست ویدئوی سی‌دقیقه‌ای را نگاه کنیم و انتظار داشتند آزمون از همان ویدیوها باشد، چون خودشان به عنوان منبع معرفی کرده بودند؛ اما در نهایت هیچ ارتباطی با آن‌ها نداشت و فقط وقت‌گیر بود. با وجود این، آزمون را قبول شدم و به مصاحبه دعوت شدم؛ اما جلسه بیش از آنکه حرفه‌ای باشد، شبیه شو بود و سوالاتی مثل چه رنگی را دوست دارم، صبح تا شب چه کار می‌کنم و آیا ورزش می‌کنم مطرح شد. پس از آن گفتند که خبر خواهیم داد، اما سه هفته گذشت و من پیگیری کردم تا سرانجام فهمیدم پذیرفته نشده‌ام. به هیچ عنوان خبری هم از نتیجه به من داده نشد؛ کاش کمی احترام می‌گذاشتند و نتیجه را اعلام می‌کردند تا افراد را بی‌خطر معطل نکنند.

کی استودیو
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس ارشد جذب استخدام۱۵ تیر ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
بی اعتبار ترین جا برای کار کردن

بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.