مصاحبه
تجربه مصاحبه مصاحبه در صنایع غذایی بدر
عدم پذیرش.
سلام من دوماه پیش برای مصاحبه کارمند اداری رفته بودم کارخانه بدر فود که داخل شهرک صنعتی هست. تو حراست فرم پر کردم چند دقیقه نشستم اونجا هنگامی که آشغال هارو خالی میکنن به شدت بوی بدی میاد اونجا ولی داخل ساختمان برای مصاحبه رفتم اینطوری نبود سیستم تهویه داشت اول با یه خانم خوشرو و خوش برخورد حرف زدم که بهم گفت حقوقا بدون اضافه کاری حول هوش ۱۴ الی ۱۵ درمیاد ساعت کاریشم ۷ صبح تا ۵ ربع هست . بعدش با یه اقای فوق العاده بد اخلاق مزخرف مصاحبه کردم که بانگاهش میخواست ادمو بخوره فوق العاده بدداخلاق و بد بود و فقط میخواست با حرفاش تحقیرت کنه خلاصه که اینهمه راه که رفتم الکی بود وقبولم نکردن گفتن حالا چند نفر دیگه هم میخوان بیان مصاحبه اگه از تو بهتر نبود بهت زنگ میزنیم این طوری ردم کردن و بعد چند روز تماس گرفتم بهم گفتن استخدام انجام شده الانم هر ماه اون اگهی رو تو سایتا میبینم حتی حاظر نشدن چند روز آزمایشی کار کنم شاید کارم خوب بود گفتن تجربه کاریت کافی نیست و مرتبط نیست .واقعا متاسفم واسه این کارخانه فقط الکی رد میکنن مجبور شدم واسه کار برم پرند که خیلی دور تره از محل زندگیم هست . کلا واسه مصاحبه نرید نه حقوقش خوبه نه اخلاقا
تجربههای مشابه
به دیدن مصاحبه رفتم و از همان ابتدای جلسه فهمیدم که سابقهکار من ارتباطی به موقعیت مطرحشده ندارد. برخوردها طوری بود که هر سوالی میکردند، به جای پاسخ دقیق درباره توانمندیها، فقط میگفتند که اینجا دنبال چیز دیگری هستند…
باور کنید که هر روز از شش صبح تا هشت شب کار میکردم و فقط برای حقوقی ناقابل پانزده تومن میگرفتم. اگر حضوری بیایید کارخانه را سر بزنید، شاید حقوقتان بیشتر باشد؛ اما برای من همان پانزده تومن شد، هرچند سابقه کارم را هم…
در یک محیط کاری با مدیریت ضعیف روبهرو شده بودم که گاهی به نظر میرسید ارتباطات در آن قطع شده و تصمیمگیریها ناقص و بیثباتاند. رفتار مدیران را نمیشد پیشبینی کرد و گاه به شکل غیرحرفهای با تیم برخورد میشد؛ انگار…
در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت…
دیدن این شرکت را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم؛ با وجود حجم بالای کار، دستمزد هم مناسب نیست و معمولا خیلی چیزها چیزی جز ناامیدی ندارد. کار در اینجا خیلی سنگین است و ساعات کار طولانی است؛ از صبح هفت تا عصر یا نزدیک به آن…
من پارسال به مدت 15 روز به عنوان سرپرست مشغول به کار شدم و اینارو متوجه و سریعا زدم بیرون: 1- مهمتر از همه که به من حس عدم حفظ حریم را داد، تمام نقاط شرکت، از دستشویی گرفته تا تک تک اتاقها دوربین با قابلیت ضبط صدا رو…