یکی از تجربههای کاریام را در یک شرکت نسبتا معتبر با تیم فنی تخصصی دارم، اما مدیریتی که به نیروهای خود بها نمیداد. من در بخش فیلم و سریال پخش دیجیتال، به صورت تماموقت کار کردم و کمتر از یک سال در آنجا حضور داشتم؛ آخرین سال حضورم سال ۱۳۹۸ بود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در تجارت مجازی اوکسین، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۷ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۰ از ۵؛ ۰٪ از کاربران تجارت مجازی اوکسین را به دیگران توصیه میکنند. ۱۷ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار در تجارت مجازی اوکسین اغلب با چالشهای مدیریتی و عدم ثبات همراه بوده است. کاربران به وجود روابط کاری غیرمنصفانه، تغییرات پیوسته در انتظارات و کمبود شفافیت در نقشها و جایگاهها اشاره کردهاند. برخی تجربهها از فشارکاری بالا، نبود هماهنگی بین واحدها و دغدغههای مربوط به حقوق و ساعات کار گزارش شده است. در مقابل، چند تجربه مثبت به تلاشهای اولیه برخی همکاران و حضور کارکنان جدی در تیمهای فنی و طراحی اشاره دارد، هرچند این نکته نیز غالبا به عدم هماهنگی بین مدیران و تیمها و کاهش امکانات حمایتی منجر شده است. از نظر فرهنگ سازمانی، برخی کاربران احساس میکنند که شرکت بیشتر به جنبههای مالی و بهبود کوتاهمدت توجه دارد تا توسعه پایداری و ایجاد محیط کاری با ثبات و تعیینکننده برای کارکنان. در روند استخدام، برخی تجربهها از پروژههای آزمایشی طولانی و عدم وجود شفافیت درباره مسیرهای رشد سخن میگویند. نتیجه این مجموعه تجربهها بر ضرورت بازنگری در مدیریت منابع انسانی، ارتباطات داخلی و توسعه سازوکارهای حقوقی و حمایتی تأکید دارد. این رویکردها میتواند به بهبود تجربهی کار در این شرکت و ارتقای محیط کار کمک کند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
در این شرکت با وجود جذابیتهایش، تجربهای پر از بینظمی و بیتوجهی به حقوق کارکنان داشتم. من بهعنوان منشی به مدت تقریبا یک سال تماموقت در تجارت مجازی اوکسین مشغول بودم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود.
متأسفم از تمام زمانی که در این شرکت سپری کردم و اکنون میخواهم درباره تجربهام توضیح بدهم. من بهطور تماموقت در تجارت مجازی اوکسین مشغول بودم و بین یک تا سه سال با آن شرکت همکاری داشتم؛ سال آخر حضور من ۱۳۹۸ بود.
در شرکتی که فقط برای بودن وجود دارد کار کنم حالا دیگر برای من معنا ندارد. من به عنوان توسعهدهندهی سمت پشتیبان خیلی وقت نبود که در تجارت مجازی اوکسین به صورت تماموقت مشغول بودم و تجربهام کمتر از یک سال طول کشید؛ سال آخر همکاریام هم ۱۳۹۸ بود.
دوست دارم تجربه کاریم رو اینطور بیان کنم که با وجود فشارها و دشواریهای زیاد، همچنان به کارم پایبند موندم. در طول مدت کمتر از یک سال به عنوان برنامهنویس فرانتاند در تجارت مجازی اوکسین مشغول به فعالیت بودم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود.
