برای من تجربهای بود که از نخستین روزهایم در آن مجموعه فهمیدم چگونه مدیریت و روابط کاری میتواند به شکل عجیبی تغییر کند. وقتی که وارد شرکت شکوه طعام وارنا شدم، حس کردم با یک فضای نسبتا پیچیده روبهرو هستم که دغدغههای حقوقی و مالی زیادی در آن مطرح است؛ از ادعاهای مربوط به حق مدیر کارخانههای قبلی گرفته تا نحوه برخورد با کاربران و مشتریان. مدیرعامل کارخانه ادعا میکرد که حقوق مدیریتی افراد قبلی باید به درستی پرداخت شود و در عین حال میگفت این مطالبات در سه سال اخیر بهدرستی تسویه نشدهاند. به مرور فهمیدم برخی از این صحبتها در کلام مدیران به شدت مبهم بود و هیچ توضیح روشن یا رسیدگی دقیق برای رسیدگی به این موارد ارایه نمیشد. در کنار این قضایا، برداشتهای ناپسند و بدبینیهای شدیدی هم وجود داشت و گاه این نگاهها به جایی میرسید که به روابط میان تیمی و اعتماد بین افراد لطمه میزد. از نظر من رفتارهای صادقانه با همکاران و مشتریان، احترام به حقوق آنها و تلاش برای شفافیت مالی و پاسخگویی به شکایات، اهمیت بالایی داشت و انتظار داشتم که این اصول به شکل ملموسی اجرا شوند. در طول سه سالی که در آن جا بودم، سعی کردم با رعایت انصاف، وظیفهم را به بهترین نحو انجام دهم و تمامی بازخوردهای مشتریان را بررسی کنم تا بتوانم به بهبود خدمات کمک کنم. با این وجود، همیشه احساس میکردم که برخی از تصمیمات مدیریتی و ساختارهای رفتاری در مجموعه به نوعی با منطق حل و فصل اختلافها همسو نیستند و به همین دلیل، باور دارم که شفافیت و عدالت در فرآیندهای کاری باید محور باشند تا نتیجهای عادلانه برای همه به همراه داشته باشد.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در شکوه طعام وارنا، صنعت تولید و صنایع، تهران: بر اساس ۱۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۵ از ۵؛ ۹٪ از کاربران شکوه طعام وارنا را به دیگران توصیه میکنند. ۱۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار در شکوه طعام وارنا با تأکید بر مدیریت و حقوق پرسنل، همواره با چالشهای کلیدی مواجه است. برخی کاربران از وجود مشکلاتی مانند تاخیر در پرداخت حقوق، عدم شفافیت در روند تسویه و نقض حقوق کارگران گلایه دارند و وجود فشارها و کنترلهای مدیریت بر کارکنان نیز مطرح میشود. این تجربهها همچنین به نقد شدید سبک مدیریتی، دخالتهای مکرر مالک در امور روزمره و فقدان قدردانی همکاران اشاره میکنند. در عین حال، تعدادی از کاربران به جنبههای مثبت فرهنگ سازمانی و امکانات رفاهی، فضای آرام و فرصتهای یادگیری و ارتقا اشاره کردهاند که نشان از وجود دوگانگی در تجربهها است. به عنوان نتیجه، برخی تجربهها بر ضرورت بهبود در مدیریت منابع انسانی، شفافیت حقوق و مزایا، و ارتقاء رابطه کارمند-کارفرما تأکید دارند، در حالی که برخی دیگر نشانههایی از محیط کاری پشتیبان و فرصتهای رشد را گزارش میکنند. بنا بر تجربههای ثبتشده، تفاوتهایی در شدت و جهت مشکلات وجود دارد که باید به آنها با رویکردی جامع و مبتنی بر شفافیت پاسخ داده شود.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
