تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من از طرف مدیر عامل یکی از شرکتهای زیر مجموعه دیجیکالا که قبلا باهاشون کار کرده بودم دوباره دعوت به کار شدم جلسه اول رو تو یه کافه قرار کذاشتیم و صحبت هامون رو کردیم بعد از یه هفته گفت که باید با دیجیکالا هم صحبت کنی ولی ما مستقل هستیم و این فقط مثل کمک گرفتن از اونهاست حتی پیشنهاد حقوق رو هم با هم فیکس کرده بودیم . اول که کسی به استقبال نیومد و وارد یه سالن بزرگ شدم و از اولین شخصی که دیدم سوال کردم بعد گفتن تو راهرو منتظر باش که این انتظار یک ساعت طول کشید اون وسط هم برای سرگرم کردن من رزومه ام رو خواستن! ایمیلاشون مشکل داشت و بعد از چندین بار فرستادن از جاهای مختلف بالاخره گرفتن بعدم تویه اتاق خیلی کوچیک که دونفر به زور جا میشدن یه خانم ازم چندتا سوال که تو رزومم بود پرسیدو رفت دوباره انتظار! بعد آقای مسئول اومد با یه برخورد نامناسب و حس اینکه انگار قراره جاش رو بده به من!خیلی جدی و با گارد چندتا سوال اکسل کرد و چندتا سوال دیگه که کلا ده دقیقه شد و بعدم بدون هیچ اطلاعی از هیچکدوم از طرفین وضعیت نامعلوم موند توصیه ام اینه که یک ساعت بعد از زمان در نظر گرفته شده برای مصاحبه اتون رو خالی بزارید که احتمالا خیلی معطل بشید
غیر از اینکه از گذشته شخصی و کاری سوال کردند و سوالات معمول و کلیشه ایی که در شرکت های دیگه دیدم مثل ۵سال بعد خود را چگونه می بینید، درباره مهارت کاری و تجربه ایی که به موقعیت کاری مربوط بشه در کمال تعجبم سوالی نکردن و حتی ازم توضیح و شرح بیشتری در رابطه با چالشهای موقعیت CRM نخواستن، در صورتی که خودم رو آماده کرده بودم برای شرح تجربیات و مهارتهایم. قبل از مصاحبه نسبت به این شرکت خیلی خوشبین بودم و دوس داشتم که عضوی از دیجی کالا باشم اما رفتار فرد مصاحبه کننده حس بدی رو منتقل میکرد. جوری که انگار فقط خواست و سلیقه انتخابی خودش و نه شرکت مهم بود.
من دو مرحله مصاحبه رفتم مرحله اول با یکی از کارشناسان تیم بود که اصلا حس نکردم مصاحبه هست چون ایشون اعتماد بنفس کافی نداشت و مصاحبه کننده خوبی نبود و سوالات کافی و لازم نپرسید، شروع کرد از مشکلاتشون و قصه گفتن و اصرار داشت در مورد بیزنس بگه در صورتی وقتی از من سوال کرد که در مورد بیزنس میدونم گفتم کاملا آشنایی دارم ولی ایشون بازم توضیح داد.چند تا سوال ساده که اصلن نمیشه باهاش تشخیص داد کندیدیت مناسب هست یا نه، و مصاحبه دوم با ی لول بالاتر از ایشون بود سوپروایزر یا مدیر استخدام ایشون سوالات بهتری پرسیدند اما خیلی عجله داشتند و من وقتی توضیح می دادم اجازه نمی دادند صحبتم تموم بشه و اصلا دوستانه هم برخورد نکردند خیلی جدی و خشک بودند و قرار شد تا هفته بعدش به من خبر بدهند اما بعد از گذشت چندین هفته هنوز خبر ندادند خیلی واسم عجیبه که فرآیند مصاحبه هاشون اینقدر ضعیف هستش، فرستادن ایمیل ریجکت اصلا سخت نیست الان تکنولوژی پیشرفت کرده اتومات میشه تو ی ثانیه به صدها نفر ایمیل داد. توصیه خاصی ندارم، اگر برای پوزیشن منابع انسانی میره بدونه که تیم منابع انسانی بی نظم و رو هوایی داره گول برند رو نخوره، انتظارات زیادی نداشته باشه