من در ‘طراح UI’ تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
من در تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
من در ‘گرافیک’ تجارت مجازی اوکسین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
وقتی در بین آگهیهای متعدد این شرکت که همه مرب.ط به برنامه نویسی و امور فنی بودند یک آگهی با عنوان کارشتاس تولید محتوای سینمایی دیدم، هم خوشحال شدم که کاری مرتبط به رشته تحصیلیم پیدا کرده ام و البته تعجب هم کردم چون توضیحات و سایت شرکت را دیدم که مربوط به مهندسی کامپیوتر و اینترنت و تجارت الکترونیک است و فکر میکردم چه ربطی به سینما میتواند داشته باشد. بعد از مصاحبه متوجه شدم که کار این شرکت اصلا فعلا در آن زمینه نیست و در واقع تامین کننده محتوای بخش فیلم و سریال یکی از معروف ترین اپلیکیشن های کشور است که نام آن در همه شبکه های صدا و سیما صبح تا شب شنیده میشود. البته شرکت بسیار کوچک و خلوتی بود و متعجب شدم چون فکر میکردم دفتر چنین مجموعه ای باید حتما خیلی بزرگ تر و شلوغ تر باشد. اما شاید باور نکنید، بله درست است. همه آن چیزی که هر روز در چنین اپ پربازدیدی منتشر میشود، توسط همین چهار پنج نفر تامین میشود! از جستجو در اینترنت و تولید محتوا تا زیرنویس و سانسور و تدوین فیلم ها و طراحی بنرهای آنها! از این بابت میگویم که ببینید چقدر آدمهای قوی و حرفه ای در اینجا مشغول هستند. باورنکردنی بود. من در طی چند ماه حضورم در این شرکت با تعدادی از زبده ترین آدمهای کارشناس سینمی جهان و ایران آشنا شدم. کسانی که تقریبا همه فیلمها را دیده بودند و اطلاعات بسیار کامل و جامع در مورد آنها داشتند و حتی سابقه نویسندگی در مجله ها و سایت های تخصصی سینما داشتند. و من بسیار خوشحال بودم که میتوانم از این افراد کلی چیز یاد بگیرم. اما متاسفم که مدیریت این شرکت به هیچ وجه قدر آنها را نمیداند و به جای اینکه روزی هزار بار از آنها تشکر کند که هر کدام به اندازه 10 نفر در آنجا و حتی منزل خود و حتی روزهای تعطیل زحمت میکشند و نتیجه کارشان هم که خب واضح است، همیشه طلبکار بود و فقط دنبال بهانه ای برای سخت تر کردن شرایط کار و وارد کردن فشار بیشتر بر کارکنان. به خدا اگر هر یک از این بچه ها به شرکتهایی مثل فیلیمو و نماوا و سایتهای سینمایی میرفتند، آنها را روی دست میبردند و حاضر بودند حداقل 3 برابر حقوق اینجا را بهشان بدهند. مدیریت این شرکت بشدت ضغیف و سردرگم و نابلد و فاقد کوچکترین سواد و تجربه تخصصی در زمینه این کار بود. دلیل اصلیش هم این بود که دغدغه اصلی شان هنر و سینما نبود و فقط به عنوان بیزینس و پول در آوردن به آن نگاه میکردند. چقدر ایده های خلاقانه و جالب میتوانست انجام شود که با کمال تاسف هیچکدام به سرانجام نرسید. من که تحملم تمام شد و همراه یکی دیگر از همکاران شب عید بیرون آمدیم. بقیه هم شدیدا ناراضی بودند و فکر نمیکنم تا الان هنوز آنجا مانده باشند.