برای من همیشه این سوال بود که وقتی شرکتی مثل آدلی یا شکوه طعام وارنا گلدن استار وظایفش را نسبت به پرسنل، مشتریان و جامعه درست انجام نمیدهد، به کجا میتوان گزارشش کرد؟ کجا باید بگوییم که مدیریت این مجموعه از پرسنل تعهد کتبی برای عدم ترک کار میگیرد، سفته میگیرد، حقوق را به صورت دو بخش پرداخت میکند و با تاخیری دو ماهه بیمه را کمتراز آنچه لازم است رد میکند و پشت لیست و توافقش را نادیده میگیرد، تا انصاف حقوقی افراد در این مجموعه رعایت نشود؟ به کجا باید اطلاع بدهیم تا مشتریان بدانند کالای تولیدی بیکیفیته است و برندشان را خدشهدار نکنند؟ از وزن محصول و کیفیتش میزنند و نمونههایی که ارائه میشود تقلبی است تا با ما و شرکایمان برخورد نشود و ما اخراج نشویم؟ به کجا باید گزارش داد که محصول تاریخ گذشته را پاک میکنند و دوباره تاریخ میزنند؟ یا اینکه رب بیکیفیت را میخرند؟ لوبیای آفتزده میخرند همزمان با دستکاری در گزارشهای مالی و فرار از مالیات و کمتردن حق بیمه که باعث میشود با همان کسرها خدمات درمانی پرسنل هم از دست برود؟ کجا باید فریاد زد که آب بهطور بیحد و حصر از چاه برداشت میشود؟ سیستم تصفیه آب فقط یک حوضچه است و فاضلاب مستقیم وارد محیط زیست میشود؟ کارخانه سیستم ارت ندارد ولی سندسازی میشود تا فعال نشان داده شود؟ به کجا باید گزارش داد که حقوق پرسنل با مواد اولیه خرید میشود و محصول تولیدی با پول آنها به ازای هر ماه دیرکرد، ۵ درصد سود از مشتری دریافت میشود، اما همان پول دو ماه قبل با تاخیر دو ماهه به حساب پرسنل و در بهترین حالت با هزار غیرت پرداخت میشود؟ کجا باید شکایت کنم که مالک کارخانه بخیل است و نمیتواند رشد هیچ کس جز خودش را ببیند، حتی اگر رشد او باعث پیشرفت چند برابر کسبوکارش شود؟ کاش یکی پیدا میشد و اسناد همه اینها را از من میخواست و پیگیری میکرد تا برای یکبار هم که شده یک کارفرما را به جایگاهش بنشاند.
من از وضعیتی که با کارگران این کارخانه مواجه شدم ناراحتم و احساس کردم رفتار مدیریت نسبت به حقوق و مسائل مالی خیلی نامناسب است، بهخصوص وقتی دیده میشود که برخی از قوانین پرداخت و تسویه نادیده گرفته میشود تا برند و مجموعه بهعنوان برند حفظ شود. به نظر میرسید در مجموعهای که در آن کار میکردم، اصول حرفهای و حقوقی به چشم نمیآمد و برخی از مدیران به پرداخت حقوق به موقع یا رعایت تعهدات مالی توجه نمیکردند. این وضعیت باعث میشد اعتماد به سیستم و شفافیت مالی زیر سؤال برود و از طرفی صدای کارگران بهعنوان گروهی از افراد که سختی کار میکنند، خاموش بماند. در چنین شرایطی احساس میکردم باید برای حفظ کرامت و حقوق خود و همکاران، موارد نقض حقوق کارگری و نحوه برخورد با حقوق و تسویهحساب را به درستی مطرح کنیم و دنبال شفافسازی و پاسخ صریح از سمت مسئولان باشیم. همچنین احتمال دارد که برخی از مدیران از بدهیهای معوق و مبالغ دریافتی در قالب کارکرد یا مزایا، بهطور کامل آگاه نباشند یا به گونهای عمل کنند که این امر به برند و سازمان آسیب نرساند. من همچنین به ضرورت گزارش منظم و قانونی هرگونه تخلفی که موجب تضییع حقوق کارکنان میشود تأکید میکنم تا هم از حیث حقوقی و هم از منظر اخلاقی، مجموعه پاسخگو باشد. هدف من حفظ عدالت کاری و اطمینان از تسویه منصفانه حقوق است، و در صورت نیاز، از طریق راههای قانونی و معتبر پیگیری میکنم تا اطمینان داشته باشم که حقوقمان بهدرستی پرداخت میشود و اعتبار برند نیز حفظ میشود.
من از وضعیت مدیریت مجموعه ناراضیام و باور دارم که اعضای مدیریتی واقعا به تشخیص مناسب بودن شخص برای سمت خود اهمیت نمیدهند. اینجا مشکل این است که فردی با شخصیت ضعیف و هولزده به عنوان مدیر واحد انتخاب شده و این موضوع برای تمام پرسنل زن محسوس است؛ چرا که باهاش ارتباط برقرار کردن به نحوی لازم میشود و او رفتارهای ناپسندی از خود نشان میدهد. ای کاش مدیری با درک و شجاعت وجود داشت که بتواند با صراحت با موارد مختلف برخورد کند و مسیر بهبود را نشان بدهد.
