روغن
تجربه کاری روغن در پرشیا خودرو
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مدیران این مجموعه همانند جریانی بیثبات و پر از شبهه به نظر میرسند؛ از همفکری و همسویی تیمی خبری نیست و هر بار با تغییرات گسترده در سطح مدیریتی روبهرو هستیم. امنیت شغلی وجود ندارد و تبلیغات گسترده فریبنده است، از ادعاهای بزرگ تا واقعیت اجرایی فاصله دارد. در عمل تنها هیاهویی برای جذب نیرو دیده میشود و از جانب شرکت هیچ پشتوانهای برای سرمایهگذاری و پایداری دیده نمیشود. فهرست مشکلات به ترتیب زمانی از کمبودن حمایتهای مدیریتی تا عدم نظم در ساختار سازمانی و انجام کارها ادامه دارد، بهطوریکه مشخص نیست چه کسی مسئول چه بخشی است. به نظر میرسد در تیمی با تغییرات مکرر مدیران، کارمندان بهمراتب کمتر از انتظار حقوق و مزایا دریافت میکنند و فرایندهای پرداخت یا تامین مایحتاج روزمره مثل هزینه غذا و ایابوذهاب هم با تاخیر و مشکلاتی همراه است. دورنمای رشد و انگیزه در چنین فضایی کاهش مییابد و برخی اوقات تشویقهای غیرواقعی یا معکوس داده میشود. نکتهای که همیشه شنیده میشود این است که ساختار سازمانی بهدرستی تعریف نشده و در نتیجه ارتباطات داخلی و وظایف افراد بهدرستی مشخص نیست. در کنار اینها، تفاوتهای بین واحدهای مختلف شرکت هم به چشم میخورد و برخی کارکنان بهطور همزمان در پستها و بخشهای مختلف مشغول به کارند بدون هماهنگی مناسب. در زمینه پرداختها نیز گزارشهایی از سهم بازار و پورسانتهای کمتر از حد انتظار برای برخی محصولات مطرح شده است و این موضوع به اعتماد کارکنان آسیب میزند. با وجود این همه، هنوز امیدی در میان نیروها برای بهبود وجود دارد، اما نیازمند بازنگری جدی در ساختار، پاسخگویی مدیران و بهبود فرایندهای اجرایی است تا تجربه کاری سالم و پایداری ارائه شود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در پی یک تجربه مصاحبه در پرشیا خودرو، فهمیدم که روند کار واقعا نامنظم بود و از همان صبح سردرگمی ادامه داشت. قرار بود ساعتی مشخص برای مصاحبه داشته باشم، اما من در همان روز به آنجا رفتم و بعد از چندین ساعت بهطور ناگهانی به یک نفر معرفی شدم تا با او مصاحبه کنم، و پس از آن کنار فرد دیگری رفتم تا با او صحبت کنم. نفر سوم که به نظر میرسید قائممقام شرکت باشد، من را به مصاحبه با نفر چهارم فرستاد. او هم با من مصاحبه کرد و در جریان کار گفت که بهتر است با مسئول منابع انسانی صحبت کنم و از من بهعنوان نیرویی بالقوه یاد کرد. در نهایت نفر چهارم هم با من مصاحبه انجام داد و از ساعت نه صبح تا دو بعدازظهر در پرشیا خودرو حضور داشتم تا مراحل مصاحبه تکمیل شود، اما در پایان مسئول منابع انسانی اعلام کرد که خبری از نتیجه به زودی میشود، و تا امروز هیچ اطلاعی دریافت نکردم.
در نخستین مصاحبه با مدیر پشتیبانی، ارتباطات و روابط عمومی نقش پررنگی داشتند و گفتوگو بیشتر حول این حوزه بود. مصاحبه دوم هم به لطف پرسشهای تخصصی و توصیف دقیق تجربههای گذشتهام ادامه پیدا کرد و دلچرکینی از ترک کارهای سابق را مطرح کردم؛ همچنین درباره مکانهایی که کار کردم و اقداماتم توضیح دادم. در نهایت، هر دو جلسه با آرامش و حوصله برگزار شد، اما نتیجهای مشخص برایم به دست نیامد.
در مصاحبه کارآموز منابع انسانی با پرشیا خودرو، پرسشها حول چرایی طولانی شدن تحصیل و تغییر رشته مطرح شد و از من خواسته شد تا درباره اولین حضورم در شرکت و سمینار چه چیزهایی را بهتر از بقیه بیان کنم. نکتههای کلیدی این تجربه این بود که فرد باید شناخت نسبت به خودش داشته باشد، صبور باشد و در حین صحبت با مصاحبهکننده از حرف او پس نزند. درباره ویژگیهای مهم برای تیم، به نظر من مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی برخورد کنم و با آنها تعامل برقرار کنم. عقایدی که برای برخی افراد اهمیت ندارد همچنان جزء بحث نبود، اما به طور کلی درونمایه این شرکت بر روابط عمومی قوی تأکید دارد و اینکه فردی خوشرو و خوشرفتار باشد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
برای من که سالها در صنعت این کار را دنبال میکنم، بیثباتی شدید و بیاعتمادی به آینده کار از همه چیز بدتر است؛ با وجودکسانی که واقعا تخصص و دقت دارند، تعدادشان خیلی کم است و اغلب مدیران به دلیل پارتیبازی و ارتباطات در پستهایشان حضور دارند.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
من با شرکت پرشیا خودرو تجربهای در حوزه مدیر دیجیتال مارکتینگ داشتم. برای آغاز کار، اول با خانم امیر مصاحبه کردم و او مرا به سمت آقای رشیدی هدایت کرد. در نتیجه کل روند مصاحبه بهطور کلی ضعیف به نظر میرسید. پس از گذشت یک هفته به کمیته منابع انسانی رفتم؛ جلسات چهار نفره بود که هر کدام سطح تسلط متفاوتی داشتند. سوالات به شکل کلیشهای و با حالت مصاحبهگری حرفهای مطرح شد. از من پروپوزال خواستند و بالاخره پس از یک هفته روی پروپوزال کار کردم و گفتم آماده است؛ اما از من خواستند آن را ایمیل کنم. وقتی گفتند ایمیل کن، من فرستادم. اما نتیجه به شکلی بود که احساس کردم اگر رنگ خبر و کار را ببینم، من هم همان احساس را دارم. به نظر میرسید که پاسخ مثبتی نمیگیرم، و به نوعی از پذیرش فاصله داشتم. در نهایت به تعبیر من اوضاع به شکلی بود که بیان شود پرشیا خودرو شرایط خوبی ندارد، یا حداقل در مقایسه با توقع من، فاصله وجود داشت. نتیجهای که از تجربه گرفتم این بود که با وجود تلاش و ارسال پروپوزال، ارزیابی نهایی همچنان مثبت نبود. شوتی خودرو!