تست نرم افزار
تجربه مصاحبه تست نرم افزار در پرداخت الکترونیک پاسارگاد
در انتظار نتیجه.
برای من به عنوان متقاضی تجربهای بود که با تیکههای غیررسمی و رفتارهای غیرحرفهای همراه شد. در ابتدای ارتباط، فرد منابع انسانی با من تماس گرفت و با دست روی همیشهدوستانه میگفت با تصویر من در سایت جاب ویژن مشکلی دارد یا نه، و با نوعی شوخی ناخوشایند از راستینامه بودن یا نبودن عکس سوال میکرد. من هم گفتم آیا برای تایید رزومه روی عکس استناد میکنند یا نه، و او خندید و ق swallowing گفت که شوخی میکند. این رفتار از طرف منابع انسانی برایم ناامیدکننده بود و باعث شد نسبت به سازمان دچار تردید شوم. در رابطه با زمانبندی مصاحبه، تمایل داشتم به صورت آنلاین اقدام کنم اما به اصرار گفتند که باید حضوری انجام شود تا مدیر بتواند از نزدیک من را ببیند. دو روز قبل از تاریخ مصاحبه تماس گرفتند و گفتند حضوری نیام یا نیایید چون دو نفر رد شدند و به همین دلیل مصاحبه آنلاین برگزار میشود. روز مصاحبه وارد جلسه شدم اما بعد از ۱۵ دقیقه هیچ فردی به جلسه ملحق نشد و من هم فورا ایمیل زدم و اطلاع رسانی کردم اما هیچ تماسی دریافت نکردم. در نهایت به نظر میرسد که نباید به نامهای سازمانی چشم بسته اعتماد کرد و نباید از تجربههای اولیه با تکیه بر ظاهربازی یا وعدههای ناقص فریب خورد.
تجربههای مشابه
در هر جلسه مصاحبه، انتظار داشتند که من به هر سوال پاسخ بده و اجازه نمیدادند جملاتم را کامل کنم. اولین گفتگو را با یکی از کارشناسهای شرکت داشتم که از نظر من منطقی رفتار میکرد. هفته بعد، مصاحبه دوم با مدیر همان بخش بود…
به عنوان اولین تجربهام در این شرکت بود که برای یک موقعیت توسعهدهنده C در زمینه ابزارهای پرداخت، ماموریت اصلیام تماس با داوطلبان و دعوت به مصاحبه بود. وظیفهام این بود که آدرس و جزئیات زمان مصاحبه را به ایمیلی که در…
شرکت پرداخت الکترونیک پاسارگاد را تجربه کردم، اما محیط مالیش با وجود مزیتهای گسترده، پر از مشکلات مدیریتی و عدم کفایت بود. همکاران رده بالای بخش مالی ظاهر متفاوتی از چیزی که انتظار میرفت نشان میدادند؛ مدیران رده بالا…
با وجود محیط کار ناامن و ناسالم، مدتی را در واحد مالی شرکت گزراندن که اکنون تصمیم به ترک کار گرفتهام و میخواهم تجربهام را به اشتراک بگذارم. فضای کار به شدت توأم با تنش و فضایی غیر قابل تحمل بود. ریحان حسابداری با نام…
اول هر تجربه کاری که دارم رو با چالشها و نگرانیها آغاز میکنم: این شرکت تا حد زیادی نامش در ذهن همه روشن است، اما واقعيت ها از چشمانداز من خیلی مبهم به نظر میرسد و گاهی سرنوشت حضورمان در کار یا نبودنش در لیست…
من سه سال از عمرم را در این شرکت صرف کردم و از آنجا بیرون میآیم تا تجربهای تازه بیابد. مدیریتها با تجربه پایین بودند از مدیرعامل گرفته تا مدیران زیرمجموعه، هرچند همکاران حرفهای هم نبودند و بیشتر منتظر بهبود وضعیتشان…