خب دو روز بعد از ارسال رزومه با من یه آقایی تماس گرفت ،بسیار محترمانه سوال پرسید که ری اکت کار کردید ریداکس میدونید . بعد من گفتمبله یه تسک برای بنده ارسال کرد.که که شامل سه صفحه بود که باید کد نویسی تمیز ،داشتن ساختار ،استفاده از ریداکس و یکسری چیزها که به وضوح نوشته شده بود ،که ۷۲ ساعت وقت داشت .من تسک رو فرستادم ۱ روز بعدش با من تماس گرفتن که همه چیز ok بوده و شما یه مصاحبه فنی دارید . به فرداش یه مصاحبه ۲ ساعته فنی داشتم که مشخصا سوال ها به ترتیب از راحت به سخت پرسیده شد . سوال ها کاملا مربوط و حرفه ای .بعدش دو روز بعد مجددا به من خبر دادن که یکشنبه هفته بعد مصاحبه نهایی هستش . که تو این مصاحبه بیشتر سافت اسکیل سنجیده شده که با لید فرانت بود . و در نهایت فردای همون روز H.R به من زنگ زد تبریک گفت و گپ و گفتی راجع به شرایط کار و …. و من افتخار حضور پیدا کردم
اولین مرحله منابع انسانی بود. بچههای خوبی بودن . دو نفر با من مصاحبه کردن . در کل ادمای مثبتی بودن . سوالای شخصیتی و کاری مث اینکه سر کار فعلیت چکار میکنی و … نقاط قوت و ضعف و کلیشه های همیشگی!! من تو رزومه نوشته بودم زبان مبتدی، برا مرحله بعد ایمیل زدن یه موضوع کاری مطرح کردن که باید روش کار میکردم دو روز و بعدش پاور انگلیسی میفرستادم و مهم تر اینکه انگلیسی ارایه میدادم. چون زبانم در حد نبود اصن رو پاور هم کار نکردم. ضمن اینکه سرکار سرم شلوغ بود و وقت نشد واقعا. بعدش زنگ زدن که ایمیلی ازت نگرفتیم منم گفتم من تو رزومه گفته بودم زبانم در چه حدیه، شما ارایه انگلیسی میخاین! و تموم شد. حرفه ای تره وقتی یک واحد نیرو میخاد مدیر واحد رزومه ها رو بررسی کنه . هم وقت خودشونو هدر نمیدن هم ما! ضمن اینکه من کلی هزینه رفت و آمد کردم . در حالیکه رزومه کامل داده بودم . این غیر حرفه ایه مصاحبه کننده فاکتورهای اصلی خودشو نشناسه . احتمالا از منابع انسانی زنگ میزنن بهتون، مطمین شید نیازهایی مث زبان انگلیسی براشون تا چه حد مهمه و سطح شما چقدره. بمن گفتن اضافه کار رو حذف کردن و عوضش یه بهره وری میدن به بچهاشون . اگه رو اضافه کار حساب میکنین اینو درنظر داشته باشین. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت ، شفافیت، اعتماد به نفس
روی نور و گرمای فضای نسبتا کوچک شرکت دلینو قدمهایم را برای مصاحبه برداشتم و فهمیدم سه مرحلهای است که مسیرش را توضیح دادن. در گام نخست، مدیر مستقیم و مسئول منابع انسانی کنار من نشستند و گفتند که نخستین گفتوگو با آنها است. مرحله بعد اما حضور دو مدیر ارشد و مدیر مستقیم را میطلبید تا با من صحبت کنند. محور سوالها بیشتر حول تخصص، روحیه و علایقم بود تا سنجش دقیق مهارتهایم، و در خیلی از سوالها هم به جزئیات کارکردن و نحوه برخورد من توجه داشتند. فضا را اگرچه کوچیک دیدم، اما جو صمیمانهای حاکم بود و انتظار نادرستی از راحتی تیم صحبتکنندگان نباید داشتم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت؛ مسئولیتپذیری، اشتیاق به کار و فود و خوراکیها، شفافیت عمل و همدلی بود.
من تجربهای از شرکت دلینو دارم که در فرایند مصاحبه برای سمت Full-Stack راوی بودم. در گام نخست از من درخواست شد تا درباره فنیترین پروژهای که انجام دادهام و به آن افتخار میکنم صحبت کنم، همچنین درباره محل سکونتم و رفتوآمدهایم، و اینکه شرکت قبلی کجا بود و دلیل جداییام از آن چه بود. در گام دوم به سوالاتی درباره شیوه همکاری و مفاد قرارداد میپرداختند، از جمله حقوق دریافتی، مدت زمان همکاری و انگیزهام از تمایل به کار در این شرکت. حتما باید سابقه کاری را داشته باشم و با فناوریهای روز دنیای برنامهنویسی آشنا باشم.