کار کردن در این شرکت و نحوه تعامل با مدیران آن واقعا سخت و غیره ممکن است. من سالها جاهای مختلف در شغلهای مختلف با همه جور آدمهای کار کرده بودم، خوب و بد. اما واقعا تحمل کردن اینجا حتی برا چند ماه هم غیره ممکنه. هیچ نظم و برنامه ای وجود نداره همه هم ناراضی. خسته شدم
به عنوان یک تجربه کاربری از کار در جایگاهی پشتیبان و برنامه نویس بک اند، در اینجا با داستانی روبهرو میشوم که پر از ناامیدی است و نکات منفیای را بازتاب میدهد که به نظر میرسد از محیط شرکت میآیند. شرکت تجارت مجازی اوکسین به نظر میرسد پروژههایی داشته باشد که بیشتر جنبه وعدهها و تعهداتی برای انجام نشدن دارند تا کارهای مشخص و قابل اندازهگیری. در نگاه من، مدیران اینجا به راحتی احتمال رسیدن به منصبهای بالای دولتی را در قالبهایی همچون وزارت یا ریاست جمهوری در نظر میگیرند و این روند برایشان مسیری طبیعی به نظر میرسد. جایی که وعدهها بیشتر از انجامها است و وقتی هم اعتراضی میشود، با ادعای افتخار به رهبری و تشکر از همکاری، پاسخ داده میشود و اگر کسی هم بخواهد اعتراض کند، احساس میکند که باید با عذرخواهی و کنار رفتن همراه باشد. در یکی از بخشهای شرکت تابلویی با عنوان آئیننامه داخلی نصب شده بود. نخستین ورود و خواندنش این فکر را به ذهن میآورد که منظرهای مترقی و دمکرات در یک بهشت حقوقی برای کارکنان شکل گرفته است. اما اندکی که میگذرد، متوجه میشوی عنوان تابلو مطابق واقعیت نبود و به جای آئیننامه داخلی، باید گفت آئیننامه کارهایی که نباید انجام بدهند و نمیشود! مدیر تیم ما هم شخصا دو کسبوکار جداگانه داشت و بهطور میانوهنگ وقتی در شرکت حضور داشت تنها به امور خودش با تلفن میپرداخت. حقوق ابتدایی که توافق شده بود، نسبتا مناسب بود و در زمان مقرر پرداخت میشد، اما به مرور گفتند این رقم تغییر نخواهد کرد تا اطلاع ثانوی. خبری هم از اضافهکاری نبود و بیمه هم پس از چند ماه به کار میافتاد، اما به نظر میرسید برای کسانی که ماندند این تعهد واقعی نبود و غالبا دوام نمیآوردند. در نهایت تجربه کار کردن در این شرکت برای من فقط منجر به سرخوردگی و افسردگی شد.
شرکت تجارت مجازی اوکسین را تجربه کردم و در نگاه من این شرکت از نظر منابع انسانی با کمبود زیادی روبهرو بود. هر بار وارد جابینجا میشدم، بیش از بیست آگهی استخدام داشتند که نشان میداد روند جذبشان خیلی فعال است؛ از منشی تا برنامهنویس و بهویژه گرافیست. با این حال وقتی وارد شرکت میشدم، کمتر از ده نفر کارمند میدیدم و بیشترشان هم در کارشان موفق نبودند. ساخت موشن گرافیک کار عمدهشان بود و به نظر میرسید که نمونههای آن کاملا شبیه کارهای آماده باشد و کیفیت مناسبی نداشت. در هفتههای نخست حضورم، منشی هم وجود نداشت و مسئولیتهای استخدام بهطور مداوم با تیم مصاحبهکننده تقسیم میشد. اکثر ساعات اداری به مصاحبه با متقاضیان اختصاص داشت و نتیجه این بود که معمولا دو تا سه نفر برای هر شغل میآمدند و طی چند روز آزمایشی کار میکردند و بعد میرفتند. روز اول با وعده ارائه ناهار مواجه شدم، اما رفتار مدیر اداری به شکلی بود که اعتراضهای همواره دیر رسیدن را نادیده میگرفت و بابت تأخیرهای دیگر هیچ تمایلی به توضیح یا همکاری نمیکرد. رئیس هیئت مدیره که فردی با نفوذ محسوب میشد، وقتی ناهار به کارمندان تعلق گرفت، اعلام کرده بود که به شرکتهای دیگر میدهند اما به ما نه؛ غذایی بیکیفیت از کترینگ ارزان را در دسترس قرار دادند که تنها معدهدرد و بیماری را به همراه داشت و پس از چند روز هم بهطور ناگهانی قطع شد. مشخص بود که حقوق و زمانبندی مشخصی وجود ندارد و از این رو، ساعات کاری نسبتا طولانی بدون اضافهکاری پرداخت میشد. موضوع پابرجا این بود که از نظر برخی همکاران، ساعات آغاز به کار ۸:۳۰ بود اما انتظار میرفت تا پایان شب بمانند، در حالی که گفته میشد پایان ساعات کار وزارت کار است، اما باز هم زمان اضافهای پرداخت نمیشد. دو همکار خانم از اسلامشهر هم بودند و با وجود اینکه فاصله زیادی تا محل کار داشتند، مجبور بودند به توافقهایی برسند. مدیرعامل در پاسخ میگفت چنین شرایطی عادی است، اما برای من کاملا مشخص بود که وضعیت با تعهدات کارگاهی منطبق نیست و فاصله زیادی با زندگی عادی کارمندان دارد.
