کارشناس برنامه نویسی
تجربه کاری کارشناس برنامه نویسی در پایداران پارسا
امتیاز ۱.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۲).
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
وقتی سال ۹۰ وارد این شرکت شدم، وضع به طور کلی ناامیدکننده بود و احساس میکردم کمتر از حد انتظارم شرکت را میفهمد. فضای کاری آنجا بسیار تنگ و منفی بود و به نظر میرسید کنترل بیشتری از سمت مدیران با گرایشهای خاص وجود دارد. رفتارها و رویکردهای مدیریتی به شدت محدودکننده و پر از فشار بود، و بوی نامطبوعی در محیط پخش میشد که حال آدم را خراب میکرد. یک روز با پیش رفتن قضیهای، مسالهای درباره ظاهر من مطرح شد و به من گوشزد شد که به چه چیزهایی باید رسیدگی کنم. در نهایت تنها شش ماه بیشتر دوام نیاوردم و تصمیم گرفتم جدا شوم. در آن مدت حقوق دریافت نکردم و با وجود تلاشها، نتیجهای نگرفتم. به نظر میرسید هیچ اقدام موثری انجام نشد. اگر سلامت روانی برایتان اهمیت دارد، توصیه میکنم به هیچ وجه به چنین شرکتی فکر نکنید.
برای من در شرکت پایداران پارسا تجربهای کسترده و تلخ بود. من سالی که با وقفهای سه ماهه کارکردم، وضعیت فتنهنامی داشت: جو شرکت مانند اردوگاه کار با کار اجباری بود و کمی بدتر مینمود. در مواقعی که به خاطر تجربههای گذشته، آدم میبیند که مدیران دغل و خسیساند و برخی همکاران مثل سعید و سامان به نظر میرسند که فرمان را در دست گرفتهاند. در ذهن من، شرایط کار آنجا با سریال قدیمی بچهها که به زور از صبح تا شب دوختن را نمایش میداد، مقایسه میشد و حس ناامیدی و فشار بالا بود. بهطور کلی، فضای کاری من با محدودیتها و انتظارات غیرواقعی همراه بود و این تجربه برایم یادآور چیزی بود که از یک محیط کاری سالم انتظار نمیرود.
سالها پیش در محلهای مقابل دانشگاه علم و صنعت به مدت چند ماه با این شرکت همکاری کردم و در نهایت گفتند پولی که قرار بود بگیرم را ندارند. ارتباط را قطع کردند و پیگیریها منجر به شکایت و اقدامات دیگر شد، و پس از مدتها فقط مقداری پرداخت کردند که نمیدانم کامل بود یا نه. توصیه میکنم دور اطراف این شرکت را نگشته یا فقط در قالب کارآموزی با احتیاط وارد شوید؛ مدیر آن زمان سعید فرمان بود. شاید اکنون شرایط فرق کرده باشد.
همین که وارد مسیر کار شدم فهمیدم که اوضاع خیلی خوب پیش نمیرفت. چند ماهی هم همکاری کردم، اما حقوق پرداخت نمیشد و فضای شرکت سمی بود. مدیرعامل را کمهوش و بیباور دیدم و فکر میکنم برای اولین تجربه هم ارزش چندانی نداشت. رفتار با همکاران نامحترمانه بود و تحملش سخت بود.
در شرکت پایداران پارسا کار میکردم و عنوانم کارشناس کنترل کیفیت و برنامهنویس بود. به مدت شش ماه در سال هزار و نهصد و نود در این زمینه فعالیت داشتم. مدیر عامل شرکت سعید فرمان یزدی بود که از نظر من خیلی خسیس میآمد و با ادعاهای مذهبین نسبت به دیگران ظاهر میشد، اما خودش دست کم به باورهایش پایبند نبود. در آن مدت دقیقا شش ماه بدون دریافت هیچگونه حقوقی بودم. ساعات کار از هفت صبح تا هشت شب بود و حتی شنبهها هم کار داشتیم. در آن زمان فردی به نام علی امینی به عنوان دست راست مدیرعامل فعالیت میکرد و نام سامان فرمان هم در ارتباط با وی به گوش میخورد. با توجه به تجربهام، شرکت بیمهای ارائه نمیداد و هیچ مزیت شغلی مشخصی وجود نداشت. برای آغاز کار و بدون اینکه حقوقی تعیین شود، سفتهای از من دریافت میشد و این موضوع یکی از مشکلاتی بود که با آن روبهرو شدم.
درست مثل یک همکار تماموقت با شرکت همکاری میکردم اما از راه دور و بهعنوان منشی. تابستان سال قبل آگهی شرکت را در دیوار دیدم و تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم. در ابتدا توافق کردم چهار ساعت در روز کار کنم و حقوق را هم یک میلیون در نظر بگیرم. روش کار شرکت به این شکل بود که وقتی برایشان کار میکردی، بهعنوان یکی از همکاران تلقی میشدی و با تو رفتار مناسبی داشتند. اما موقع پرداخت حقوق هر ماه به علیرغم انجام درست وظایف، آقای فرمان که خود را طلبکار میدانستند، ادعا میکردند که کار من ارزش کافی ندارد و بهطور مداوم میگفتند کارم را درست انجام نمیدهم. من هر ماه بیشتر از وظایفی که به من محول میشد برایشان کار میکردم، اما همچنان با فشارهای حقوقی روبهرو میشدم و اذیتم میکردند.