در اولین روز مصاحبه احساس کردم همپوشانی تجربهام با نیازهای این نقش تا حد زیادی وجود دارد و از این رو آرامش داشتم. در طول صحبت درباره آشنایی با اینترنت، خرید اینترنتی و کارکردهای اولیه اپلیکیشن سفارش آنلاین غذا توضیحاتی ارائه کردم که بعدها به مباحث تخصصیتر رسید، از جمله Helpdesk، بانک اطلاعاتی و راهاندازی نرمافزارهای لازم سیستم. فضا به طور کل روشن و مثبت بود و جو طی مصاحبه بسیار دوستانه و سازنده به نظر میرسید. فضای کاری به شکلی بود که انسان دوست داشت بخشی از تیم باشد و اگر برایتان مهم است که همکارانتان همچون دوستان باشند، حتما باید سعی کنید در این مجموعه پذیرفته شوید.
در مصاحبه برای نقش برنامهنویس اندروید با دلینو، بیشتر پرسشها فنی بود و به همین دلیل از اغلب مهارتهایی که در رزومه ذكر شده بود، سوال شد. همچنین، از کتابخانهها و تکنولوژیهایی که در پروژهها به کار گرفته نشده بودند اما لازم بود، پرسش به عمل آمد تا میزان آشناییام با آنها را بسنجند. بخشی از سوالها بهشدت صریح نبود و به گونهای طراحی شده بود تا رفتار من در برابر تکنولوژیهای جدید را بسنجند؛ به عنوان مثال، درباره موضوعی مرتبط با احتمال کم تجربهبودنم پرسشهایی مطرح شد تا واکنش من را مشاهده کنند. نکتههای قابلارزیابی از نظر آنها شامل روحیه کار گروهی و حس مسئولیت بود.
در گفتوگو با شرکت دلینو، دربارهی شرایط خودم آغاز صحبت کردم و از برنامههایم در دورهای که کار نکرده بودم گفتم. سپس درباره شرکت و نقشی که قرار است بر عهده بگیرم توضیح دادم و بیشتر پرسشها فنی و مقداری هم مربوط به تجربههای قبلی کاری بود. برای سنجش توان حل مسئله، چند کیس مطرح شد تا نحوهی برخورد من با مسئله را ببینند. فضای مصاحبه خیلی محترمانه و دوستانه بود و هیچگونه استرسی وجود نداشت. در پایان، توافق شفاهی و دوطرفهای نزدیک به شفافیت کامل داشتیم و هر دو طرف به نتیجهای مشخص رسیدیم. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت را هم اینطور بیان کردم: همدلی، مسئولیتپذیری، انعطافپذیری در کار، خلاقیت، حرفهای بودن و کار بدون حاشیه.
شرکت دیکاتلون را تجربه کردم، تجربهای که از مصاحبه با مدیر عامل برند آغاز شد و با وجود زبان انگلیسی مصاحبه، آرامش و حمایت همکار ایرانیشان در ترجمه به موقع ادامهی گفتگو، تحول مثبتی در من ایجاد کرد. پس از معرفی خود و توضیح سابقههای کاریام، پاسخهای من اول با مشکلاتی در ترجمه مواجه شد؛ اما ایشان با کمال آرامش درخواست کردند همکار ایرانیشان کار ترجمه را به عهده بگیرد تا من بتوانم روند پرسش و پاسخ را بهدرستی دنبال کنم. مصاحبه به شکل خوبی پیش رفت و یکی از نکات شگفتانگیز برایم این بود که تا در ساختمان بدرقم میآمدند و درب را برایم باز میکردند. در مراحل بعد چون فروشگاه هنوز افتتاح نشده بود، زمان راهاندازی کار کمک زیادی نداشت و حدود شش ماه فاصله افتاد که از طریق ایمیل با ایشان در تماس بودم و هر بار با ابراز دلگرمی از سویشان، امیدوارم میکردند که وقتی فروشگاه افتتاح شد، همکاری آغاز میشود. از آن طرف شرکت بینالمللی که علاقهمند به کار در ایران بود، برای همکاری خیلی پیگیری میکردند و مشتاق بودند. سرانجام فروشگاه افتتاح شد، اما خبری از طرف شرکت نبود و پس از پیگیری و گفتگویی با مدیر فروشگاه، بهطور صریح گفتند که از طرف مدیرعامل شرکت از من عذرخواهی میکنند بابت اینکه من را از شروع همکاری مطلع کرده بودند و انتظار ایجاد کرده بودند. به دلیل تحریمها و گرانی دلار، فعالیت این شرکت که طرحهای وسیعی برای گسترش حضورشان در ایران داشت، متوقف شد.
