مدیر تولید
تجربه کاری مدیر تولید در شکوه طعام وارنا
امتیاز ۱.۰ از ۵.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من تجربهای بود که از نخستین روزهایم در آن مجموعه فهمیدم چگونه مدیریت و روابط کاری میتواند به شکل عجیبی تغییر کند. وقتی که وارد شرکت شکوه طعام وارنا شدم، حس کردم با یک فضای نسبتا پیچیده روبهرو هستم که دغدغههای حقوقی و مالی زیادی در آن مطرح است؛ از ادعاهای مربوط به حق مدیر کارخانههای قبلی گرفته تا نحوه برخورد با کاربران و مشتریان. مدیرعامل کارخانه ادعا میکرد که حقوق مدیریتی افراد قبلی باید به درستی پرداخت شود و در عین حال میگفت این مطالبات در سه سال اخیر بهدرستی تسویه نشدهاند. به مرور فهمیدم برخی از این صحبتها در کلام مدیران به شدت مبهم بود و هیچ توضیح روشن یا رسیدگی دقیق برای رسیدگی به این موارد ارایه نمیشد. در کنار این قضایا، برداشتهای ناپسند و بدبینیهای شدیدی هم وجود داشت و گاه این نگاهها به جایی میرسید که به روابط میان تیمی و اعتماد بین افراد لطمه میزد. از نظر من رفتارهای صادقانه با همکاران و مشتریان، احترام به حقوق آنها و تلاش برای شفافیت مالی و پاسخگویی به شکایات، اهمیت بالایی داشت و انتظار داشتم که این اصول به شکل ملموسی اجرا شوند. در طول سه سالی که در آن جا بودم، سعی کردم با رعایت انصاف، وظیفهم را به بهترین نحو انجام دهم و تمامی بازخوردهای مشتریان را بررسی کنم تا بتوانم به بهبود خدمات کمک کنم. با این وجود، همیشه احساس میکردم که برخی از تصمیمات مدیریتی و ساختارهای رفتاری در مجموعه به نوعی با منطق حل و فصل اختلافها همسو نیستند و به همین دلیل، باور دارم که شفافیت و عدالت در فرآیندهای کاری باید محور باشند تا نتیجهای عادلانه برای همه به همراه داشته باشد.
برای من همیشه این سوال بود که وقتی شرکتی مثل آدلی یا شکوه طعام وارنا گلدن استار وظایفش را نسبت به پرسنل، مشتریان و جامعه درست انجام نمیدهد، به کجا میتوان گزارشش کرد؟ کجا باید بگوییم که مدیریت این مجموعه از پرسنل تعهد کتبی برای عدم ترک کار میگیرد، سفته میگیرد، حقوق را به صورت دو بخش پرداخت میکند و با تاخیری دو ماهه بیمه را کمتراز آنچه لازم است رد میکند و پشت لیست و توافقش را نادیده میگیرد، تا انصاف حقوقی افراد در این مجموعه رعایت نشود؟ به کجا باید اطلاع بدهیم تا مشتریان بدانند کالای تولیدی بیکیفیته است و برندشان را خدشهدار نکنند؟ از وزن محصول و کیفیتش میزنند و نمونههایی که ارائه میشود تقلبی است تا با ما و شرکایمان برخورد نشود و ما اخراج نشویم؟ به کجا باید گزارش داد که محصول تاریخ گذشته را پاک میکنند و دوباره تاریخ میزنند؟ یا اینکه رب بیکیفیت را میخرند؟ لوبیای آفتزده میخرند همزمان با دستکاری در گزارشهای مالی و فرار از مالیات و کمتردن حق بیمه که باعث میشود با همان کسرها خدمات درمانی پرسنل هم از دست برود؟ کجا باید فریاد زد که آب بهطور بیحد و حصر از چاه برداشت میشود؟ سیستم تصفیه آب فقط یک حوضچه است و فاضلاب مستقیم وارد محیط زیست میشود؟ کارخانه سیستم ارت ندارد ولی سندسازی میشود تا فعال نشان داده شود؟ به کجا باید گزارش داد که حقوق پرسنل با مواد اولیه خرید میشود و محصول تولیدی با پول آنها به ازای هر ماه دیرکرد، ۵ درصد سود از مشتری دریافت میشود، اما همان پول دو ماه قبل با تاخیر دو ماهه به حساب پرسنل و در بهترین حالت با هزار غیرت پرداخت میشود؟ کجا باید شکایت کنم که مالک کارخانه بخیل است و نمیتواند رشد هیچ کس جز خودش را ببیند، حتی اگر رشد او باعث پیشرفت چند برابر کسبوکارش شود؟ کاش یکی پیدا میشد و اسناد همه اینها را از من میخواست و پیگیری میکرد تا برای یکبار هم که شده یک کارفرما را به جایگاهش بنشاند.
