وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۴۱ تجربه منتشرشده · صفحه ۳ از ۳
عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروشنده سطح ۳·۱۱ اسفند ۱۴۰۱
۱.۰
فروشنده سطح ۳

من تجربه‌ی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو می‌کنم؛ تجربه‌ای که هم‌چنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیم‌ها به تایید مستقیم مدیرعامل می‌رسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول می‌کشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار می‌کردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی می‌شد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر می‌بودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون می‌موند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطح‌ها، حتی در بخش‌های ستادی، مقداری از حقوق کسر می‌شد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول می‌کشید. پرداخت‌ها را نوعی مزیت تلقی می‌کردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفه‌ای اداره می‌شد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت می‌کرد. شیفت‌های روزانه ده ساعته پر می‌شدند و با دو شیفت رفت و آمد می‌کردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعه‌ها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب می‌شد. تنها نکات مثبتش آموزش و این‌که همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر می‌رسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمی‌دانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته به‌عنوان ضمانت می‌گرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازه‌ای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.

عطر و ادکلن وزرا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروشنده سطح ۳·۱۱ اسفند ۱۴۰۱
۱.۰
فروشنده سطح ۳

من تجربه‌ی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو می‌کنم؛ تجربه‌ای که هم‌چنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیم‌ها به تایید مستقیم مدیرعامل می‌رسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول می‌کشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار می‌کردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی می‌شد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر می‌بودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون می‌موند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطح‌ها، حتی در بخش‌های ستادی، مقداری از حقوق کسر می‌شد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول می‌کشید. پرداخت‌ها را نوعی مزیت تلقی می‌کردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفه‌ای اداره می‌شد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت می‌کرد. شیفت‌های روزانه ده ساعته پر می‌شدند و با دو شیفت رفت و آمد می‌کردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعه‌ها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب می‌شد. تنها نکات مثبتش آموزش و این‌که همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر می‌رسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمی‌دانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته به‌عنوان ضمانت می‌گرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق به‌موقع پرداخت نمی‌شد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازه‌ای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.