من تجربهای عجیب از جایی دارم که با وجود ادعای شرکت، هیچکدام از آنچه وعده میداد را تحقق نمیداد و مسیرش به ناچار به سمت ابهام و سردرگمی رفت. دوست داشتم شرکت روشن و هدف روشنش را از همان ابتدا بفهمم، اما سؤال و پاسخ روشنی برایم وجود نداشت: کی تأسیس کردهاند، مدیر یا مالک واقعی چه کسی است، هدف از راهاندازی چیست، محصول یا خدمات مشخصی دارند یا نه، و آیا مشتریای هم دارند یا نه؟ وقتی رسیدم به دفترشان در سعادتآباد، بالای میدان کاج، گفتند که یک مجموعه بزرگ استارتاپی در حوزه تجارت الکترونیک است و میخواهد به فروشگاههای اینترنتی بزرگی مثل دیجیکالا خدمات بدهد؛ طراحی سایت و اپ، ارسال کالا، درگاه پرداخت، تبلیغات دیجیتال؛ همه با هم ارائه میشود. از مسیر وعدهها بسیار خوشبین شده بودم و فکر میکردم در جای قدرتمندی کار میکنم. اما بعدا دیدم همه اینها پوچ است و واقعا دروغ از آب در آمدند. دفتر کوچک با چند نفر کارمند بود که اکثرشان هم بیکار شده بودند. هیچیک از خدمات وعده دادهشده وجود نداشت و مشتری هم نبود. کارکنان مجبور بودند از ساعت هشت و سی دقیقه صبح بیایند و مدیران معمولا بعد از ظهر و حدودا دو یا سه دوباره ظاهر میشدند. یکی از سهامداران با نفوذ که بهخاطر ثروت و شرکتهای متعددش مشهور بود، آنجا دفتر شخصی خودش را ساخته بود. هر روز با ماشینهای سوپر لاکچری از پنج عصر به بعد دستهای بازیگر و کارگردان و بازاری را جمع میکرد و با آنها تا نیمهشب شام و شیرینی و میوه میخوردند. آبدارخانه هم برایشان کار میکرد تا تا صبح پذیرایی کنند. در آن زمان کل پروژه مجموعه تنها طراحی سایت برای دو نفر از بازیگران و فعالیتهای ساده در اینستاگرام یک آرایشگاه زنانه و دو ناخنکار بود. بعد از مدتی شرکت محل کار را عوض کرد و ارزش تغییر آدرس در بخش تماس با ما را هم بهخوبی ندانستند؛ کارشان هم تغییر کرد و از تجارت الکترونیک رفتند سراغ فیلم و سریالهای شبکه خانگی برای اپلیکیشن، وارد کردن اطلاعات فیلمها، سانسور و زیرنویس فیلمهای خارجی. بهتدریج نفرات جدیدی به تیم اضافه شدند. نکته جالب اینکه گرافیست رسمی نداشتند و کارهای گرافیکی را همسر مدیرعامل که تازه دورهای برای یادگیری فتوشاپ گرفته بود انجام میداد. من بالاخره از آنجا بیرون آمدم چون واقعا توان ادامه نداشتم. وقتی با دوستان سابق که هنوز آنجا هستند صحبت