تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در راه کارهای آنی چابک
امتیاز ۱٫۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۸ تا آذر ۱۳۹۹).
در یک روز کاری ناامیدکننده، احساس کردم نه تنها از نام شرکت بلکه از نگاه همکاران و رفتار مدیران هم بیاعتمادم. ورود به این مجموعه با فشار مالی آغاز میشد و دفترچهای از تعهدات مالی به ناچار بهجا میگذاشتند که برای ورود به کار از من مطالبه میشد. وقتی از شرکت خارج میشدم، آنها از گریه یا اشک من چشمپوشی نمیکردند و به روی من فشار میآوردند تا از کار دست نکشم. دستاوردها و نکتههای داخلی شرکت بهطور مشخص وجود ندارد؛ منابع انسانی با وجود ادعاهایشان، واقعا چارچوبی روشن ندارد و تهدید کردن در جریان کار برای تحمیل تعهدات مالی، بهنوعی روال عادی شد. اخطارها و توضیحات درباره سقفهای تعهدی و نحوه بازداشتن کارمندان از ترک کار همواره مطرح بود. نسبت به پوشش و رفتار روزمره، انتقادات زیادی وجود داشت؛ انتخابهای پوششی، نحوه نشستن، رفتار با سیگار و حتی دفعات استفاده از سرویس بهداشتی مورد نظارت یا کنترل بودند و این رفتارها بهطور مداوم زیر ذرهبین قرار میگرفت. حقوق کم بود و کار سنگین با فشار روانی بالا همراه میشد. فضای کار آنطور که انتظار میرفت سازگار نبود و استرس دائم وجود داشت. مدیریتی که در جمع با کارمندها رفتار توهینآمیز داشت و زبان تند و بیرحمی بهکار میگرفت، چنین فضا را تشدید میکرد. نقشها بهطور واضح توزیع نشده بود و هیچ مدیر محصول یا مدیر پروژه مشخصی مشاهده نمیشد؛ خود تیم هم در درک نیازها و مسیر کار سردرگم بود و کارهایی که انجام میدادم گاهی برای تیم قابل تأیید نبودند؛ بهنظر میرسید بازخوردها به درستی منتقل نمیشود و بازگشت به دفعات یک تسک از موانعی بود که رفع نمیشد. عدم وجود تیم طراحی و نبود شفافیت در تأیید کدها باعث میشد هر بازنگری یا تغییر، به تردید و بازگشت به ابتدا منتهی شود. این تجربه، از نظر من، یکی از سختترین و ناسالمترین دوران شغلی بود. حتی پستهای شبکههای اجتماعی هم تحت فشار قرار میگرفتند و این نگرانی تا فضای شخصی هم نفوذ میکرد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مدت تقریبا یک سال در این مجموعه حضور داشتم و در اکثر روزها یا تحت فشار بودم یا با فشارهای کاری رو به رو میشدم یا حداقل به گونهای مدیریت اذیتم میکرد. هیچ برنامهریزی مشخصی در کارهای شرکت وجود ندارد و ارزشهای…
من در این شرکت با فضای کار پرتنش و جو سردرگم روبهرو شدم. همیشه احساس میکردم که منابع انسانی به جای حمایت، به نوعی جاسوسی و ظاهربازی تبدیل شده است. هر روز با استرسی شدید روبرو میشدم و توقع داشتند به سرعت و باکیفیت یک…
برای من که تو تیم فنی چابک بودم، تجربهای گواه بود از چیزی که واقعا انتظارش رو ندارم. مدیر شرکت رفتار بیادبی داره و بارها با توهین شخصیت دیگران رو زیر سوال میبره. وقتی کار میرسه، اول کلی منت میذاره که کار خیلی…
من چند نکته رو به صورت واقعگرایانه از تجربهم با چابک مطرح میکنم، با این کار تصمیمگیری برای کار با این تیم برام مهم بود و دوست دارم شما هم دید روشنتری به دست بیارید. در مدت کوتاهی که در این شرکت بودم با تعدادی…
باورم نمیشود که تصور میکردم جایگاهی حرفهای و باارزش در این شرکت داشته باشم، اما واقعیت چیزی غیر از ادعاها بود. رفتار مدیریتی تکراری و اصرار بر روشهای قدیمی حاکم بود؛ مدیری که از کارش فراری نبود اما به نظرات همکاران…
باورم نمیشد که شرکت چابک هم به این سرعت وارد جابگای کار بشود و بالاخره فرصتش را پیدا کردم که تجربهام را بنویسم، هرچند طول کشید. نکتهای که بیشتر از همه به چشم میخورد، دوپهلویی رفتار برخی افراد در شرکت بود. منابع…