من اومدم برای مصاحبهی مسئول عملیات، اما واقعا احساس کردم زمانم هدر رفت. گفتن که بیام ۲ به علاوه بیست دقیقه، اما وقتی رسیدم، حدود ده نفر همهمراه منتظر بودند و از روی کنجکاوی فهمیدم زمانبندی مصاحبهها با تاخیرهای زیاد جلو میرفت. هر پنج دقیقه یک نفر به نوبت میشد و من هم با جملههای مختلفی که از هر نفر شنیده میشد فهمیدم که سومین یا چهارمین نفر در این چرخه بودهام. ای کاش همان پنج دقیقه را هم برای مصاحبه میگذاشتند. در طول جلسه خانمی بدون تمرکز و با بیحوصلگی دو تا سؤال سطحی پرسید و گفت بروید تا با شما تماس میگیرند. در حالی که من صحبت میکردم، ایشان با چت کردن با شخص دیگری مشغول بود. وجود حقوق بالا – تا صد میلیون – مطرح میشد، اما من هیچگاه به یک مجموعهای با این سطح از بینظمی و بیاحترامی پام نمیگذاشتم. من آمده بودم فرمم را ارائه کنم و بروم که ناگهان آقایی با کراوات قرمز رنگ گفت چند دقیقه دیگر نوبتتان میشود و سپس مرا بالا فرستادند. در کل، وقت زیادی تلف شد. من تجربههای زیادی در مصاحبههای گوناگون داشتم (شاید بیش از صد شرکت)، اما واقعا این تجربه یکی از بدترینها بود.
زندگی حرفهای در مصاحبه Backend شرکت دانش پارسیان را چنین روایت میکنم که اول از همه با کار، تماس گرفتند و دعوت به حضور در جلسه کردم؛ با وجود اینکه رزومهام تکمیل بود، باز هم از من درخواست کردند فرم دیگری پر کنم. مدتی طول کشید تا به اتاق کوچک رسیدم؛ در آنجا با آقایی با قد بلند روبهرو شدم و سوالات نسبتا مشخصی پرسید که پاسخ دادن به آنها نسبتا آسان بود. یکی از گامها کمی طول کشید و از من درباره خودش و شرکت چند دقیقه سخن گفت. در همان حال، هر از گاهی یکی وارد میشد یا تلفن مزاحم میشد. در نهایت خسته شدم و گفتم کار من چیست که دوباره تقریبا ربع ساعت مناظرهای طولانی داشتند و نتیجهای مشخصی نبود. در آخر در اتاق باز شد و فردی گفت جلسه برای من آماده است و باید بروم، پس شما هم بعدا با من تماس میگیرند و رفت. به طور کلی محیط موقعیت خشک و ناراحتکننده به نظر میرسید و استرس زیادی در تیم وجود داشت. از تجربه دوستانی که در لینکداین با کسانی که اخیرا در آنجا کار میکنند صحبت کردم، اکثرشان به نوعی سؤالات درباره شرکت را تأیید کردند و تایید مثبت یا منفی داشتند. از نظر فنی، به نظر میرسد کارها بهطور اصولی انجام نمیشود و توجه کافی به حرفهای کارکنان نمیشود و بیشتر بر ایدههای مدیران تأکید وجود دارد (این مورد را از طریق شنیدهها میدانم و مستقیما ندیدهام).
برای مصاحبه در دانشگاه پارسیان، شرکت دانش پارسیان (بایا) به نظر میرسید که روند کار معمولا تکراری و خستهکننده باشد. چند سوال بیهدف و بیحوصله از من پرسیده شد و بلافاصله منجر به خداحافظی شد. زمانی که منتظر پاسخ بودم، مدت انتظار بیش از زمان خود مصاحبه شد و همراه با آن برخوردی سرد و بیانگیزه از طرف مصاحبهکننده وجود داشت که به نظر میرسید از مدیران مجموعه بود. او بدون دقت کافی مصاحبه را انجام داد و فهمیدم که همزمان چند نفر برای مصاحبه میآیند که این موضوع هم میتواند منجر به تأخیر شود. نتیجهاش این شد که برخورد ناراحتکنندهای داشتم و تجربه مناسبی نبود. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، در نهایت مشخص نشد و به نظر میرسید هیچ نکته مشخصی وجود ندارد.
