کارشناس
تجربه کاری کارشناس در آسیاتک
امتیاز ۱.۰ از ۵.
تجربه بیش از 3 سال فعالیت در آسیاتک و در 3 دپارتمان مختلف اینو بهم ثابت کرد این شرکت و مدیران این مجموعه هیچگونه اهمییتی برای نیرویی انسانی خود قائل نمیشن و شرایط هر سال بدتر از سال قبل میشه تازگیا هر روز داره شرایط بد و بدتر میشه مدیران و سرپرست ها منفعت طلب هستن و هیچ اهمیتی براشون نداره چون شرایط برای آنها اینگونه ایجاب میکند . مزایا خیلی کم شده و حداقل با یک ماه تاخیر واریز میشود . حجم کار خیلی زیاد شده چون خیلی از نیروها استعفا دادن و با اولین موقعیت شغلی که پیدا میشه استعفا میدن شرکت یه قانون مسخره هم داره که شما تا یک ماه بعد استعفا باید بمونی تا قبول بشه که بریی عیدی و سنوات هم با تاخیر زیاد بهت پرداخت میکنند تمام کسانی که تو منابع انسانی هستن با رابطه استخدام شدن و فقط به فکر منافع شرکت هستن اصلا به نیرو انسانی اهمییت نمیدن مزایا کم کردن یا به پایین ترین کیفیت رسوندن از آجیل که عید و شب یلدا میدن بگیر تا بن فصلی و کارانه تمام کارمندها امور مشترکین ( کارشناسان پشتیبانی و فروش) بهشون اصلا کارانه تعلق نمیگیره !! خلاصه آسیاتک از اول اینطوری نبود دوست داشتنی بود ولی الان قابل تحمل نیست میدرران آسیاتک باید متوجه بشن که این شرکت برپایه خدمات به مشترکین بنا شده ولی با این شرایطی که درست کردن کسی نمیمونه یا دل و دماغ درست خدمات دادن به مشترکینو نداره
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
با اینکه شرکت آسیاتک بود، اول تماس گرفتند و یه مصاحبه تلفنی کوتاه انجام شد. از تسلطم روی مفاهیم شبکه پرسیدن و وقتی رضایت دادم، دعوت به مصاحبه حضوری کردند. مصاحبه حضوری به دو مرحله تقسیم میشد. مرحله اول یک مصاحبه تخصصی بود که سوالهای مربوط به شبکه داشت و تا حدی دشوار بودند. همان روز مصاحبه منابع انسانی هم برگزار شد و با کارشناس منابع انسانی خوب پیش رفت. روانشناسی و کارهای اداری مانند ورود به ورد هم انجام شد و همان روز گفتند پذیرش میشم. برای موقعیت کارشناس مرکز تماس، تسلط به مفاهیم شبکه خیلی مهم بود. از نظر رفتاری هم دنبال فردی بودن که سازگار، صبور و متعهد باشد؛ چون برای هر نفر آموزش رایگان قبل از استخدام میگذاشتند و نکتهای که برایشان اهمیت داشت این بود که پس از آموزش و صرف هزینه، فرد از سازمان جدا نشود. ویژگیهای کلیدی که از نظرشان مهم بود عبارت بودند از: صبور بودن، اشتیاق به یادگیری و تعهد سازمانی.
در اولین برخورد، از من خواستن قبل از هر چیز درباره شرکت و نحوه کار توضیحاتی بدهند و بعد فرمهای مربوط به اطلاعات را پر کردم. سپس با سرپرست تیم صحبت شد تا شرایط شغلی توضیح داده شود و پس از آن با مدیر مرتبط صحبت کردم. مقرر شد برای مصاحبه اختصاصی تماس بگیرند و چند روز بعد با سرپرست کسبوکار مرحله اول مصاحبه انجام شد. در جلسه، پرسشها بیشتر حول میل به یادگیری و انگیزه برای کار تیمی بود و من که پیشتر تجربهای داشتم، پاسخها را با اقبال پذیرفتم. توصیه میشد که قبل از مصاحبه، اطلاعات پایهای درباره نوع فعالیت و حوزه کاری شرکت را جمعآوری کنم تا رقبای بازار را بشناسم. همچنین از من خواسته شد درباره سرویسها و خدمات آسیاتک تحقیق کنم و پرسشهای مرتبط با بازار صنعت IT را بدانم تا مفید باشم. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشتند، شامل نظم و انضباط، و پویایی بود.
