مصاحبه کارشناس قراردادها
تجربه مصاحبه مصاحبه کارشناس قراردادها در پرداخت الکترونیک پاسارگاد
عدم پذیرش.
در هر جلسه مصاحبه، انتظار داشتند که من به هر سوال پاسخ بده و اجازه نمیدادند جملاتم را کامل کنم. اولین گفتگو را با یکی از کارشناسهای شرکت داشتم که از نظر من منطقی رفتار میکرد. هفته بعد، مصاحبه دوم با مدیر همان بخش بود و او به شدت بیصبری میکرد و گاه با عبارتی که از خودشان نقل میشد گفت که هوش اجتماعی من پایین است. با وجود این، سه نفر از جمله من را برای مرحله نهایی که مصاحبه با واحد منابع انسانی بود معرفی کردند، در حالی که هیچ مصاحبه فنیای با من برگزار نشد. به نظر میرسید معیار مشخصی وجود ندارد و فاصله بین مصاحبه دوم و سوم بیش از دو هفته طول کشید. سوالهای مصاحبه دوم و سوم اغلب تکراری و عمومی بود و درباره نقاط ضعف و قوت یا چالشهای کاری صحبت شد. در مصاحبه سوم گویی با دو نفر روبهرو شدم؛ یک نفر پرسشها را میپرسید و نفر دیگر که در اتاق ایشان برگزار میشد، پشت سیستم خود مشغول کار دیگری بود و حتی نگاهشان را به بالا نمیبردند. پس از یک هفته ایمیلی دریافت کردم که گفت تواناییهایم عالی است اما با نیازهای شرکت همسو نیست. این پیام اما خوب بود و فکر میکنم بهتر بود مشخص میشد از نظر فنی چه کمبود یا چه حقوقی مطرح بوده تا برای تجربههای آینده روشن باشد. در کل به نظر میرسید که هیچ معیار مشخصی برای قبولی یا رد وجود ندارد و از این رو توصیهای خاص برای بهبود ارائه نمیدادند.
تجربههای مشابه
به عنوان اولین تجربهام در این شرکت بود که برای یک موقعیت توسعهدهنده C در زمینه ابزارهای پرداخت، ماموریت اصلیام تماس با داوطلبان و دعوت به مصاحبه بود. وظیفهام این بود که آدرس و جزئیات زمان مصاحبه را به ایمیلی که در…
شرکت پرداخت الکترونیک پاسارگاد را تجربه کردم، اما محیط مالیش با وجود مزیتهای گسترده، پر از مشکلات مدیریتی و عدم کفایت بود. همکاران رده بالای بخش مالی ظاهر متفاوتی از چیزی که انتظار میرفت نشان میدادند؛ مدیران رده بالا…
با وجود محیط کار ناامن و ناسالم، مدتی را در واحد مالی شرکت گزراندن که اکنون تصمیم به ترک کار گرفتهام و میخواهم تجربهام را به اشتراک بگذارم. فضای کار به شدت توأم با تنش و فضایی غیر قابل تحمل بود. ریحان حسابداری با نام…
اول هر تجربه کاری که دارم رو با چالشها و نگرانیها آغاز میکنم: این شرکت تا حد زیادی نامش در ذهن همه روشن است، اما واقعيت ها از چشمانداز من خیلی مبهم به نظر میرسد و گاهی سرنوشت حضورمان در کار یا نبودنش در لیست…
من سه سال از عمرم را در این شرکت صرف کردم و از آنجا بیرون میآیم تا تجربهای تازه بیابد. مدیریتها با تجربه پایین بودند از مدیرعامل گرفته تا مدیران زیرمجموعه، هرچند همکاران حرفهای هم نبودند و بیشتر منتظر بهبود وضعیتشان…
برای من به عنوان متقاضی تجربهای بود که با تیکههای غیررسمی و رفتارهای غیرحرفهای همراه شد. در ابتدای ارتباط، فرد منابع انسانی با من تماس گرفت و با دست روی همیشهدوستانه میگفت با تصویر من در سایت جاب ویژن مشکلی دارد یا…