مصاحبه کارشناس برنامه نویسی
تجربه کاری مصاحبه کارشناس برنامه نویسی در آسیاتک
امتیاز ۱.۰ از ۵.
برای من خیلی جالب بود که روند مصاحبه برای یک موقعیت کارشناس برنامهنویسی در آسیاتک چطور پیش رفت. حدود یکی دو هفته پس از ارسال رزومه، فردی از منابع انسانی با من تماس گرفت و چند سوال اولیه درباره اطلاعات و سوابق رزومهام مطرح کرد تا یک مصاحبه تخصصی با واحد برایم تنظیم کنند. در همان مصاحبه تخصصی اول، یکی از برنامهنویسان با من صحبت کرد و سوالها را با فرم دلخواه خودش مطرح کرد؛ معمولا درباره سابقه کار و پروژههای اجراشدهام پرسیدند و تقریبا یک ساعت طول کشید. بعد گفتند طی یک هفته نتیجه را جمعبندی میکنند و در صورت تایید اولیه، باید مصاحبهای با مدیر توسعه نرمافزار و سپس معاون فنی انجام بدهم و در نهایت یک مصاحبه نهایی با منابع انسانی است. حدودا یک هفته بعد با مدیر توسعه نرمافزار مصاحبه داشتم که درباره Python، Linux و Django پرسیدند و توانستم بخشی از پاسخها را ارائه کنم. علاوه بر سوالات فنی، از مثالهایی درباره روحیه کار تیمی و مسئولیتپذیری نیز خواستند تا توضیح بدهم و پرسیدند از چه تاریخی میتوانم کار را آغاز کنم و آیا محدودیتی در شروع به کار دارم. همچنین احتمال داشت که در صورت تأیید، مصاحبهای با معاون فنی هم برایم برگزار شود و در نهایت پس از گذراندن همه این مراحل، باید مصاحبهای نهایی و آزمونهای منابع انسانی را انجام بدهم. بعد از این مرحله هم همکار جذب منابع انسانی شرکت گفت اگر برای تاریخ مشخصی نتوانم حضور یابم، چون رزومهام در بانک Interview شرکت ثبت شده، دوباره برای پوزیشنهای مرتبط از من دعوت به مصاحبه میکنند. این مصاحبهها برای حدود سه تا چهار ماه قبل بود و در یکی از روزهای ابتدای مرداد هم دوباره درباره یک پوزیشن دیگر تماس گرفتند؛ وقتی درباره شرایط احراز پرسیدم، پاسخ مشخصی در آن زمینه ندادند و من با تشکر و احترام از ادامه گفتگو صرفنظر کردم. رفتار سازمانی و توانایی تعامل با دیگران برایشان خیلی اهمیت داشت و چند بار تأکید کردند که تعامل سازنده برایشان مهم است.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
با اینکه شرکت آسیاتک بود، اول تماس گرفتند و یه مصاحبه تلفنی کوتاه انجام شد. از تسلطم روی مفاهیم شبکه پرسیدن و وقتی رضایت دادم، دعوت به مصاحبه حضوری کردند. مصاحبه حضوری به دو مرحله تقسیم میشد. مرحله اول یک مصاحبه تخصصی بود که سوالهای مربوط به شبکه داشت و تا حدی دشوار بودند. همان روز مصاحبه منابع انسانی هم برگزار شد و با کارشناس منابع انسانی خوب پیش رفت. روانشناسی و کارهای اداری مانند ورود به ورد هم انجام شد و همان روز گفتند پذیرش میشم. برای موقعیت کارشناس مرکز تماس، تسلط به مفاهیم شبکه خیلی مهم بود. از نظر رفتاری هم دنبال فردی بودن که سازگار، صبور و متعهد باشد؛ چون برای هر نفر آموزش رایگان قبل از استخدام میگذاشتند و نکتهای که برایشان اهمیت داشت این بود که پس از آموزش و صرف هزینه، فرد از سازمان جدا نشود. ویژگیهای کلیدی که از نظرشان مهم بود عبارت بودند از: صبور بودن، اشتیاق به یادگیری و تعهد سازمانی.
در اولین برخورد، از من خواستن قبل از هر چیز درباره شرکت و نحوه کار توضیحاتی بدهند و بعد فرمهای مربوط به اطلاعات را پر کردم. سپس با سرپرست تیم صحبت شد تا شرایط شغلی توضیح داده شود و پس از آن با مدیر مرتبط صحبت کردم. مقرر شد برای مصاحبه اختصاصی تماس بگیرند و چند روز بعد با سرپرست کسبوکار مرحله اول مصاحبه انجام شد. در جلسه، پرسشها بیشتر حول میل به یادگیری و انگیزه برای کار تیمی بود و من که پیشتر تجربهای داشتم، پاسخها را با اقبال پذیرفتم. توصیه میشد که قبل از مصاحبه، اطلاعات پایهای درباره نوع فعالیت و حوزه کاری شرکت را جمعآوری کنم تا رقبای بازار را بشناسم. همچنین از من خواسته شد درباره سرویسها و خدمات آسیاتک تحقیق کنم و پرسشهای مرتبط با بازار صنعت IT را بدانم تا مفید باشم. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشتند، شامل نظم و انضباط، و پویایی بود.
