برنامه نویس PHP
تجربه کاری برنامه نویس PHP در پایداران پارسا
امتیاز ۱٫۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۸ تا آذر ۱۳۹۹).
شرکت پایداران پارسا برایم تجربهای پرالتهاب رقم زد. از اردیبهشت ۹۷ بهعنوان برنامهنویس PHP وارد تیم شدم؛ اما فضای کار خیلی خاموش و ناخوشایند بود، با وجود اینکه تنها چهار یا پنج نفر بیشتر حضور نداشتند. جلسهای برای مصاحبه داشتم که نشان میداد سطح آشناییشان با مباحث فنی در حد پایینی است. بعد از آن تصمیم گرفتم همکاری را با شرکت گره آغاز کنم؛ کار را بهصورت آزمایشی اینجا ادامه دادم. سورس کد موجود در پروژه را از نظر من قابل قبول نبود. پیشنهاد دادم که میتوانم با نود، انگولار و سوکت کار کنم؛ پس از دو جلسه توضیح درباره این فناوریها، موافقت کردند. در زمینه حقوق هم مذاکره کردم و قبول شد؛ اما دو ماه بعد گفتند دستمزد من فقط ۱.۵ برابر نمیارزد و پایینتر است. گفتم حداقل پول دو ماه کارم را بدهند، اما پاسخ دادند باید یک داکیومنت دقیق بنویسم تا دقیقا توضیح دهم چه کارهایی انجام دادهام، وگرنه ارزش کار دو ماه بهشدت کم است و فقط معادل شصت هزار تومان میشود. در نهایت تصمیم گرفتم به کلی بیخیال شوم. نزدیک به این موضوع که همکاری با شرکت گره را کنسل کنم، افسوس میخورم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
وقتی سال ۹۰ وارد این شرکت شدم، وضع به طور کلی ناامیدکننده بود و احساس میکردم کمتر از حد انتظارم شرکت را میفهمد. فضای کاری آنجا بسیار تنگ و منفی بود و به نظر میرسید کنترل بیشتری از سمت مدیران با گرایشهای خاص وجود…
برای من در شرکت پایداران پارسا تجربهای کسترده و تلخ بود. من سالی که با وقفهای سه ماهه کارکردم، وضعیت فتنهنامی داشت: جو شرکت مانند اردوگاه کار با کار اجباری بود و کمی بدتر مینمود. در مواقعی که به خاطر تجربههای…
سالها پیش در محلهای مقابل دانشگاه علم و صنعت به مدت چند ماه با این شرکت همکاری کردم و در نهایت گفتند پولی که قرار بود بگیرم را ندارند. ارتباط را قطع کردند و پیگیریها منجر به شکایت و اقدامات دیگر شد، و پس از مدتها…
همین که وارد مسیر کار شدم فهمیدم که اوضاع خیلی خوب پیش نمیرفت. چند ماهی هم همکاری کردم، اما حقوق پرداخت نمیشد و فضای شرکت سمی بود. مدیرعامل را کمهوش و بیباور دیدم و فکر میکنم برای اولین تجربه هم ارزش چندانی…
در شرکت پایداران پارسا کار میکردم و عنوانم کارشناس کنترل کیفیت و برنامهنویس بود. به مدت شش ماه در سال هزار و نهصد و نود در این زمینه فعالیت داشتم. مدیر عامل شرکت سعید فرمان یزدی بود که از نظر من خیلی خسیس میآمد و با…
درست مثل یک همکار تماموقت با شرکت همکاری میکردم اما از راه دور و بهعنوان منشی. تابستان سال قبل آگهی شرکت را در دیوار دیدم و تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم. در ابتدا توافق کردم چهار ساعت در روز کار کنم و حقوق را هم یک…