کردم، شنیدم شرکت دوباره محل کارش را عوض کرده و حالا زیرمجموعه دانشگاه شریف شده است و در ساختمانی آنجا مستقر است؛ اما همچنان آدرس روی سایت رسمی شرکت مثل سه سال پیش پابرجاست و گوگل مپ هم همان موقعیت را نشان میدهد. این رفتار ظاهرپرستی هم برای خودشان کمتر به چشم میآمد. واقعا تعجب میکنم چگونه شرکتی که هیچ کار مشخصی انجام نمیدهد و مشتری هم ندارد، برای تأسیس چه منظوری داشته و از کجا سرمایه و درآمد میآورد تا حقوق کارمندها و اجاره ساختمان را بدهد؟
در ابتدای کار، تصورم این بود که با یک تیم فناوری و خلاق روبهرو هستم، اما به مرور دریافتم شرایط کاری سخت و مدیریت نامناسبی وجود دارد. مدیر فنی و برنامهنویسانی که در کنار هم کار میکردم تجربه و تخصص قابل توجهی داشتند، اما مدیریت شرکت خیلی از کارها را به شکل نامتوازن کنترل میکرد. دو مدیر شرکت که کوچکتر از من بودند و حدودا متولد سالهای ۷۴ بودند، در بسیاری از تصمیمگیریها دخالت میکردند و اغلب نظراتشان کارشناسی نبود و با هم همسو هم نبودند. از ادعاهای مصاحبه این بود که شرکت دو سال سابقه دارد و پنج شرکت زیرمجموعه هم دارد، اما در عمل تنها تعدادی سایت و اپلیکیشن ناقص دیده میشد که به نظر میرسید درست کردنشان برای یک نفر هم دشوار است. از همان روزهای اول فشار برای تکمیل سریع کارها وجود داشت و من به دلیل نیاز به تمرکز و آرامش برای کارهای فنی و همچنین بخش هنری و گرافیکی که نیازمند هماهنگی با تیمها بود، نمیتوانستم به محیط پراسترس رفته و تحت فشار کار کنم. کار من علاوه بر جنبه فنی، شامل کار_UI هم بود که باید با تیم برنامهنویسی و گرافیست در تماس میبودم. در روزهای نخست حضور، گرافیست شرکت حضور داشت و چیزهایی که نیاز داشتم را فراهم میکرد، اما به سرعت همکاری با او قطع شد و به من محول شد که تمامی کارها را به عهده بگیرم، هرچند انتظار داشتند طراحی و گرافیک را هم خودم انجام دهم فقط به این دلیل که فتوشاپ بلد بودم. آنها انتظار داشتند تا آخر شب در شرکت بمانیم و کار کنیم، و خبری از اضافه حقوق نبود و این موضوع از همان ابتدا در جلسههای داخلی به وضوح مطرح میشد. هرکس اعتراض میکرد، با این پاسخ مواجه میشد که اگر نمیتواند با شرایط کار کند، میتواند شرکت را ترک کند. من در نهایت دیدم وضعیت قابل تحمل نیست و پس از مدتی تصمیم به ترک کار گرفتم.