برای شرکت آسیاتک در مصاحبه برنامهنویسی تجربهام را دوباره تعریف میکنم. اولین تماس از منابع انسانی بود و قرار برای جلسه فنی گذاشتیم. روز ورود به ساختمان، جلوی در از من خواستند فرم را در لابی پر کنم و همانجا بنشینم تا فردی بیاید دنبالم. معاون منابع انسانی آمد و گفت که فرد مصاحبهکننده به دلیل یک پروژه در محل دیگری حضور ندارد و نمیتواند بیاید؛ بنابراین مصاحبه به شکل اسکایپی برنامهریزی شد تا نیازی به رفتوبرگشت دوباره نباشد. حدود بیست دقیقه بهصورت آنلاین پرسشها مطرح شد که محوریتشان درباره Python و Django بود و موضوعاتی مثل authentication، RESTful API، رابطه many-to-many، Django ORM، WSGI، metaclass و decorator را در بر میگرفت. مرحله بعدی مصاحبه با مدیر فنی بود. دوباره در لابی از من خواستند فرم را پر کنم در حالی که میگفتم قبلا آن را پر کردهام، اما چندین تماس و رفتوبرگشت نشان میداد که فرم قبلی گم شده و باید دوباره پر کنم. بعد از این تاخیرها، مصاحبه آغاز شد و بیشتر مرور رزومه و پروژههای انجامشده من بود تا پرسشهای فنی؛ تأکید اصلی روی انعطافپذیری زمانی و آمادگی برای انجام هر وظیفهای بود. مرحله بعدی مصاحبه با مدیر منابع انسانی بود که نهایتا تصمیم به انصراف گرفتم. سازمان را بزرگ توصیف کردند و گفتند خانمها لباس فرم دارند؛ پوشش نسبتا رسمی توصیه میشود. همچنین بیان شد که باید انتظار کشیدن زمان معطلی را داشت و حقوق درخواستی بهطور قابل توجهی پایینتر از انتظار برای یک برنامهنویس است.
در مصاحبه با تیم نرمافزاری آسیاتک، با ذهنی آرام و لبخند صادقه وارد شدم و روی صحبت فنی تمرکز کردم. ابتدا به سوالات تخصصی پاسخ دادم، سپس بخش منابع انسانی پرسشهای خود را مطرح کرد و در پایان با چند دقیقه مکالمه انگلیسی کار را به اتمام رساندیم. با تأیید نهایی، قول دادند ایمیلی برایم بفرستند و دو هفته بعد هم همزمان هم ایمیل و هم تماس دریافت کردم تا برای حضور حضوری به واحد منابع انسانی بیایم. در جلسه حضوری در مورد شرایط و مزایا به توافق رسیدیم و در حال حاضر روند انجام کارهای اداری را طی میکنم تا از ابتدای ماه آینده به عنوان عضوی از مجموعه آسیاتک به تیم بپیوندم. آنچه برای آنها اهمیت داشت، النظافت و پوشش مرتب، همچنین نظم در امور اداری بود.
متن تجربه را با نگاهی دقیق و منصفانه بازنویسی کردم تا سبک و معنا حفظ شود اما بیان آن تازه و طبیعی باشد. مصاحبه با مسئول دفتر آسیاتک دیر آغاز شد و این تأخیر از نظر من بیانگیزه و غیرحرفهای بود، چون انتظار دارم در کارهای اشتراکی هم به زمان هم احترام بگذاریم و همان اولی که انتظار میرود، کار را طبق برنامه انجام بدهیم. مقامی که مسئول مصاحبه داشت، از ابتدای کار با پرسشی که درباره وضع پای من داشت، حالت آرام و بیحسی نسبت به من نشان داد. تاکنون فکر میکردم آرام بودن نشانه ضعف است، اما افراد با ویژگیهای متفاوتی وجود دارند و قرار نیست همگی مثل هم رفتار کنند. سوالهایی که مطرح شد بیشتر به جای بررسی تخصصی، فشار روانی وارد میکرد و میگفتند تا حدی که بتوانند من را تحریک یا تحت فشار قرار دهند تا نتیجهای که میخواهند بدست آورند، در حالی که انتظار داشتم رویکردی حرفهای و حمایتی وجود داشته باشد. این رفتار از شرکتی که تصور میکردم حرفهای است، برای من عجیب بود. در نهایت نتیجه مصاحبه اعلام نشد و این هم مزید بر علت بود. حتی اگر نتیجه منفی بود، انتظار داشتم حداقل تماس بگیرند و اطلاع بدهند یا از طریق ایمیل خبر بدهند.