برای شرکت آسیاتک در مصاحبه برنامهنویسی تجربهام را دوباره تعریف میکنم. اولین تماس از منابع انسانی بود و قرار برای جلسه فنی گذاشتیم. روز ورود به ساختمان، جلوی در از من خواستند فرم را در لابی پر کنم و همانجا بنشینم تا فردی بیاید دنبالم. معاون منابع انسانی آمد و گفت که فرد مصاحبهکننده به دلیل یک پروژه در محل دیگری حضور ندارد و نمیتواند بیاید؛ بنابراین مصاحبه به شکل اسکایپی برنامهریزی شد تا نیازی به رفتوبرگشت دوباره نباشد. حدود بیست دقیقه بهصورت آنلاین پرسشها مطرح شد که محوریتشان درباره Python و Django بود و موضوعاتی مثل authentication، RESTful API، رابطه many-to-many، Django ORM، WSGI، metaclass و decorator را در بر میگرفت. مرحله بعدی مصاحبه با مدیر فنی بود. دوباره در لابی از من خواستند فرم را پر کنم در حالی که میگفتم قبلا آن را پر کردهام، اما چندین تماس و رفتوبرگشت نشان میداد که فرم قبلی گم شده و باید دوباره پر کنم. بعد از این تاخیرها، مصاحبه آغاز شد و بیشتر مرور رزومه و پروژههای انجامشده من بود تا پرسشهای فنی؛ تأکید اصلی روی انعطافپذیری زمانی و آمادگی برای انجام هر وظیفهای بود. مرحله بعدی مصاحبه با مدیر منابع انسانی بود که نهایتا تصمیم به انصراف گرفتم. سازمان را بزرگ توصیف کردند و گفتند خانمها لباس فرم دارند؛ پوشش نسبتا رسمی توصیه میشود. همچنین بیان شد که باید انتظار کشیدن زمان معطلی را داشت و حقوق درخواستی بهطور قابل توجهی پایینتر از انتظار برای یک برنامهنویس است.
در مصاحبه با تیم نرمافزاری آسیاتک، با ذهنی آرام و لبخند صادقه وارد شدم و روی صحبت فنی تمرکز کردم. ابتدا به سوالات تخصصی پاسخ دادم، سپس بخش منابع انسانی پرسشهای خود را مطرح کرد و در پایان با چند دقیقه مکالمه انگلیسی کار را به اتمام رساندیم. با تأیید نهایی، قول دادند ایمیلی برایم بفرستند و دو هفته بعد هم همزمان هم ایمیل و هم تماس دریافت کردم تا برای حضور حضوری به واحد منابع انسانی بیایم. در جلسه حضوری در مورد شرایط و مزایا به توافق رسیدیم و در حال حاضر روند انجام کارهای اداری را طی میکنم تا از ابتدای ماه آینده به عنوان عضوی از مجموعه آسیاتک به تیم بپیوندم. آنچه برای آنها اهمیت داشت، النظافت و پوشش مرتب، همچنین نظم در امور اداری بود.
متن تجربه را با نگاهی دقیق و منصفانه بازنویسی کردم تا سبک و معنا حفظ شود اما بیان آن تازه و طبیعی باشد. مصاحبه با مسئول دفتر آسیاتک دیر آغاز شد و این تأخیر از نظر من بیانگیزه و غیرحرفهای بود، چون انتظار دارم در کارهای اشتراکی هم به زمان هم احترام بگذاریم و همان اولی که انتظار میرود، کار را طبق برنامه انجام بدهیم. مقامی که مسئول مصاحبه داشت، از ابتدای کار با پرسشی که درباره وضع پای من داشت، حالت آرام و بیحسی نسبت به من نشان داد. تاکنون فکر میکردم آرام بودن نشانه ضعف است، اما افراد با ویژگیهای متفاوتی وجود دارند و قرار نیست همگی مثل هم رفتار کنند. سوالهایی که مطرح شد بیشتر به جای بررسی تخصصی، فشار روانی وارد میکرد و میگفتند تا حدی که بتوانند من را تحریک یا تحت فشار قرار دهند تا نتیجهای که میخواهند بدست آورند، در حالی که انتظار داشتم رویکردی حرفهای و حمایتی وجود داشته باشد. این رفتار از شرکتی که تصور میکردم حرفهای است، برای من عجیب بود. در نهایت نتیجه مصاحبه اعلام نشد و این هم مزید بر علت بود. حتی اگر نتیجه منفی بود، انتظار داشتم حداقل تماس بگیرند و اطلاع بدهند یا از طریق ایمیل خبر بدهند.