من در نمایشگاه کار برای این شرکت رزومه پر کردم. کسایی که در غرفه شون بودن همه جوان و ظاهرا آدمای بدی به نظر نمیرسیدن. زمستانه 98 باهام تماس گرفتن و بعد از 2 جلسه مصاحبه گفتن برای کار آزمایشی بیا اگه OK بودیم ثابت میشی و از دو سه ماه بعد هم بیمه. چند روزی رفتم برای کار و انقدر کارشون بی برنامه و پرفشار و اذیت کننده بود که واقعا دیگه تمایلی به ادامه نداشتم. معلوم هم نبود اصلا کارشون چی هست. از طراحی لوگو برای ارایشگاه زنانه شروع شد بعد گفتن ما کارهای طراحی بخش فیلم و سریاله اپلیکیشن معروف صداسیما را انجام میدیم (بخاطر قوانین این سایت نمیتونم اسمشو بگم) . تعداد زیادی پوستر و بنر فیلم و سریال دادن طراحی کنم. همه کارهای هم باعجله. مثلا کاری که واقعا دو سه روز زمان میبرد اگر بخوای خوب انجام بشه، اصرار داشتن 10 دقیقه ای انجام بشه. بعد هم که تازه اون موقع داشت مسئله کرونا شروع میشد کلی طرح دادن برای اون کار کنم. هر طرحی رم میگفتن نه خوب نیست و دوباره بزن. انقدر که واقعا دیگه آدم خسته میشد. بعد یه روز گفتن خب از فردا دورکاریه . تا دو سه ماه همین بود و من نتونستم حتی دستمزده همون چند روزمو بگیرم. بعدم که کرونا فروکش کرد باز گفتن حالا داریم جای دفتر شرکتو عوض میکنیم و دوباره یکی دو ماه دورکاریه. منکه دیگه نرفتم اما از مدل کارشون و راست و دروغشون سر در نیاوردم. همون چند روز با هرکدوم از بچه هایی که اونجا کار میکردن صحبت میکردم هم تقریبا مشابه همینا رو میگفتن که نمیدونیم چه خبره و قراره چی بشه. خیلی بده آدم با امید وارد مجموعه ای بشه و نا امید و سرخورده برگرده
شرکت تجارت مجازی اوکسین را تجربه کردم و نتیجهاش برای من واقعا منفی بود. در اینجا احساس کردم که فرصتهای کارآموزی تازهای که به من داده میشود فقط بهانهای برای کار بیش از حد است؛ clés بسیاری از پروژهها و کارهای جاری را در طول یک هفته به پای من میریزند و تا آخرین شب در شرکت نگهم میدارند و در پایان دوره میگویند دانش و تخصص من کافی نبود و از دوره آزمایشی رد شدم. دوباره دنبال فرد بعدی میگردند و این چرخه بارها تکرار میشود؛ بدون اینکه استخدام مشخصی انجام دهند و بیمهای هم ارائه نمایند. برخی از نفرات که بهنظر میرسید ثابتاند، با حقوق ناچیزی کار میکنند و حتی اضافهکاری هم دیده نمیشود. با اینکه اکثر کارکنان تا نیمهشب سر کارند، هیچکدام حقوق اضافهای دریافت نمیکنند. هر روز هم بهخاطر نیمساعت تاخیر در ورود به کار، با جریمههای نقدی مواجه میشوم. وضع شرکت را مبهم مییابم؛ مشخص نیست مدیریت اصلی یا صاحب واقعی شرکت کیست، و هر بار که از مدیرعامل درخواست میکنی، میگوید من بیسوادم و فقط دستور مدیران را اجرا میکنم. به نظر میرسد بیشتر شبیه مجموعهای باشد که برای پولشویی ایجاد شده و پس از مدتی جمع میشود و به دنبال گزینهای دیگر میرود. برای من واقعا تأسفبار بود که مدت کوتاهی در آنجا ماندم و تجربه خیلی بدی داشتم. در ابتدای کار، ادعاهای بزرگی درباره وجود یک هلدینگ با چند شرکت زیرمجموعه را داشتند که تصور میکردم میتواند نقطهی قوت رزومهام باشد و چیزهای زیادی بیاموزم، اما به چشم خودم دیدم که چنین انتظارهایی عملی نیستند و نتیجه متفاوت بود.
استخدام در تجارت مجازی اوکسین
از مجموع ۱۷ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۷ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران تجارت مجازی اوکسین را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۷
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۰ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۰ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۰ از ۵
سؤالات متداول درباره تجارت مجازی اوکسین
آیا تجارت مجازی اوکسین در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از تجارت مجازی اوکسین ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در تجارت مجازی اوکسین چگونه است؟
بر اساس ۱۷ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۰ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در تجارت مجازی اوکسین چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در تجارت مجازی اوکسین از نگاه ۱۷ کارمند: ۱.۰ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در تجارت مجازی اوکسین چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از تجارت مجازی اوکسین ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا