مصاحبه مدیر محصول
تجربه کاری مصاحبه مدیر محصول در دیجی پی
به خاطر مسئولیتی که داشتم، تصور میکردم برای مدیر محصولی معتبرتر از سطح اسکراپس، گفتوگو میشود اما نتیجه چیزی فراتر از انتظاراتم بود. تماس دیجیپی فقط یک روز پس از ارسال رزومهام بود و آنها گفتند رزومهام را دیدهاند و جلسهای ترتیب میدهند. من هم با این تصور که قصدشان مصاحبه برای اسکرام مستری است رفتم شرکت. فرآیند مصاحبه چند مرحله بود. در مرحله نخست، از من درباره ساختار Spotify model در سازمان پرسیدند و مشخص شد برای نقش مدیر محصول با پسزمینه فنی در حوزه فینتک مناسب هستم و از این رو به من پیشنهاد میدادند که برای مدیر محصول مناسبام. مصاحبه دوم با مدیرعامل و یکی از مدیران محصول برگزار شد. هر دو برخوردی گرم داشتند و به صورت جامع به مرور تجربیات من در چارچوب اسکرام و تجربههای مدیریتیام پرداختند؛ پاسخهایم هم با نظر مثبت آنها همراه شد و به نظر رسید که میتوانم برای این موقعیت گزینه مناسبی باشم. اما در نهایت یک مصاحبه سوم هم اضافه شد که با chapter lead تیم برنامهنویسی شرکت بود. این مصاحبه هم نسبتا ساده بود و هدفش این بود که بفهمند شخصیت من برای همکاری با تیم فنی شرکت مناسب است یا نه. بعدها فهمیدم که او جایگاه فنی غیررسمیای در حد CTO داشت و تیم فناوری زیر نظر او اداره میشد. من برای این شغل پذیرفته شدم، اما ماههای نخست کار با مشکلاتی جدی در تمام جوانب سازمانی روبهرو شدم؛ آشفتگی در حوزههای منابع انسانی، فنی، عملیات و محصول، و در نتیجه فشار و آزار ذهنی در طول تمام سالی که مدیر محصول بودم زیاد بود. فضای استارتاپی و پرمشغله بود و سبک مدیریتی بهگونهای بود که اعضای تیم بهطور مداوم جا به جا میشدند. در چهار ماه اول همکاری، من به قدیمیترین عضو تیمی تبدیل شدم که تازه تشکیل شده بود. اینجا با وجود ادعای استارتاپی بودن و نبودن فرهنگ کار ۸ صبح تا ۵ عصر، واقعا محیط برای تازهواردها، افراد مجرد و پارهوقت مناسب است و برای افراد باتجربه جایی در ساختار سازمانی و مسیر توسعه ندارد. مدیرعامل به مسایل بسیار جزئی کسبوکار و محصول دخالت میکرد و اگر تجربه مدیر محصولی دارید، اینجا بهطور کامل به کارتان نمیافزاید. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما فاصله ساعات کاری طولانی بود و انتظار روزانهای در حدود ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار فشرده داشتید، بدون آخر هفته و تعطیلات و برای درخواستهای بعدی هم باید آماده باشید. ویژگیهایی که برایشان مهم بود: آنها ادعا میکردند فضایی برای رشد فردی و پذیرش انواع سلایق ایجاد میکنند و از نظر مسائل اعتقادی منعطف هستند. اما در عمل در دیجیپی تنها چیزی که مهم بود خدمت به اهداف سازمانی و پذیرش بیچونوچران شرایط کاری بود. ایدههای تغییر فرآیندها چندان استقبال نمیشد و حتی وقتی هم پذیرفته میشد، با تأکید بر اینکه از ابتدا تصمیم با خود آنها بوده، سر کنش میدادند. به طور خلاصه برای کسی که با آنها کار میکرد، احترام یا جایگاه معنوی فراتر از وظایف محولشده چندان حس نمیشد.
تجربههای مشابه
دقیقا در همان روز، با حضور همزمان منابع انسانی و تیم فنی برای یک موقعیت Senior Operation Admin، فرایند مصاحبه پشت سر هم برگزار شد. ابتدا توضیحاتی درباره شرکت و فرایندهای داخلی ارائه شد و درباره قوانین و حقوق درخواستی…
باور کنید همه چیز به دردسر میافتاد؛ در مصاحبه حقوقی منابع انسانی، به من حتی از مسائل غیر مرتبط هم سوال میکردند. من طراحی خوندم اما از آن اتاق هم پرسیدند که چگونه آن را طراحی میکردم و گفتند جلسه بعد طرحم را بیاورم تا…
کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه کلاً قطار از توسن خالی کرده دیجی پی! داستان چیه. کلاً قطار از توسن خالی…
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از…
من در دیجی پی تجربهای از محیط کار رو داشتم که به شدت بهنظر من منصفانه نبود و به طور مکرر از روالهایی صحبت میکردم که گمان میکردم براساس ارتباط و نمایشی بودن پیش میره. برخی مدیران و معاونان به نظر میرسید سالها با…
در دیجی پی تجربهای در نقش Backend داشتم که فرایند مصاحبه و زمانبندی آن خوب بود، اما لید تیم فکر میکرد از دادن پاسخهای مناسب در سطح من عاجز است و به همین دلیل احساس کرد جایگاهش زیر سوال میرود. این موضوع را در جلسهی…