در مصاحبه برای سمت مدیر فنی و پساند، فضای کار بسیار محترمانه و دوستانه بود. برخلاف برخی جاها که سوالات بیربط میپرسند، اینجا سوالها تخصصی و عملی بودند و همین موضوع خیلی رضایتبخش بود. مصاحبهکننده آقایی بودند که به نظر میرسید معاون فنی شرکت باشند و برخوردشان بسیار مودبانه بود. فکر میکنم نتیجه مصاحبه خوب باشد و برایشان موفقیت آرزو میکنم.
دو مرحله رفتم مصاحبه مرحله دوم که فقط سه تا سئوال پرسید. بطور کلی، کمتر از ۱۰ دقیقه مدت مصاحبه طول میکشه. خود این مساله و ندادن اطلاعات در مورد موقعیت شغلی و تمرکز بر حقوق پیشنهادی شما، حس خوبی رو به مصاحبه شونده منتقل نمی کنه و اصلا مشخص نیست که با این شکل از مصحبه هدف مصاحبه کننده چیه و دنبال چی میگرده. در انتهای جلسه حس کردم که وقتم تلف شده بعد از هر مرحله مصاحبه حس می کنی که وقتت تلف شده و شما به دلایل نامعلومی پذیرفته نشدی. البته ممکن هم هست که برای بار دوم دعوت بشی.
اول اینکه آگهی استخدام دادن تو این شرکت روال عادیه همیشه شما اونجا با تعداد زیادی منتظر انجام مصاحبه هستی و چند ساعتی منتظر خواهید بود بعد هم در حد چند دقیقه مدیر عامل خودشو به رخ شما میکشه و خیلی رزومه و تجربه شما ملاک نیست در نهایت چهره و تیپ شما اگر مورد توجه مدیر عامل باشه دو هفته بعد و بعد چهار هفته بعد می گن دوباره برید که اونهم اتفاق جدیدی نمی افته در نهایت اگر استایل خوبی داشته باشید برای مدت کوتاهی با مبلغ معمولی برای تقریبا هیچ کاری با شما همکاری خواهند کرد. اگر چهره و استایل و آرایش خوبی دارین می تونین شانستون و امتحان کنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیچی
تو دفتر پخش تهران برای نماینده بازاریابی تجاری مصاحبه داشتم و اولین چیزی که فهمیدم این بود که مسئول مصاحبهکننده فقط یک کارمند اداری و منشی شرکت است و ارتباطی با منابع انسانی ندارد؛ با این وضع، سوال جدی از من نکرد و تنها نگاه میکرد. مصاحبه نسبتا خوب بود و سوالات سطحی درباره شغل درخواستشده پرسیده شد و مثل همیشه باید خودم را معرفی میکردم. اما نکتههای مهمی که تجربه کردم این بود که به هیچ شرکتی به اسم و رزومهام اعتماد نکنم و با آرامش و ریلکس بودن تمامی سوالات و ابهاماتم را بپرسم. همچنین حتما باید مبلغ دستمزد شغل را بپرسم و قطعی کنم؛ از شرکت که دو بار از بخش به ظاهر HR پرسیدم و هر بار به آینده محول شد ناامید شدم. لازم است حتما راجع به تعریف شغل و وظایفم صحبت کنم؛ چون این شرکت در پاسخ دادن دبه میکند و در نهایت رفتارهایشان در همان ابتدای آشنایی دوستانه و حرفهای به نظر میرسد، اما بعد از عقد قرارداد اختلافی به وجود بیاید، رفتارشان از دوستی به شدت آزاردهنده تبدیل میشود.
برای مصاحبه وارد اتاق کنفرانس شدم و با استقبال یکی از مدیران منابع انسانی و مدیر بخشی روبهرو شدم که قرار بود جای او را بگیرم. قصد داشتم صادقانه بگویم که نسبت به برخی نکات محتاط هستم، هرچند که دیدگاه من واقعبینانه به نظر میرسد. تجربهی اولیه من از شرکت دنون لبنی پارس چنین بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.