برای من تجربهای روشن از یک کارگاه تولیدی بود که در آن احساس میکردم مدیریت با فاصلهای زیاد از واقعیتها کار میکند و آشفتگی ساختاری حکمفرماست. اوضاع به هم ریخته بود و هرکسی از دیگری حمایت نمیکرد. دغدغهای از مسئولیتپذیری دیده نمیشد و تصمیمها به شکل غیرمنسجم گرفته میشد. بیاعتمادی نسبت به برخی روالها و افرادی که کار با انگیزه و تعهد ندارند، به چشم میخورد. با وجود تعداد زیادی افراد با تجربه، وقتی دلسوزی و همدلی کم باشد، به نظر میرسد که مجموعه به سمت یک تشکل مشاور بدنام و تعدادی پرسنل که انگیزه کافی ندارند کشیده میشود. سوالی که مطرح میشد این بود که چه وظیفهای برای مدیر منابع انسانی وجود دارد به جز هزینهسازی و مزاحمت برای برخی همکاران. مدیر کارخانه هم ظاهرا با موقعیت و کارکردی نامشخص در جایگاه مدیریتی بود و حقوق قابل توجهی به او میدادند، حال آن که کارها به شیوهای مناسب رهبری نشده بود. اینها منبعی برای احساس مظلومیت بود و ذهنم را با این پرسشها درگیر میکرد که واقعا چه نقاط ضعفی در ساختار وجود دارد و چگونه میشود به بهبود اوضاع نزدیک شد.
شرکت شکوه طعام وارنا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور تولید روایت میکنم. مدیران سابق آنها را با تصمیمات نادرست به نابسامانی کشاندند و اثر منفی بیثباتی را چه در کارخانه و چه در کنترل کیفیت برجای گذاشتند. بهنظر من، بهترین مدیر این مجموعه را به دلیل رفتارهایی نامناسب با تیم از دست دادند و این مسئله به کاهش انگیزه و خروج نیروها منجر شد. تعداد قابل توجهی از همکاران معتبر یا رفتند یا در شرف رفتن هستند و گروهی از کارکنان جدید هم به نحوهای نامساعد با همکاران برخورد میکنند و فضای کار را به چالش کشیدهاند. از نظر من، برخی افراد تازهوارد به جای همکاری سازنده، با بداخلاقی و مزاحمتهای غیرمسئولانه شأن کار را پایین میآورند. به طور خلاصه، وضعیت کارخانه حالا بهگونهای است که فضای امن سابق از بین رفته و جو داخلی به هم خورده است. حقوق من دو ماه است که پرداخت نشده و این مسئله به شدت در فشار مالی من و سایر همکاران تاثیر میگذارد. امیدوارم مشتریان باقیمانده نیز نکاتی را متوجه شوند تا اوضاع دوباره به سمت ثبات برگردد.
حقوقی بودن و احترام به تخصص کاربری حفظ میشود. متن را با نگاهی نو ولی با همان معنا بازنویسی میکنم. بعد از خروج از شرکت، بیش از یک سال میشود که تسویهحساب من هنوز انجام نشده است. این بیتفاوتی نسبت به حقوق من حسdirectories به من میدهد؛ آیا این کار تفاوتی با دزدی ندارد؟ وقتی کار را ترک کردم دلار حدود سی تومان بود، ولی اکنون به شصت تومان رسیده؛ آن پول حالا چه ارزشی دارد، آقای مدیرعامل؟ هنوز بیتفاوتی نسبت به پرداخت وجود دارد و من هنوز دریافتیام را نگرفتهام.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
در اینجا احساس رضایتمندی از محیط کار به وضوح مشهود است و من از کار در این مجموعه رضایت دارم. атмосفرای کار آرام، سالم و بدون حاشیه بود و مدیریت تمامی امکانات رفاهی مانند پارکینگ و صبحانه را برای پرسنل فراهم میکرد. فضای کاری کاملا دوستانه بود و همکاران روحیه همکاری و مسئولیتپذیری بالایی داشتند. فرصتهای رشد و ارتقا برای کارکنان در دسترس بود و ادامه تحصیل هم یکی از مزایا به شمار میآمد. رفتار مدیریتی به شیوهای پدرانه و دلسوزانه بود و به همراهی با پیشرفت تیم بسیار علاقه داشتند. از نیروهای جوان اما با تجربه، با انگیزه، باهوش و تحصیلکرده بهره برده میشد. آرامش، بزرگترین مزیت این مجموعه بود و من به واقع از کار در آن احساس رضایت میکردم.
استخدام در شکوه طعام وارنا
از مجموع ۱۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۹٪ از کاربران شکوه طعام وارنا را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۵ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۵ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۵ از ۵
سؤالات متداول درباره شکوه طعام وارنا
آیا شکوه طعام وارنا در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از شکوه طعام وارنا ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در شکوه طعام وارنا چگونه است؟
بر اساس ۱۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۵ از ۵ است؛ ۹٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در شکوه طعام وارنا چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در شکوه طعام وارنا از نگاه ۱۱ کارمند: ۱.۵ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در شکوه طعام وارنا چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از شکوه طعام وارنا ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در تولید و صنایع
در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنت
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که ب