من از وضعیتی که با کارگران این کارخانه مواجه شدم ناراحتم و احساس کردم رفتار مدیریت نسبت به حقوق و مسائل مالی خیلی نامناسب است، بهخصوص وقتی دیده میشود که برخی از قوانین پرداخت و تسویه نادیده گرفته میشود تا برند و مجموعه بهعنوان برند حفظ شود. به نظر میرسید در مجموعهای که در آن کار میکردم، اصول حرفهای و حقوقی به چشم نمیآمد و برخی از مدیران به پرداخت حقوق به موقع یا رعایت تعهدات مالی توجه نمیکردند. این وضعیت باعث میشد اعتماد به سیستم و شفافیت مالی زیر سؤال برود و از طرفی صدای کارگران بهعنوان گروهی از افراد که سختی کار میکنند، خاموش بماند. در چنین شرایطی احساس میکردم باید برای حفظ کرامت و حقوق خود و همکاران، موارد نقض حقوق کارگری و نحوه برخورد با حقوق و تسویهحساب را به درستی مطرح کنیم و دنبال شفافسازی و پاسخ صریح از سمت مسئولان باشیم. همچنین احتمال دارد که برخی از مدیران از بدهیهای معوق و مبالغ دریافتی در قالب کارکرد یا مزایا، بهطور کامل آگاه نباشند یا به گونهای عمل کنند که این امر به برند و سازمان آسیب نرساند. من همچنین به ضرورت گزارش منظم و قانونی هرگونه تخلفی که موجب تضییع حقوق کارکنان میشود تأکید میکنم تا هم از حیث حقوقی و هم از منظر اخلاقی، مجموعه پاسخگو باشد. هدف من حفظ عدالت کاری و اطمینان از تسویه منصفانه حقوق است، و در صورت نیاز، از طریق راههای قانونی و معتبر پیگیری میکنم تا اطمینان داشته باشم که حقوقمان بهدرستی پرداخت میشود و اعتبار برند نیز حفظ میشود.
من از وضعیت مدیریت مجموعه ناراضیام و باور دارم که اعضای مدیریتی واقعا به تشخیص مناسب بودن شخص برای سمت خود اهمیت نمیدهند. اینجا مشکل این است که فردی با شخصیت ضعیف و هولزده به عنوان مدیر واحد انتخاب شده و این موضوع برای تمام پرسنل زن محسوس است؛ چرا که باهاش ارتباط برقرار کردن به نحوی لازم میشود و او رفتارهای ناپسندی از خود نشان میدهد. ای کاش مدیری با درک و شجاعت وجود داشت که بتواند با صراحت با موارد مختلف برخورد کند و مسیر بهبود را نشان بدهد.
برای من تجربهای روشن از یک کارگاه تولیدی بود که در آن احساس میکردم مدیریت با فاصلهای زیاد از واقعیتها کار میکند و آشفتگی ساختاری حکمفرماست. اوضاع به هم ریخته بود و هرکسی از دیگری حمایت نمیکرد. دغدغهای از مسئولیتپذیری دیده نمیشد و تصمیمها به شکل غیرمنسجم گرفته میشد. بیاعتمادی نسبت به برخی روالها و افرادی که کار با انگیزه و تعهد ندارند، به چشم میخورد. با وجود تعداد زیادی افراد با تجربه، وقتی دلسوزی و همدلی کم باشد، به نظر میرسد که مجموعه به سمت یک تشکل مشاور بدنام و تعدادی پرسنل که انگیزه کافی ندارند کشیده میشود. سوالی که مطرح میشد این بود که چه وظیفهای برای مدیر منابع انسانی وجود دارد به جز هزینهسازی و مزاحمت برای برخی همکاران. مدیر کارخانه هم ظاهرا با موقعیت و کارکردی نامشخص در جایگاه مدیریتی بود و حقوق قابل توجهی به او میدادند، حال آن که کارها به شیوهای مناسب رهبری نشده بود. اینها منبعی برای احساس مظلومیت بود و ذهنم را با این پرسشها درگیر میکرد که واقعا چه نقاط ضعفی در ساختار وجود دارد و چگونه میشود به بهبود اوضاع نزدیک شد.
شرکت شکوه طعام وارنا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور تولید روایت میکنم. مدیران سابق آنها را با تصمیمات نادرست به نابسامانی کشاندند و اثر منفی بیثباتی را چه در کارخانه و چه در کنترل کیفیت برجای گذاشتند. بهنظر من، بهترین مدیر این مجموعه را به دلیل رفتارهایی نامناسب با تیم از دست دادند و این مسئله به کاهش انگیزه و خروج نیروها منجر شد. تعداد قابل توجهی از همکاران معتبر یا رفتند یا در شرف رفتن هستند و گروهی از کارکنان جدید هم به نحوهای نامساعد با همکاران برخورد میکنند و فضای کار را به چالش کشیدهاند. از نظر من، برخی افراد تازهوارد به جای همکاری سازنده، با بداخلاقی و مزاحمتهای غیرمسئولانه شأن کار را پایین میآورند. به طور خلاصه، وضعیت کارخانه حالا بهگونهای است که فضای امن سابق از بین رفته و جو داخلی به هم خورده است. حقوق من دو ماه است که پرداخت نشده و این مسئله به شدت در فشار مالی من و سایر همکاران تاثیر میگذارد. امیدوارم مشتریان باقیمانده نیز نکاتی را متوجه شوند تا اوضاع دوباره به سمت ثبات برگردد.